دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

آرزوها (۳)

پروین اعتصامی
ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن روی مانند پری از خلق پنهان داشتن
همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن
کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن
در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق سینه ای آماده بهر تیرباران داشتن
روشنی دادن دل تاریک را با نور علم در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن
همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر ترسیم‌کننده سلوک عارفانه انسان به سوی کمال و رهایی از بندهای تعلقات دنیوی است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلات دینی و اسطوره‌ای، خواننده را به سفری درونی دعوت می‌کند که در آن، جانِ آدمی با پشت‌پا زدن به لذت‌های جسمانی، به آرامشی پایدار و جایگاهی متعالی می‌رسد.

درونمایه اصلی این اثر، ستایش صبر، قناعت و دانش‌جویی در مسیر پرمخاطره عشق است. شاعر نشان می‌دهد که رنج‌های دنیوی، هنگامی که با بینشی عارفانه نگریسته شوند، به شکوفایی و گشایش می‌انجامند و فقر ظاهری، عین توانگری است.

معنای روان

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

چه نیکوست که انسان از قید و بند جسم و تعلقات مادی رها شود و جایگاه حقیقی خود را در عالم معنا و جان بیابد و زیبایی‌های معنوی‌اش را همچون موجودات ماورایی از دید نااهلان و کوته‌فکران پنهان نگاه دارد.

نکته ادبی: کوچ کردن استعاره از انصراف از عالم ماده است و پری نماد زیباییِ پنهان و ماورایی است.

همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

مانند حضرت عیسی (ع) بدون نیاز به ابزار و وسایل مادی، به اوج آسمانِ معنویت پرواز کردن و به مانند حضرت ابراهیم (ع)، در میان گرمای سوزانِ مصیبت‌ها و بلاها، گلستانی از آرامش و سلامت یافتن.

نکته ادبی: گردون به معنای آسمان و استعاره از مرتبه بلند معنوی است. آتش و گلستان تضادی است که به تبدیل سختی به آسانی اشاره دارد.

کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن

در دریای متلاطم زندگی، کشتی صبر و استقامت را به آب افکندن و با تکیه بر ایمان، چشم و دل را از آشوب‌ها و هیاهوهای طوفان‌زای دنیوی در امان نگاه داشتن.

نکته ادبی: کشتی صبر استعاره از تحمل ناملایمات است و دریا استعاره از جهان هستی و گذرگاه زندگی.

در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق سینه ای آماده بهر تیرباران داشتن

هنگامی که بلاهای ناشی از عشق به سوی عاشق هجوم می‌آورند، باید سینه را گشاده داشت و با آغوش باز، پذیرای تیرهای بلا و آزمون‌های سختِ راه عشق شد.

نکته ادبی: ترکتازان و کمانداران استعاره از حوادث سخت و دردهای عاشقانه است که گویی از سوی محبوب به سوی عاشق پرتاب می‌شوند.

روشنی دادن دل تاریک را با نور علم در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن

دل‌های تاریک و غافل را با چراغ دانش و معرفت روشن ساختن و در اوج تیرگی‌های جهل و غفلت، روشناییِ حقیقت را در درون خود تابان و جاویدان نگاه داشتن.

نکته ادبی: دل شب استعاره از دوران غفلت و خورشید رخشان استعاره از آگاهی و خرد است.

همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن

همچون پارسایانِ حقیقی، در گوشه‌نشینی و قناعت، گنجِ بی‌کرانِ معنویت را یافتن؛ به گونه‌ای که انسان در ظاهر همچون موری ضعیف و قانع باشد، اما در باطن، شکوهِ پادشاهیِ سلیمان را در اختیار داشته باشد.

نکته ادبی: مور نماد تواضع و ملک سلیمان نماد پادشاهی و قدرت معنوی است؛ این بیت از صنعت پارادوکس بهره می‌برد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح عیسی، ابراهیم، نوح، سلیمان

اشاره به داستان‌های پیامبران جهت الگوسازی برای حالات عرفانی.

متناقض‌نما (پارادوکس) آتش و گلستان، مور و ملک سلیمان

جمع میان دو مفهوم متضاد برای نشان دادن قدرت روح در تبدیل سختی به آسانی و فقر به غنا.

استعاره کشتی صبر، دریای طوفان، ترکتازان عشق

به تصویر کشیدن مفاهیم انتزاعیِ صبر و سختی‌ها در قالب اشیاء و صحنه‌های محسوس.