دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

آرزوها (۲)

پروین اعتصامی
ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن مبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن
دیبه ها بی کارگاه و دوک و جولا بافتن گنجها بی پاسبان و بی نگهبان داشتن
بنده فرمان خود کردن همه آفاق را دیو بستن، قدرت دست سلیمان داشتن
در ره ویران دل، اقلیم دانش ساختن در ره سیل قضا، بنیاد و بنیان داشتن
دیده را دریا نمودن، مردمک را غوصگر اشک را مانند مروارید غلطان داشتن
از تکلف دور گشتن، ساده و خوش زیستن ملک دهقانی خریدن، کار دهقان داشتن
رنجبر بودن، ولی در کشتزار خویشتن وقت حاصل خرمن خود را بدامان داشتن
روز را با کشت و زرع و شخم آوردن بشب شامگاهان در تنور خویشتن نان داشتن
سربلندی خواستن در عین پستی، ذره وار آرزوی صحبت خورشید رخشان داشتن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، ستایش‌نامه‌ای است برای استقلال فردی، غنای درونی و ساده‌زیستیِ همراه با عزت‌نفس. شاعر با زبانی فاخر اما صریح، مخاطب را به دوری از تظاهرات بیرونی و تمرکز بر آبادانیِ درون دعوت می‌کند. فضای کلی شعر، رویکردی عارفانه و در عین حال واقع‌گرایانه به زندگی دارد که در آن، ارزش‌های انسانی نه در ثروت‌های ظاهری، بلکه در تواناییِ ساختنِ دنیایی مستقل، کسب دانش و بهره‌مندی از ثمره‌ی رنج و کارِ خویشتن تعریف می‌شود.

شعر بر این باور استوار است که کمال واقعی در آن است که انسان، همچون کشاورزی در زمینِ جانِ خویش، بذرِ معرفت و عمل بکارد و بی‌نیاز از یاری دیگران، دیوهای سرکشِ نفس را مهار کند. در نگاه شاعر، بزرگی در فروتنی است؛ یعنی همزمان با آنکه خود را چون ذرّه‌ای ناچیز می‌بیند، همتی بلند برای رسیدن به اوج حقیقت (خورشید) دارد.

معنای روان

ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن مبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن

چه خوشایند و ارزشمند است که شور و اشتیاق قلبی خود را از دیدگانِ دیگران مخفی نگه داریم و عمیق‌ترین مفاهیم و دانسته‌های تحقیقی را در دفتر جان و درونِ خود ثبت و حفظ کنیم.

نکته ادبی: سودا در اینجا به معنای عشق، دغدغه‌ی خاطر و اشتیاق درونی است.

دیبه ها بی کارگاه و دوک و جولا بافتن گنجها بی پاسبان و بی نگهبان داشتن

تواناییِ بافتنِ پارچه‌های گران‌بها (دیبه) بدون نیاز به ابزارِ مادی و دستگاهِ بافندگی؛ و داشتنِ گنجینه‌هایی از معرفت که هیچ نیازی به پاسبان و نگهبانِ مادی برای محافظت از آن‌ها نیست.

نکته ادبی: دیبه نوعی پارچه‌ی ابریشمیِ منقش و گران‌بهاست؛ جولا به معنای بافنده است.

بنده فرمان خود کردن همه آفاق را دیو بستن، قدرت دست سلیمان داشتن

به فرمانِ خود درآوردنِ تمامِ جهان و مهار کردنِ نیروهای سرکشِ درونی (دیو نفس)، همانندِ داشتنِ قدرتِ جادوییِ دستانِ حضرت سلیمان.

نکته ادبی: اشاره به داستان‌های اساطیری و مذهبیِ تسخیرِ دیوان توسط حضرت سلیمان.

در ره ویران دل، اقلیم دانش ساختن در ره سیل قضا، بنیاد و بنیان داشتن

در وجودِ ویران و خالی از کمالِ خود، سرزمینِ دانش و معرفت را بنا کردن و در برابرِ هجومِ مشکلات و حوادثِ روزگار، پایه و اساسی استوار برای خویش داشتن.

نکته ادبی: اقلیم دانش استعاره از ساختنِ ساختارِ فکری و معرفتی در درونِ انسان است.

دیده را دریا نمودن، مردمک را غوصگر اشک را مانند مروارید غلطان داشتن

چشم را چنان عمیق نگریستن که دریایی به نظر آید و مردمکِ چشم را همچون غواصی ماهر در آن دریا تصور کردن؛ و اشک‌های ریخته شده را همچون مرواریدهای گران‌بها و غلتان دیدن.

نکته ادبی: غوصگر (غواص) استعاره از نگاهِ جستجوگر و عمیقِ انسان به پدیده‌های هستی است.

از تکلف دور گشتن، ساده و خوش زیستن ملک دهقانی خریدن، کار دهقان داشتن

از تکلف‌ها و ظاهرسازی‌های بیهوده فاصله گرفتن و ساده و خوشبخت زندگی کردن؛ و به کارِ اصلیِ خویش (که خودکفایی و استقلال است) مشغول بودن.

نکته ادبی: تکلف به معنای رنج و زحمتِ بیهوده کشیدن برای آراستنِ ظاهر و رفتار است.

رنجبر بودن، ولی در کشتزار خویشتن وقت حاصل خرمن خود را بدامان داشتن

اگرچه رنج‌کشیدن و کار کردنِ سخت، بخشی از زندگی است، اما باید در کشتزارِ متعلق به خود کار کرد تا هنگامِ برداشتِ محصول، آن را با رضایت در دامنِ خویش گرفت.

نکته ادبی: خرمن استعاره از ثمره‌ی تلاش و کارهای نیکوی انسان در زندگی است.

روز را با کشت و زرع و شخم آوردن بشب شامگاهان در تنور خویشتن نان داشتن

روز را با تلاش و کشاورزی و شخم زدن سپری کردن و به پایان رساندن، تا هنگامِ شب، نانی که حاصلِ دست‌رنجِ خودِ انسان است در تنورِ خانه‌اش آماده باشد.

نکته ادبی: این بیت نمادِ خودکفایی و لذتِ بردن از دست‌رنجِ حلال است.

سربلندی خواستن در عین پستی، ذره وار آرزوی صحبت خورشید رخشان داشتن

با وجودِ پستی و ناچیزی در برابرِ عظمتِ هستی (همچون ذرّه‌ی غبار)، همواره جویای سربلندی و بزرگی بودن و آرزوی هم‌نشینی با خورشیدِ درخشانِ حقیقت را در سر داشتن.

نکته ادبی: تضادِ ذره و خورشید، نمادی از تواضعِ عارفانه و همتِ بلندِ انسان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دیبه‌ها بی‌کارگاه

خلقِ ارزش و هنر بدون نیاز به ابزار ظاهری.

تلمیح قدرت دست سلیمان

اشاره به سلطه‌ی حضرت سلیمان بر دیوان و نیروهای غیبی.

تشبیه اشک را مانند مروارید

مانند کردنِ اشک به مروارید برای نشان دادن ارزشِ آن.

تضاد و پارادوکس سربلندی در عین پستی

نشان دادنِ اینکه بزرگیِ معنوی با تواضعِ ظاهری (ذرّه بودن) منافاتی ندارد.