دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

آرزوها (۴)

پروین اعتصامی
ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن تیرگیها را ازین اقلیم بیرون داشتن
همچو موسی بودن از نور تجلی تابناک گفتگوها با خدا در کوه و هامون داشتن
پاک کردن خویش را ز آلودگیهای زمین خانه چون خورشید در اقطار گردون داشتن
عقل را بازارگان کردن ببازار وجود نفس را بردن برین بازار و مغبون داشتن
بی حضور کیمیا، از هر مسی زر ساختن بی وجود گوهر و زر، گنج قارون داشتن
گشتن اندر کان معنی گوهری عالمفروز هر زمانی پرتو و تابی دگرگون داشتن
عقل و علم و هوش را بایکدیگر آمیختن جان و دل را زنده زین جانبخش معجون داشتن
چون نهالی تازه، در پاداش رنج باغبان شاخه های خرد خویش از بار، وارون داشتن
هر کجا دیوست، آنجا نور یزدانی شدن هر کجا مار است، آنجا حکم افسون داشتن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در ستایش دانش‌افروزی، تزکیه نفس و پیوند میان خرد و معرفت است. شاعر، جانِ انسان را به اقلیمی تشبیه کرده که باید از تیرگی جهل و آلودگی‌های مادی پاک شود تا نور حقیقت در آن بتابد.

درونمایه اصلی شعر، دعوت به تحولی درونی و کیمیاگری معنوی است که در آن انسان با بهره‌گیری از عقل و علم، نه تنها بر هوای نفس پیروز می‌شود، بلکه به جایگاهی رفیع و نورانی دست می‌یابد که به واسطه آن، همچون باغبانِ جان، میوه‌های حکمت را به ثمر می‌نشاند.

معنای روان

ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن تیرگیها را ازین اقلیم بیرون داشتن

چه نیکوست که ذهن و اندیشه را سرشار از نورِ دانش کنیم و تاریکی‌های ناشی از نادانی را از قلمرو جان خود بیرون برانیم.

نکته ادبی: واژه مشحون به معنای پر و انباشته است و اقلیم در اینجا استعاره از گستره وجود انسان است.

همچو موسی بودن از نور تجلی تابناک گفتگوها با خدا در کوه و هامون داشتن

همچون حضرت موسی از فروغِ تجلیات الهی درخشان باشیم و در همه حال و در هر مکان، چه در کوهسار و چه در بیابان، با خداوند راز و نیاز کنیم.

نکته ادبی: اشاره به داستان موسی در کوه طور؛ هامون به معنی دشت و بیابان است.

پاک کردن خویش را ز آلودگیهای زمین خانه چون خورشید در اقطار گردون داشتن

وجود خود را از آلودگی‌های دنیوی و پست پاک گردانیم و جایگاه خویش را همچون خورشید در بلندای آسمان‌ها قرار دهیم.

نکته ادبی: اقطار جمع قُطر و به معنای نواحی و اطراف است؛ تمثیل خورشید نشانگر تعالی مقام است.

عقل را بازارگان کردن ببازار وجود نفس را بردن برین بازار و مغبون داشتن

عقل را به عنوان تاجری در بازار هستی به کار بگیریم و نفس سرکش را به این بازار ببریم تا در برابر عقل شکست خورده و ناتوان گردد.

نکته ادبی: مغبون به معنی زیان‌دیده و فریب‌خورده است که در اینجا کنایه از مهار کردن و به بند کشیدن نفس است.

بی حضور کیمیا، از هر مسی زر ساختن بی وجود گوهر و زر، گنج قارون داشتن

بدون نیاز به کیمیاگری بیرونی، مسِ وجودِ خود را به زر تبدیل کنیم و بدون داشتن طلا و ثروت مادی، به گنجینه‌های عظیم معنوی دست یابیم.

نکته ادبی: اشاره به کیمیاگری که نماد تحول روح و تضاد میان ارزش مادی و معنوی است.

گشتن اندر کان معنی گوهری عالمفروز هر زمانی پرتو و تابی دگرگون داشتن

در معدنِ معانیِ عمیق کاوش کنیم تا به گوهری درخشان تبدیل شویم که عالم را روشن می‌کند و همواره پرتوهای تازه و متفاوت از خود ساطع کنیم.

نکته ادبی: کان استعاره از عالم درون و محل استخراج معرفت است.

عقل و علم و هوش را بایکدیگر آمیختن جان و دل را زنده زین جانبخش معجون داشتن

عقل و علم و هوش را با هم ترکیب کنیم و از این معجونِ حیات‌بخش، جان و دل خود را زنده و پُرشور نگاه داریم.

نکته ادبی: جان‌بخش صفتِ این ترکیبِ خردمندانه است که حیات معنوی ایجاد می‌کند.

چون نهالی تازه، در پاداش رنج باغبان شاخه های خرد خویش از بار، وارون داشتن

همچون نهالی نوپا که در پاسخ به زحمات باغبان، شاخه‌های پربارش را از سنگینی میوه‌ها به سمت پایین خم می‌کند، ما نیز در برابر بزرگی دانش، متواضع باشیم.

نکته ادبی: تمثیل شاخه وارون (خمیده) کنایه از تواضعِ خردمندان به دلیل علمِ بسیار است.

هر کجا دیوست، آنجا نور یزدانی شدن هر کجا مار است، آنجا حکم افسون داشتن

هرجا که دیو پلیدی هست، حضور ما باید همچون نور خدا عمل کند و هرجا که خطری مانند مار وجود دارد، ما باید با سلاحِ حکمت و دانش، آن را مهار کنیم.

نکته ادبی: حکم افسون به معنای قدرت جادو یا راهکار دفع خطر و مهار پلیدی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره اقلیم

تشبیه جان انسان به یک سرزمین که می‌تواند آباد یا ویران باشد.

تلمیح همچو موسی

اشاره به داستان‌های قرآنی درباره جایگاه بلند مناجات و نورانیت موسی.

متناقض‌نما (پارادوکس) شاخه‌های پربار وارون

اشاره به اینکه انسان هرچه در علم غنی‌تر باشد، در رفتار فروتن‌تر می‌شود.

تضاد دیو و نور یزدانی

تقابل میان پلیدی و پاکی برای نشان دادن قدرت دانش درخشش معنوی فرد عالم.