دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

احسان بی ثمر

پروین اعتصامی
بارید ابر بر گل پژمرده ای و گفت کاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم
از بهر شستن رخ پاکیزه ات ز گرد بگرفتم آب پاک ز دریا و تاختم
خندید گل که دیر شد این بخشش و عطا رخساره ای نماند، ز گرما گداختم
ناسازگاری از فلک آمد، وگرنه من با خاک خوی کردم و با خار ساختم
ننواخت هیچگاه مرا، گرچه بیدریغ هر زیر و بم که گفت قضا، من نواختم
تا خیمهٔ وجود من افراشت بخت گفت کاز بهر واژگون شدنش برفراختم
دیگر ز نرد هستیم امید برد نیست کاز طاق و جفت، آنچه مرا بود باختم
منظور و مقصدی نشناسد بجز جفا من با یکی نظاره، جهان را شناختم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر گفتگویی است تأمل‌برانگیز و دراماتیک میان ابری بخشنده (اما ناآگاه به وضعیت) و گلی پژمرده که در آستانه فنا قرار دارد. پیام اصلی شعر، نقدِ بیهودگیِ کمک‌هایی است که پس از سپری شدن زمانِ نیاز می‌رسند و همچنین شکوه و گلایه‌ای عمیق از جفای روزگار؛ روزگاری که موجودات را تنها برای نابودی خلق می‌کند و فرصت زیستن را از آن‌ها می‌ستاند.

در لایه‌های عمیق‌تر، این ابیات بازتاب‌دهنده دیدگاهی بدبینانه و فلسفی به چرخه هستی است؛ جایی که فرد تلاش می‌کند با شرایط سختِ موجود (مانند خاک و خار) کنار بیاید، اما دستِ تقدیر چنان بی‌رحمانه عمل می‌کند که حتی تلاش‌های مثبت (مانند بارش ابر) نیز دیگر اثربخش نیستند و زندگی به قمارخانه‌ای می‌ماند که در آن همه دارایی‌ها از دست می‌رود.

معنای روان

بارید ابر بر گل پژمرده ای و گفت کاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم

ابر بر گلی که در حال از بین رفتن بود، بارید و گفت: «من با این قطره باران، گوشواره‌ای برای زیبایی تو ساختم.»

نکته ادبی: واژه «آویزه» در اینجا به معنای گوشواره و زیور است که استعاره از قطره باران می‌باشد.

از بهر شستن رخ پاکیزه ات ز گرد بگرفتم آب پاک ز دریا و تاختم

ابر ادامه داد: «برای اینکه چهره‌ات را از گرد و غبار پاک کنم، از دریا آب زلال برداشتم و بر تو باریدم.»

نکته ادبی: «تاختم» در اینجا به معنای هجوم بردن یا فرود آمدنِ سریع است که با مفهوم بارش در تضادِ معناییِ لطیفی قرار دارد.

خندید گل که دیر شد این بخشش و عطا رخساره ای نماند، ز گرما گداختم

گل خنده‌ای تلخ کرد و گفت: «این بخشش و توجه، دیگر سودی ندارد؛ چون دیگر چهره‌ای برای من باقی نمانده و از شدت گرمای آفتاب سوخته‌ام.»

نکته ادبی: «گداختن» به معنای ذوب شدن است که در اینجا برای توصیف پژمردگی و نابودی ناشی از گرما به کار رفته است.

ناسازگاری از فلک آمد، وگرنه من با خاک خوی کردم و با خار ساختم

مشکل و ناسازگاری از جانب آسمان و سرنوشت است، وگرنه من با شرایط سختِ زندگی در خاک و تحمل خارها، کنار آمده بودم و می‌ساختم.

نکته ادبی: «فلک» در ادبیات کلاسیک نماد سرنوشت، بخت و آسمان است که مسئول رخدادهای ناگوار شمرده می‌شود.

ننواخت هیچگاه مرا، گرچه بیدریغ هر زیر و بم که گفت قضا، من نواختم

سرنوشت هیچ‌گاه با من مهربانی نکرد، اگرچه من تمامِ دستورات و احکامِ تلخ و شیرینِ تقدیر را بی‌کم‌وکاست اجرا کردم.

نکته ادبی: «نواختن» دو معنا دارد: ۱. مهربانی کردن (نواختنِ سازِ دوستی) ۲. نواختنِ ساز. شاعر با ایهام، هم به معنای نوازش و هم به معنای اجرایِ بی‌چون‌وچرای حکم قضا اشاره دارد.

تا خیمهٔ وجود من افراشت بخت گفت کاز بهر واژگون شدنش برفراختم

از همان لحظه‌ای که بخت، خیمه وجود مرا برپا کرد، می‌دانستم که آن را تنها برای واژگون کردن و فرو ریختنش بنا کرده است.

نکته ادبی: «واژگون شدنش» استعاره از مرگ و زوالِ ساختارِ وجودیِ گل است.

دیگر ز نرد هستیم امید برد نیست کاز طاق و جفت، آنچه مرا بود باختم

دیگر در بازی زندگی هیچ امیدی به برنده شدن ندارم، چون در این بازی (نرد)، تمامِ داشته‌هایم را باخته‌ام.

نکته ادبی: «نرد» نام بازی قدیمی با مهره و تاس است که در ادبیات فارسی نمادِ بازیِ سرنوشت و قمارِ زندگی است.

منظور و مقصدی نشناسد بجز جفا من با یکی نظاره، جهان را شناختم

سرنوشت جز ستمگری و بی‌رحمی مقصدی ندارد؛ من با همان یک نگاه اولیه به جهان، ذاتِ بی‌مهرِ آن را شناختم.

نکته ادبی: «نظاره» به معنای نگاه کردن است؛ تأکید شاعر بر شناختِ جهان تنها با یک نگاه، بیانگرِ تجربه تلخ و مستقیم اوست.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (جان‌بخشی) بارید ابر... و گفت

شاعر به ابر و گل ویژگی انسانی (تکلم، خندیدن، انتخاب کردن) بخشیده تا تقابل دیدگاه‌ها را ملموس‌تر کند.

استعاره آویزه

قطره باران به گوشواره‌ای تشبیه شده که ابر آن را برای گل ساخته است.

کنایه نردِ هستی

زندگی به بازی نرد تشبیه شده است که در آن برد و باخت وجود دارد و هر لحظه احتمال از دست رفتن سرمایه وجودی هست.

تضاد خاک و خار با گل

تقابلِ میانِ زشتیِ خار و محیطِ خاکی با لطافتِ گل، برای نشان دادنِ سازگاری گل با شرایط سخت.