دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

ای رنجبر

پروین اعتصامی
تا بکی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر ریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجبر
زینهمه خواری که بینی زافتاب و خاک و باد چیست مزدت جز نکوهش یا عتاب ای رنجبر
از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی چند میترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر
جمله آنان را که چون زالو مکندت خون بریز وندران خون دست و پائی کن خضاب ای رنجبر
دیو آز و خودپرستی را بگیر و حبس کن تا شود چهر حقیقت بی حجاب ای رنجبر
حاکم شرعی که بهر رشوه فتوی میدهد کی دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر
آنکه خود را پاک میداند ز هر آلودگی میکند مردار خواری چون غراب ای رنجبر
گر که اطفال تو بی شامند شبها باک نیست خواجه تیهو می کند هر شب کباب ای رنجبر
گر چراغت را نبخشیده است گردون روشنی غم مخور، میتابد امشب ماهتاب ای رنجبر
در خور دانش امیرانند و فرزندانشان تو چه خواهی فهم کردن از کتاب ای رنجبر
مردم آنانند کز حکم و سیاست آگهند کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر
هر که پوشد جامهٔ نیکو بزرگ و لایق اوست رو تو صدها وصله داری بر ثیاب ای رنجبر
جامه ات شوخ است و رویت تیره رنگ از گرد و خاک از تو میبایست کردن اجتناب ای رنجبر
هر چه بنویسند حکام اندرین محضر رواست کس نخواهد خواستن زیشان حساب ای رنجبر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه فریادی است دردمندانه و بیدارگرانه که بر نابرابری‌های عمیق اجتماعی و استثمار طبقه کارگر توسط زالوصفتان قدرت و ثروت می‌تازد. شاعر با زبانی صریح و تصویری تکان‌دهنده، مخاطب خود را که همان رنجبر است، از خواب غفلت بیدار می‌کند و او را به بازپس‌گیری حقوق پایمال‌شده‌اش دعوت می‌کند.

فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از تضاد طبقاتی است که در آن، کارگر با وجود تلاش و جان‌فشانی بی‌پایان، در فقر و خواری به سر می‌برد، در حالی که طبقه حاکم و مرفه، با تکیه بر زر و زور و تزویر، به عیش و نوش مشغول است. این اثر نه تنها یک مرثیه برای رنج‌های انسانی، بلکه مانیفستی برای آگاهی‌بخشی و مبارزه با ظلم است.

معنای روان

تا بکی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر ریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجبر

ای کارگر، تا کی می‌خواهی در زیر آفتاب سوزان جان بکنی و برای به دست آوردن لقمه نانی، این‌چنین عرق از سر و صورتت جاری شود؟

نکته ادبی: واژه چهر در اینجا به معنای صورت و روی است و ریختنِ آب از چهره، کنایه از عرقِ جبین است.

زینهمه خواری که بینی زافتاب و خاک و باد چیست مزدت جز نکوهش یا عتاب ای رنجبر

در برابر این‌همه تحقیر و سختی که از زمین و زمان می‌بینی، چه پاداشی جز سرزنش و بدگویی عایدت شده است؟

نکته ادبی: عتاب به معنای سرزنش و نکوهش است و استفاده از عناصر طبیعی (آفتاب و خاک و باد) برای بیان گستردگی رنج است.

از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی چند میترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر

برخیز و حقوقی که از تو پایمال شده است را مطالبه کن؛ چرا از این صاحبان قدرت و ثروت می‌ترسی؟

نکته ادبی: خان و جناب کنایه از طبقه حاکم و ذی‌نفوذان جامعه است که با تکیه بر القاب خود می‌تازند.

جمله آنان را که چون زالو مکندت خون بریز وندران خون دست و پائی کن خضاب ای رنجبر

تمام کسانی را که همچون زالو خون تو را می‌مکند و از دسترنجت تغذیه می‌کنند، نابود کن و با خون آنان دست و پای خود را رنگین (آزاد) کن.

نکته ادبی: خضاب کردن در اینجا کنایه از مبارزه و گرفتن انتقام برای رسیدن به حقوق خویش است.

دیو آز و خودپرستی را بگیر و حبس کن تا شود چهر حقیقت بی حجاب ای رنجبر

آن خویِ حریصانه و خودخواهانه را مهار کن و در بند بکش تا چهره حقیقت از پسِ پرده ریا و تزویر آشکار شود.

نکته ادبی: دیو آز نمادی از طمع و نفسانیات است که مانع دیدن حقیقت می‌شود.

حاکم شرعی که بهر رشوه فتوی میدهد کی دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر

آن قاضی یا حاکم شرعی که با گرفتن رشوه حکم صادر می‌کند، چگونه ممکن است به فریاد مظلومان برسد؟

نکته ادبی: انتقاد از فساد در نهادهای مذهبی و قضایی که در آن زمان به جای عدالت، به ثروت‌اندوزی می‌پرداختند.

آنکه خود را پاک میداند ز هر آلودگی میکند مردار خواری چون غراب ای رنجبر

کسی که ظاهری آراسته و پاک دارد، در باطن همچون کلاغی لاشه‌خوار، به حرام‌خواری مشغول است.

نکته ادبی: غراب (کلاغ) نماد شومی و ناپاکی در ادبیات است که در تضاد با ظاهر آراسته قرار گرفته است.

گر که اطفال تو بی شامند شبها باک نیست خواجه تیهو می کند هر شب کباب ای رنجبر

اگر فرزندان تو شب‌ها گرسنه می‌خوابند، برای آن ثروتمند اهمیتی ندارد، چرا که او هر شب پرنده شکاری (تیهو) کباب می‌کند و می‌خورد.

نکته ادبی: تیهو نوعی پرنده است که کباب آن غذایی اشرافی محسوب می‌شده و نماد عیش‌ونوش طبقه مرفه‌است.

گر چراغت را نبخشیده است گردون روشنی غم مخور، میتابد امشب ماهتاب ای رنجبر

اگر سرنوشت برای تو هیچ روشنایی و امیدی فراهم نکرده است، غمگین مباش که ماهِ درخشان در آسمان برای همه می‌تابد.

نکته ادبی: اشاره به تساوی نعمات طبیعی در برابر نابرابری‌های ساخته دست بشر دارد.

در خور دانش امیرانند و فرزندانشان تو چه خواهی فهم کردن از کتاب ای رنجبر

به تو می‌گویند که دانش و کتاب خواندن تنها برای امیران و فرزندان آن‌هاست و تو از فهم آن ناتوانی.

نکته ادبی: بیان تبعیض آموزشی و تحقیر کارگر با محروم کردن او از ابزارهای آگاهی.

مردم آنانند کز حکم و سیاست آگهند کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر

در نظر آنان، فقط کسانی انسان محسوب می‌شوند که بر مسند قدرت و سیاست هستند و کارگر سهمی جز غم و اضطراب ندارد.

نکته ادبی: تعریف طبقاتی از انسان بودن؛ کسانی که در قدرت نیستند از دایره انسانیتِ حاکمان خارج می‌شوند.

هر که پوشد جامهٔ نیکو بزرگ و لایق اوست رو تو صدها وصله داری بر ثیاب ای رنجبر

هر کس لباس گران‌بها بپوشد، در نظرشان محترم و بزرگ است، اما تو که لباست پر از وصله است، بی‌ارزش تلقی می‌شوی.

نکته ادبی: ثیاب جمع ثوب به معنای جامه‌ها و لباس‌هاست؛ اشاره به قضاوت ظاهری جامعه.

جامه ات شوخ است و رویت تیره رنگ از گرد و خاک از تو میبایست کردن اجتناب ای رنجبر

از دیدگاه آنان، لباس تو کثیف و چهره‌ات به خاطر کار و فقر تیره شده است، پس باید از تو دوری کنند.

نکته ادبی: شوخ به معنای چرک و آلودگی است؛ اشاره به طرد اجتماعی کارگر به دلیل فقر.

هر چه بنویسند حکام اندرین محضر رواست کس نخواهد خواستن زیشان حساب ای رنجبر

هر دستوری که حاکمان در این محضر صادر کنند، در نظرشان صحیح است و هیچ‌کس جرئت ندارد از آن‌ها حساب‌رسی کند.

نکته ادبی: بیان استبداد مطلق و عدم پاسخگویی حاکمان در برابر ملت.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) فرزندان تو بی شام / خواجه تیهو کباب

تقابل شدید بین فقر مطلق کارگر و شکم‌بارگی طبقه مرفه.

تشبیه چون زالو مکندت خون

تشبیه استثمارگران به زالو که بی‌رحمانه خون کارگر را می‌مکند.

کنایه خضاب کردن دست و پا با خون

کنایه از مبارزه خونین و رسیدن به حق از طریق قیام.

استعاره دیو آز

نمادین کردن حرص و طمع به صورت یک هیولای اساطیری.

تلمیح و نماد غراب (کلاغ)

استفاده از کلاغ به عنوان نماد شومی و لاشه‌خواری برای توصیف ریاکاران.