خمسه - مخزن الاسرار

نظامی

بخش ۳۵ - داستان میوه فروش و روباه

نظامی
میوه فروشی که یمن جاش بود روبهکی خازن کالاش بود
چشم ادب بر سر ره داشتی کلبه بقال نگه داشتی
کیسه بری چند شگرفی نمود هیچ شگرفیش نمی کرد سود
دیده به هم زد چو شتابش گرفت خفت و به خفتن رگ خوابش گرفت
خفتن آن گرگ چو روبه بدید خواب در او آمد و سر درکشید
کیسه بر آن خواب غنیمت شمرد آمد و از کیسه غنیمت ببرد
هر که در این راه کند خوابگاه یا سرش از دست رود یا کلاه
خیز نظامی نه گه خفتن است وقت به ترک همگی گفتن است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه حکایتی تمثیلی را روایت می‌کند که در آن غفلت و سهل‌انگاری در هر موقعیتی، زمینه‌ساز شکست و زیان است. شاعر با استفاده از شخصیت‌های حیوانی و انسانی، هشداری اخلاقی به خواننده می‌دهد که در مسیر زندگی، هوشیاری و دوری از غفلت، اصلی‌ترین شرط برای حفظ داشته‌ها و عبور از خطرات است.

در پایان، نظامی با خطاب قرار دادن خویشتن، از این تمثیل به نتیجه‌ای عرفانی می‌رسد؛ اینکه دلبستگی به دنیا و غفلت از حق، مانع تعالی است و اکنون زمانِ بیداری از خواب غفلت و چشم‌پوشی از تعلقات دنیوی فرا رسیده است.

معنای روان

میوه فروشی که یمن جاش بود روبهکی خازن کالاش بود

میوه‌فروشی در یمن سکونت داشت و روباهی را به عنوان نگهبانِ انبار و کالاهای خود گمارده بود.

نکته ادبی: واژه خازن در زبان عربی به معنای نگهبان و خزانه‌دار است و در اینجا به معنای محافظ کالا به کار رفته است.

چشم ادب بر سر ره داشتی کلبه بقال نگه داشتی

روباه با چشمانی تیزبین و مؤدبانه مسیر را زیر نظر داشت و با وظیفه‌شناسی از کلبه‌ی آن میوه‌فروش محافظت می‌کرد.

نکته ادبی: چشم ادب کنایه از نگاهی هوشمندانه، مؤدبانه و آمیخته به وظیفه‌شناسی است.

کیسه بری چند شگرفی نمود هیچ شگرفیش نمی کرد سود

دزدی چند بار ترفندهایی ماهرانه برای سرقت به کار بست، اما هیچ‌کدام از آن حیله‌ها برایش نتیجه‌بخش نبود.

نکته ادبی: شگرف در اینجا به معنای کار دشوار و حیله‌ای است که با مهارت انجام شده است.

دیده به هم زد چو شتابش گرفت خفت و به خفتن رگ خوابش گرفت

دزد چون از شتاب و خستگی به ستوه آمد، چشمانش را بست و چنان به خواب عمیق فرو رفت که گویی خواب بر او چیره شد.

نکته ادبی: رگ خواب گرفتن کنایه از غلبه خواب سنگین بر کسی است که کنترل اراده را از او می‌گیرد.

خفتن آن گرگ چو روبه بدید خواب در او آمد و سر درکشید

وقتی روباه آن دزد را در خواب دید، او نیز دچار خواب‌آلودگی شد و سر بر زمین گذاشت و به خواب رفت.

نکته ادبی: سر درکشیدن در اینجا به معنای آرام گرفتن و به خواب فرو رفتن است.

کیسه بر آن خواب غنیمت شمرد آمد و از کیسه غنیمت ببرد

دزد که بیدار شد و خوابِ روباه را فرصتی مغتنم یافت، از غفلت او استفاده کرد و کالاهای درونِ کیسه را به سرقت برد.

نکته ادبی: غنیمت شمردن در اینجا به معنای استفاده از فرصت طلایی برای کسب منفعت است.

هر که در این راه کند خوابگاه یا سرش از دست رود یا کلاه

هر کس در این مسیر زندگی، دچارِ خوابِ غفلت شود، سرانجام چیزی جز زیان نخواهد دید و تمام سرمایه‌ی وجودی یا مادی خود را از دست خواهد داد.

نکته ادبی: سر و کلاه از دست دادن کنایه از نابودی کامل و از دست دادن تمام دارایی است.

خیز نظامی نه گه خفتن است وقت به ترک همگی گفتن است

ای نظامی، برخیز و از خوابِ غفلت بیدار شو؛ اکنون هنگامِ استراحت نیست، بلکه زمانِ آن است که از تمامِ دلبستگی‌های دنیوی دست بشویی و به سوی حقیقت گام برداری.

نکته ادبی: ترک همگی گفتن کنایه از رها کردن تمام تعلقات دنیوی و علایق مادی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه رگ خوابش گرفت

به معنی فرو رفتن در خوابی عمیق و سنگین که اراده را سلب می‌کند.

کنایه سرش از دست رود یا کلاه

به معنی از دست دادن تمام دارایی و هستی در اثر غفلت.

تضاد خفتن و خیز

تضاد میان خواب (غفلت) و برخاستن (هشیاری و اقدام برای سلوک).