رباعیات

رودکی

رباعی شمارهٔ ۴

رودکی
دل خسته و بستهٔ مسلسل موییست خون گشته و کشتهٔ بت هندوییست
سودی ندهد نصیحتت، ای واعظ ای خانه خراب طرفه یک پهلوییست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیفِ تسلیمِ تام و تمامِ عاشق در برابر زیباییِ دلبر می‌پردازد. دلِ شاعر در بندِ زلفِ پیچ‌درپیچِ محبوب گرفتار شده و به مرزِ نابودی رسیده است.

فضای شعر، فضایی است آکنده از شوریدگی که در آن توصیه‌های عقلانی و اخلاقیِ واعظان در برابرِ سیطره‌ی عشقِ مطلق، رنگ می‌بازد و هیچ اثری بر جانِ شیفته‌ی عاشق ندارد.

معنای روان

دل خسته و بستهٔ مسلسل موییست خون گشته و کشتهٔ بت هندوییست

دلِ خسته و رنجورِ من، گرفتار و دربندِ حلقه‌های پیچ‌درپیچِ گیسوانِ معشوق است و به دلیلِ بی‌رحمیِ آن محبوبِ زیباروی (که در اینجا به بتِ هندو تشبیه شده)، به خون نشسته و از پای درآمده است.

سودی ندهد نصیحتت، ای واعظ ای خانه خراب طرفه یک پهلوییست

ای واعظ و پندگو، نصیحت کردنِ تو در این حال برای من هیچ فایده‌ای ندارد؛ چرا که خودِ تو نیز با یک نگاهِ خاص و حیرت‌انگیزِ آن دلبر، خانه‌خراب و گرفتار شده‌ای.

آرایه‌های ادبی

تشبیه بت هندو

اشاره به محبوبِ زیباروی و بی‌رحم که به دلیلِ سیاهیِ مو و چشم، به بتِ هندو تشبیه شده است.

استعاره مسلسل مو

گیسوانِ معشوق به زنجیرِ پیوسته و تکرارشونده تشبیه شده است تا نشان‌دهنده‌ی گرفتاری و اسارتِ عاشق باشد.