دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

آرزوها (۵)

پروین اعتصامی
ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن
عقل را دیباچهٔ اوراق هستی ساختن علم را سرمایهٔ بازارگانی داشتن
کشتن اندر باغ جان هر لحظه ای رنگین گلی وندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن
دل برای مهربانی پروراندن لاجرم جان بتن تنها برای جانفشانی داشتن
ناتوانی را به لطفی خاطر آوردن بدست یاد عجز روزگار ناتوانی داشتن
در مدائن میهمان جغد گشتن یکشبی پرسشی از دولت نوشیروانی داشتن
صید بی پر بودن و از روزن بام قفس گفتگو با طائران بوستانی داشتن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات مجموعه‌ای از تأملات عارفانه و اخلاقی در باب اصالتِ جان و کرامتِ آدمی است. شاعر با زبانی پیراسته، مخاطب را به دوری از تعلقات دنیوی و توجه به گنجینه‌های درونی فرا می‌خواند و فضایی آکنده از حکمت، فروتنی و عبرت‌بینی ترسیم می‌کند.

در این دیدگاه، جهانِ مادی گذرگاهی فریبنده است و حقیقت در گروِ پرورشِ روح، دانش‌افروزی، مهرورزی و پذیرشِ ناپایداریِ قدرت و شوکتِ ظاهری است. شاعر هستی را باغی می‌بیند که باید در آن گل‌های معنویت رویید و در عینِ در قفس بودنِ تن، جان را پرواز داد.

معنای روان

ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن

اینکه گنجینه‌ای از معانی و خرد در دل داشته باشی، بسیار ارزشمند است؛ چنان‌که فنا شدنِ منیّت و خودخواهی، در واقع رسیدن به زندگی جاویدان است.

نکته ادبی: پارادوکس یا متناقض‌نما میان «نیست گشتن» و «جاودانی داشتن» که در عرفان به معنای مرگ اختیاری نفس است.

عقل را دیباچهٔ اوراق هستی ساختن علم را سرمایهٔ بازارگانی داشتن

خرد را به عنوانِ مقدمه و دیباچه‌ی کتابِ زندگی در نظر گرفتن و دانش را چون سرمایه‌ای برای تجارتِ معنوی در بازارِ این جهان به کار بستن، راهِ کمال است.

نکته ادبی: استعاره از هستی به کتاب و زندگی به بازار داد و ستد که نشان از نگاه ابزاری به دنیا برای تعالی روح دارد.

کشتن اندر باغ جان هر لحظه ای رنگین گلی وندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن

در باغِ جان و روح، پیوسته باید گل‌های رنگین (فضایل اخلاقی و معنوی) کاشت و در آن گلستانِ مبارک، نقشِ باغبان را ایفا کرد و به پرورشِ نیکی‌ها پرداخت.

نکته ادبی: باغبان بودن در گلشن جان استعاره از مراقبه و پاسداری از پاکی‌های درونی است.

دل برای مهربانی پروراندن لاجرم جان بتن تنها برای جانفشانی داشتن

دل را باید تنها برای مهرورزی پرورد و به همین سبب، جان و جسم را نیز تنها باید وسیله‌ای برای ایثار و جان‌فشانی دانست.

نکته ادبی: تضاد درونی میان عملکرد عاطفی دل و عملکرد فداکارانه جان که نشان از تقسیم وظایف اعضای وجود دارد.

ناتوانی را به لطفی خاطر آوردن بدست یاد عجز روزگار ناتوانی داشتن

ناتوانان را با مهربانی و لطفِ خود دلگرم کردن و همواره عجز و ناتوانیِ احتمالیِ خود را در گذرِ روزگار به یاد داشتن، از خصالِ نیکان است.

نکته ادبی: اشاره به ضرورت تواضع و همدردی با ضعفا با تکیه بر گذرا بودنِ قدرت دنیوی.

در مدائن میهمان جغد گشتن یکشبی پرسشی از دولت نوشیروانی داشتن

شب‌هنگام در خرابه‌های شهر مدائن، هم‌نشینِ جغد (نماد ویرانی) شدن و با اندیشیدن به عاقبتِ شکوهِ نوشیروان، درسِ عبرت گرفتن از تاریخ، کاری حکیمانه است.

نکته ادبی: تلمیح به تاریخ ساسانی و ویرانه‌های مدائن که یادآور بی‌اعتباریِ تاج و تخت در برابر گذر زمان است.

صید بی پر بودن و از روزن بام قفس گفتگو با طائران بوستانی داشتن

در حالی که بالی برای پرواز نداریم و در قفسِ تن اسیریم، اما همچنان از دریچه‌ی این قفس با مرغانِ رها و آسمانی (اهل معنا) در گفت‌وگو باشیم.

نکته ادبی: استعاره از جسم به قفس و روحِ بلندپرواز به مرغ که در قفس گرفتار است اما با هم‌جنسانِ خود در عالم بالا ارتباط دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره گنج دل

دل به گنجینه‌ای تشبیه شده که معانیِ والا در آن نگهداری می‌شود.

تلمیح مدائن و نوشیروانی

اشاره به شکوهِ از دست رفته امپراتوری ساسانی و پادشاهی نوشیروان برای القای مفهوم زوال قدرت.

پارادوکس نیست گشتن و جاودانی داشتن

بیانِ این حقیقت عرفانی که محو شدنِ خویشتنِ انسانی، شرطِ رسیدن به بقای الهی است.

نمادپردازی جغد

نمادی برای ویرانی، تنهایی و عبرت در خرابه‌ها.