دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

بی پدر

پروین اعتصامی
به سر خاک پدر، دخترکی صورت و سینه بناخن میخست
که نه پیوند و نه مادر دارم کاش روحم به پدر می پیوست
گریه ام بهر پدر نیست که او مرد و از رنج تهیدستی رست
زان کنم گریه که اندریم بخت دام بر هر طرف انداخت گسست
شصت سال آفت این دریا دید هیچ ماهیش نیفتاد به شست
پدرم مرد ز بی داروئی وندرین کوی، سه داروگر هست
دل مسکینم از این غم بگداخت که طبیبش ببالین ننشست
سوی همسایه پی نان رفتم تا مرا دید، در خانه ببست
همه دیدند که افتاده ز پای لیک روزی نگرفتندش دست
آب دادم بپدر چون نان خواست دیشب از دیدهٔ من آتش جست
هم قبا داشت ثریا، هم کفش دل من بود که ایام شکست
اینهمه بخل چرا کرد، مگر من چه میخواستم از گیتی پست
سیم و زر بود، خدائی گر بود آه از این آدمی دیوپرست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، تصویری تکان‌دهنده و عمیق از فقر و بی‌عدالتی اجتماعی است که از زبان کودکی یتیم روایت می‌شود. شاعر با به تصویر کشیدن سوگواری این دختر بر مزار پدر، بی‌رحمیِ جامعه‌ای را به نقد می‌کشد که در آن، شکاف میان طبقات ثروتمند و تهیدست، انسانیت را قربانی کرده است.

مفهوم بنیادین اثر، اعتراض به بی‌تفاوتیِ توانگران نسبت به دردمندان است. راوی، مرگ پدر را نه یک رخداد طبیعی، بلکه نتیجه مستقیمِ سنگدلی اطرافیان و فقدان حمایت اجتماعی می‌داند. در این فضا، دین‌داریِ ظاهری و دلبستگی به زر و سیم، جایگزین اخلاق و مهربانی شده است.

معنای روان

به سر خاک پدر، دخترکی صورت و سینه بناخن میخست

دخترک خردسالی بر سر مزار پدرش نشسته بود و از شدت اندوه، چهره و سینه‌اش را با ناخن‌هایش می‌خراشید.

نکته ادبی: خستن در اینجا به معنای خراشیدن و زخمی کردن است که در متون کلاسیک برای بیان نهایت اندوه به کار می‌رود.

که نه پیوند و نه مادر دارم کاش روحم به پدر می پیوست

او با خود می‌گفت که اکنون نه خانواده‌ای دارم و نه مادری که پشتیبانم باشد، کاش من هم همراه پدرم از این دنیا می‌رفتم.

نکته ادبی: پیوند در اینجا به معنای خویشاوند و حامی است.

گریه ام بهر پدر نیست که او مرد و از رنج تهیدستی رست

گریه من به خاطر مرگ پدرم نیست؛ زیرا او با مرگش از رنجِ فقر و تنگدستی رها شد و آسود.

نکته ادبی: تهیدستی به معنای نداری و فقر مطلق است که با ترکیبِ رنج، وضعیت وخیم معیشتی را تصویر می‌کند.

زان کنم گریه که اندریم بخت دام بر هر طرف انداخت گسست

علت گریه من این است که بختِ بدِ من، هر دام و نقشه‌ای که برای بهبود زندگی چیدم، آن را پاره کرد و به نتیجه نرسید.

نکته ادبی: کنایه از بسته بودن راه‌های موفقیت و ناکامی همیشگی در تغییر وضعیت معیشتی.

شصت سال آفت این دریا دید هیچ ماهیش نیفتاد به شست

پدرم شصت سال عمر خود را در این دریایِ دنیایِ بی‌رحم گذراند، اما هرگز نصیبی از آن نبرد و به ثروتی نرسید.

نکته ادبی: شست در اینجا به معنای قلاب ماهیگیری است که استعاره از وسیله‌ای برای کسب رزق و روزی است.

پدرم مرد ز بی داروئی وندرین کوی، سه داروگر هست

پدرم به خاطر نداری و ناتوانی در تهیه دارو جان سپرد، در حالی که در همین محله، سه داروخانه و طبیب وجود داشت.

نکته ادبی: کوی در اینجا به معنای محله یا منطقه زندگی است و تضاد بین مرگ و وجود دارو، طنز تلخی را ایجاد کرده است.

دل مسکینم از این غم بگداخت که طبیبش ببالین ننشست

قلب کوچکم از این غمِ بزرگ آب شد و سوخت که با وجود این همه دارو، هیچ پزشکی حاضر نشد بر بالین پدرم حاضر شود و او را درمان کند.

نکته ادبی: دلِ مسکین به معنای دلِ فقیر و بیچاره است که استعاره از روحِ دردمند دختر است.

سوی همسایه پی نان رفتم تا مرا دید، در خانه ببست

برای گرفتن تکه‌ای نان به سراغ همسایه رفتم، اما همین که مرا دید و وضعیتم را فهمید، درِ خانه را به رویم بست.

نکته ادبی: بستن در، کنایه از نادیده گرفتن همسایه و بی‌تفاوتی نسبت به حقِ همسایگی است.

همه دیدند که افتاده ز پای لیک روزی نگرفتندش دست

همه می‌دیدند که پدرم از پا افتاده و توان حرکت ندارد، اما هیچ‌کس دست یاری به سوی او دراز نکرد.

نکته ادبی: از پا افتادن کنایه از ناتوانی مطلق و در آستانه مرگ بودن است.

آب دادم بپدر چون نان خواست دیشب از دیدهٔ من آتش جست

دیشب وقتی پدرم از من نان خواست، چیزی جز آب نداشتم که به او بدهم؛ دیدن این صحنه، چشمانم را به سوزش واداشت و گویی آتشی از آن زبانه کشید.

نکته ادبی: جستن آتش از دیده، کنایه از گریستنِ بسیار شدید و سوزناک است.

هم قبا داشت ثریا، هم کفش دل من بود که ایام شکست

کسانی مانند ثریا هم کفش و لباس داشتند و هم رفاه، اما روزگارِ من و پدرم را با شکست و سختی همراه کرد.

نکته ادبی: ثریا در اینجا نامی است که استعاره از افراد مرفه و طبقه اشرافی جامعه است.

اینهمه بخل چرا کرد، مگر من چه میخواستم از گیتی پست

این‌همه خسیس بودن برای چیست؟ من مگر در این دنیای بی‌ارزش، چه خواسته بزرگی داشتم که از آن دریغ کردند؟

نکته ادبی: گیتیِ پست به معنای دنیا به دلیل ناپایداری و ارزش کم در برابر مفاهیم معنوی است.

سیم و زر بود، خدائی گر بود آه از این آدمی دیوپرست

اگر خدایی در این دنیا وجود دارد، پس این همه طلا و ثروت نزد دیگران برای چیست؟ وای بر این انسان‌هایی که پرستشِ پول و ثروت، جای خداپرستی را برایشان گرفته است.

نکته ادبی: دیوپرست به معنای کسی است که به جای فضایل انسانی و الهی، اسیرِ حرص و طمع مادیات شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شصت سال آفت این دریا

دنیا به دریایی تشبیه شده که به جای مروارید، جز رنج و سختی نصیبِ فقرا نمی‌کند.

کنایه دست نگرفتن

به معنای یاری نکردن و بی‌توجهی به وضعیت یک انسان مستمند.

تضاد در کوی، سه داروگر هست / پدرم مرد

تقابل میانِ وجودِ امکانات و عدم دسترسیِ فقرا به آن، که عمق فاجعه را نشان می‌دهد.

تشبیه و کنایه از دیدهٔ من آتش جست

گریه شدید و اشکی که از شدت غم می‌سوزاند، به آتش تشبیه شده است.