دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

امروز و فردا

پروین اعتصامی
بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنائی هست
من به پیوند تو یک رای شدم گر ترا نیز چنین رائی هست
گفت فردا به گلستان باز آی تا ببینی چه تماشائی هست
گر که منظور تو زیبائی ماست هر طرف چهرهٔ زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است همه جا شاهد رعنائی هست
باغبانان همگی بیدارند چمن و جوی مصفائی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس همه جا ساغر و صهبائی هست
نه ز مرغان چمن گمشده ایست نه ز زاغ و زغن آوائی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است نه به گلشن اثر پائی هست
هیچکس را سر بدخوئی نیست همه را میل مدارائی هست
گفت رازی که نهان است ببین اگرت دیدهٔ بینائی هست
هم از امروز سخن باید گفت که خبر داشت که فردائی هست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه ادبی، گفتگویی نمادین میان بلبل و گل است که در آن، بلبل در جستجوی وصال و کامیابی شخصی برآمده است؛ اما گل با پاسخی حکیمانه، توجه او را از تمنیات نفسانی و محدود، به سوی زیبایی‌های گسترده طبیعت و آرامش محیط پیرامون جلب می‌کند.

درونمایه اصلی این اثر، دعوت به قدرشناسی از لحظه حال، درک زیبایی‌های نهان در آفرینش و پرهیز از دلبستگی‌های واهی به آینده‌ای نامعلوم است؛ به گونه‌ای که گل، نگاه بلبل را از خودخواهی به سمت مشاهده حقیقتِ هستی سوق می‌دهد.

معنای روان

بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنائی هست

بلبل در خلوت شبانه، آرام و آهسته به گل گفت که خواسته‌ای از تو دارم.

نکته ادبی: واژه تمنا در زبان کهن به معنای خواست و آرزوست.

من به پیوند تو یک رای شدم گر ترا نیز چنین رائی هست

تصمیم گرفته‌ام که با تو پیوند یابم و به وصال برسم؛ اگر تو نیز چنین تصمیمی داری و خواهانِ این پیوند هستی، پاسخ بده.

نکته ادبی: رای در اینجا به معنای اندیشه، قصد و تصمیم است.

گفت فردا به گلستان باز آی تا ببینی چه تماشائی هست

گل پاسخ داد که فردا دوباره به این گلستان بازگرد تا شاهد زیبایی‌ها و تماشاخانه‌ای باشی که در اینجا برپاست.

نکته ادبی: تماشائی به معنای چیزی است که دیدنی و حیرت‌انگیز است.

گر که منظور تو زیبائی ماست هر طرف چهرهٔ زیبائی هست

اگر هدف و منظور تو از این درخواست، تنها بهره‌مند شدن از زیبایی من است، باید بدانی که در هر گوشه و کناری، چهره‌های زیبا و دل‌انگیزی وجود دارد.

نکته ادبی: منظور در اینجا به معنای مقصود و هدف است.

پا بهرجا که نهی برگ گلی است همه جا شاهد رعنائی هست

در هر قدمی که برمی‌داری، گلبرگی آراسته می‌بینی و در همه جای این باغ، نشانه‌ای از رعنایی و شکوه هستی به چشم می‌خورد.

نکته ادبی: شاهد به معنای معشوق و زیباییِ عیان در عالم است.

باغبانان همگی بیدارند چمن و جوی مصفائی هست

باغبانانِ دلسوز همواره مراقب و بیدارند و این چمنزار و جویبارهای زلال، فضایی کاملاً پاک و تماشایی را فراهم کرده‌اند.

نکته ادبی: مصفا به معنای پاک، زلال و صاف است.

قدح از لاله بگیرد نرگس همه جا ساغر و صهبائی هست

گل نرگس از لاله جام می‌گیرد و در همه جای باغ، اسبابِ مستی و نشاطِ روحانی مهیاست.

نکته ادبی: صهبا در ادبیات کلاسیک به معنای شراب سرخ‌فام و نماد مستیِ عشق است.

نه ز مرغان چمن گمشده ایست نه ز زاغ و زغن آوائی هست

در این گلستان، نه از پرندگانِ نغمه‌خوانِ ناهنجار خبری هست و نه صدای ناهنجار زاغ و زغن به گوش می‌رسد؛ همه چیز در کمال آرامش است.

نکته ادبی: زاغ و زغن به عنوان نمادِ ناپاکی و صدای ناهنجار در مقابل پرندگانِ نغمه‌خوان آمده است.

نه ز گلچین حوادث خبری است نه به گلشن اثر پائی هست

از دست‌های ویرانگر حوادث خبری نیست و در این باغِ بهشتی، هیچ نشانه‌ای از آسیب و تخریب وجود ندارد.

نکته ادبی: پای در اینجا کنایه از اثر و ردِ ویرانگری است.

هیچکس را سر بدخوئی نیست همه را میل مدارائی هست

هیچ‌کس در این محیط قصدِ بدرفتاری یا کینه‌توزی ندارد و در میان همه، میل به مدارا، دوستی و سازگاری موج می‌زند.

نکته ادبی: مدارا به معنای سازگاری، ملایمت و رفق با دیگران است.

گفت رازی که نهان است ببین اگرت دیدهٔ بینائی هست

گل گفت اگر چشم حقیقت‌بین داشته باشی، رازی که در پسِ این ظاهرِ زیبا پنهان است را تماشا کن.

نکته ادبی: دیده بینا کنایه از بصیرت و چشمِ دل است که حقیقت را می‌بیند.

هم از امروز سخن باید گفت که خبر داشت که فردائی هست

به جای اندیشیدن به آینده، باید از همین لحظه (امروز) سخن گفت و بهره برد، چرا که هیچ‌کس از فردا و آمدنش خبر ندارد.

نکته ادبی: اشاره به مفهوم غنیمت شمردنِ وقت که بن‌مایه بسیاری از اشعار حکمی است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (Personification) بلبل آهسته به گل گفت

نسبت دادن توانایی سخن گفتن و تفکر به عناصر طبیعت.

استعاره (Metaphor) گلچین حوادث

استفاده از گلچین به عنوان نمادِ دست‌های آسیب‌رسان و سرنوشتِ ناخوشایند.

ایهام (Ambiguity) ساغر و صهبا

اشاره به ظرفِ نوشیدن و شراب که می‌تواند نمادِ مستیِ عرفانی و زیبایی‌های طبیعت باشد.