خمسه - لیلی و مجنون

نظامی

بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی

نظامی
ای چارده ساله قرة العین بالغ نظر علوم کونین
آن روز که هفت ساله بودی چون گل به چمن حواله بودی
و اکنون که به چارده رسیدی چون سرو بر اوج سرکشیدی
غافل منشین نه وقت بازیست وقت هنر است و سرفرازیست
دانش طلب و بزرگی آموز تا به نگرند روزت از روز
نام و نسبت به خردسالی است نسل از شجر بزرگ خالی است
جایی که بزرگ بایدت بود فرزندی من ندارت سود
چون شیر به خود سپه شکن باش فرزند خصال خویشتن باش
دولت طلبی سبب نگه دار با خلق خدا ادب نگه دار
آنجا که فسانه ای سکالی از ترس خدا مباش خالی
وان شغل طلب ز روی حالت کز کرده نباشدت خجالت
گر دل دهی ای پسر بدین پند از پند پدر شوی برومند
گرچه سر سروریت بینم و آیین سخنوریت بینم
در شعر مپیچ و در فن او چون اکذب اوست احسن او
زین فن مطلب بلند نامی کان ختم شده ست بر نظامی
نظم ار چه به مرتبت بلند است آن علم طلب که سودمند است
در جدول این خط قیاسی می کوش به خویشتن شناسی
تشریح نهاد خود درآموز کاین معرفتی است خاطر افروز
پیغمبر گفت علم علمان علم الادیان و علم الابدان
در ناف دو علم بوی طیب است وان هر دو فقیه یا طبیب است
می باش طبیب عیسوی هش اما نه طبیب آدمی کش
می باش فقیه طاعت اندوز اما نه فقیه حیلت آموز
گر هر دو شوی بلند گردی پیش همه ارجمند گردی
صاحب طرفین عهد باشی صاحب طرف دو مهد باشی
می کوش به هر ورق که خوانی کان دانش را تمام دانی
پالان گریی به غایت خود بهتر ز کلاه دوزی بد
گفتن ز من از تو کار بستن بی کار نمی توان نشستن
با این که سخن به لطف آب است کم گفتن هر سخن صواب است
آب ار چه همه زلال خیزد از خوردن پر ملال خیزد
کم گوی و گزیده گوی چون در تا ز اندک تو جهان شود پر
لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پر توان زد
مرواریدی کز اصل پاکست آرایش بخش آب و خاکست
تا هست درست گنج و کانهاست چون خرد شود دوای جانهاست
یک دسته گل دماغ پرور از خرمن صد گیاه بهتر
گر باشد صد ستاره در پیش تعظیم یک آفتاب ازو بیش
گرچه همه کوکبی به تاب است افروختگی در آفتاب است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، پندنامه‌ای مشفقانه از پدری خردمند به فرزند خویش است که او را به گذار از دوران کودکی، کسب دانش نافع و آراستن خود به فضایل اخلاقی فرا می‌خواند. شاعر با لحنی دلسوزانه و مقتدر، بر این باور است که اعتبار حقیقی انسان نه در تبار و خاندان، بلکه در همت، تلاش و دستاوردهای فردی او نهفته است.

در بخش دوم، شاعر با نکته‌سنجی از فرزندش می‌خواهد که هنر شعر را -اگرچه هنری متعالی است- به عنوان شغل اصلی برنگزیند و در عوض به دانش‌های کاربردی چون طب و فقه روی آورد تا هم برای خود و هم برای جامعه مفید باشد. همچنین او را به پرهیز از پرگویی و گزیده‌گویی توصیه می‌کند و به او می‌آموزد که کیفیت و فایده در کار و گفتار، ارزشمندتر از کمیت و ظاهر است.

معنای روان

ای چارده ساله قرة العین بالغ نظر علوم کونین

ای فرزند چهارده‌ساله من که مایه شادی و روشنی چشم منی و به بلوغ فکری در شناخت امور دنیا و آخرت دست یافته‌ای.

نکته ادبی: قرة العین ترکیبی عربی به معنای نور چشم و کنایه از محبوب و فرزند عزیز است.

آن روز که هفت ساله بودی چون گل به چمن حواله بودی

آن روز که هفت ساله بودی، مانند گلی در چمن به مراقبت و توجه نیاز داشتی و بی‌دفاع بودی.

نکته ادبی: تشبیه کودک به گل، نماد لطافت و آسیب‌پذیری دوران خردسالی است.

و اکنون که به چارده رسیدی چون سرو بر اوج سرکشیدی

و اکنون که به چهارده سالگی رسیده‌ای، همانند درخت سرو که بلند و استوار است، قد کشیده‌ای و به کمال نزدیک شده‌ای.

نکته ادبی: تشبیه قد به سرو، نماد رعنایی و استواری در ادبیات کلاسیک است.

غافل منشین نه وقت بازیست وقت هنر است و سرفرازیست

دیگر غافل و بی‌خیال ننشین که زمان بازی و وقت‌گذرانی گذشته است؛ اکنون زمان آموختن هنر و کسب افتخار است.

نکته ادبی: تضاد میان بازی (کودکی) و هنر (بزرگسالی).

دانش طلب و بزرگی آموز تا به نگرند روزت از روز

در پی دانش برو و بزرگواری را بیاموز تا روز به روز بر ارزش و اعتبار تو افزوده شود.

نکته ادبی: تا به نگرند روزت از روز: یعنی روز به روز جایگاهت رفیع‌تر شود.

نام و نسبت به خردسالی است نسل از شجر بزرگ خالی است

نام و شهرت، مربوط به دوران کودکی است؛ چرا که اصل و تبار آدمی، بدون داشتن کمالات فردی و انسانی، ارزش چندانی ندارد.

نکته ادبی: شجر در اینجا کنایه از تبار و دودمان است.

جایی که بزرگ بایدت بود فرزندی من ندارت سود

در جایی که باید با تکیه بر خود بزرگ باشی و خودت را اثبات کنی، صرفاً فرزندِ من بودن فایده‌ای به حال تو ندارد.

نکته ادبی: تأکید بر استقلال فردی در برابر تکیه بر نام پدر.

چون شیر به خود سپه شکن باش فرزند خصال خویشتن باش

همانند شیر شجاع باش که با تکیه بر قدرت خود صف دشمن را می‌شکند؛ تو باید حاصل تربیت و ویژگی‌های اخلاقی خودت باشی.

نکته ادبی: این بیت یکی از برجسته‌ترین پندهای اخلاقی در ادبیات تعلیمی است.

دولت طلبی سبب نگه دار با خلق خدا ادب نگه دار

اگر به دنبال مقام و جایگاه هستی، مقدمات آن را حفظ کن و با مردم جامعه با ادب و احترام رفتار کن.

نکته ادبی: دولت در اینجا به معنای بخت، سعادت و مقام است.

آنجا که فسانه ای سکالی از ترس خدا مباش خالی

در هر کاری که قصد انجامش را داری، همیشه ترس از خدا را در دل داشته باش و از تقوا غافل مشو.

نکته ادبی: سکالی از سکالیدن به معنای اندیشیدن و قصد کردن است.

وان شغل طلب ز روی حالت کز کرده نباشدت خجالت

آن شغلی را انتخاب کن که با جایگاه و منزلت تو سازگار است و پس از انجام آن، دچار پشیمانی و شرمساری نشوی.

نکته ادبی: تاکید بر انتخاب شغل شایسته و آبرومند.

گر دل دهی ای پسر بدین پند از پند پدر شوی برومند

ای پسر، اگر این پندها را با جان و دل بپذیری و به کار بندی، از نصایح پدرت به ثمر می‌رسی و موفق می‌شوی.

نکته ادبی: برومند شدن در اینجا کنایه از رسیدن به نتیجه و کمال است.

گرچه سر سروریت بینم و آیین سخنوریت بینم

اگرچه می‌بینم که در هنر سخنوری و شاعری به مقام استادی رسیده‌ای و سرآمد هستی.

نکته ادبی: سر سروریت بینم: تکرار واژه سر برای تاکید بر اوج و کمال است.

در شعر مپیچ و در فن او چون اکذب اوست احسن او

اما بیش از حد درگیر شعر و فنون شاعری نشو؛ چرا که در شعر، زیباترین سخن همان است که آمیخته به اغراق و دروغ هنری باشد.

نکته ادبی: اشاره به این نکته که شاعرانگی با تخیل و اغراق همراه است که لزوماً حقیقتِ محض نیست.

زین فن مطلب بلند نامی کان ختم شده ست بر نظامی

از راه شاعری به دنبال کسب شهرت بزرگ نباش، زیرا این هنر با وجود نظامی (اشاره به خود شاعر) به اوج رسیده و تمام شده است.

نکته ادبی: نظامی با این بیت برتری و ختم سبک شاعری را به نام خود ثبت می‌کند.

نظم ار چه به مرتبت بلند است آن علم طلب که سودمند است

اگرچه شعر مقام والایی دارد، اما به دنبال دانشی باش که برای تو و مردم سودمند و کاربردی باشد.

نکته ادبی: تفضیل دانش مفید بر هنر محض.

در جدول این خط قیاسی می کوش به خویشتن شناسی

در مسیر این خطِ فکری و قیاس، تمام تلاش خود را برای شناخت خویشتنِ خویش به کار بگیر.

نکته ادبی: خودشناسی در اینجا اشاره به عرفان و اخلاق دارد.

تشریح نهاد خود درآموز کاین معرفتی است خاطر افروز

ساختار و اعضای بدن خود را بشناس و در علم تشریح بدن بکوش، که این دانشی است که باعث روشنایی ذهن می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به دانش آناتومی (تشریح) که در آن زمان بخشی از طب بود.

پیغمبر گفت علم علمان علم الادیان و علم الابدان

پیامبر اسلام فرمود که علوم بر دو نوع‌اند: علم دین (ادیان) و علم بدن (پزشکی).

نکته ادبی: تلمیح به حدیث نبوی معروف العلم علمان: علم الادیان و علم الابدان.

در ناف دو علم بوی طیب است وان هر دو فقیه یا طبیب است

در هسته مرکزی این دو علم، بوی خوش (ارزش و فایده) نهفته است و متخصص هر دو، یا عالم دین است یا پزشک.

نکته ادبی: ناف در اینجا استعاره از مرکزیت و اصل هر چیزی است.

می باش طبیب عیسوی هش اما نه طبیب آدمی کش

پزشکی باش که همانند عیسی مسیح روح‌بخش است و بیماران را شفا می‌دهد، نه پزشکی که با نادانی باعث مرگ بیماران می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به دم عیسوی که نماد حیات‌بخشی است.

می باش فقیه طاعت اندوز اما نه فقیه حیلت آموز

فقیهی باش که در پی طاعت و بندگی خداست، نه کسی که فقط به دنبال حیله و ترفندهای شرعی برای دور زدن قوانین است.

نکته ادبی: تضاد میان فقیه طاعت‌اندوز و فقیه حیلت‌آموز.

گر هر دو شوی بلند گردی پیش همه ارجمند گردی

اگر به هر دو علم (طب و دین) مسلط شوی، جایگاهت بلند می‌شود و نزد همگان عزیز و محترم خواهی بود.

نکته ادبی: تأکید بر جامعیت علمی و اخلاقی.

صاحب طرفین عهد باشی صاحب طرف دو مهد باشی

آن‌گاه صاحب امتیازِ هر دو حوزه می‌شوی و هم در دنیا و هم در دین به مقام والایی دست می‌یابی.

نکته ادبی: طرفین عهد: استعاره از بهره‌مندی از هر دو جهان.

می کوش به هر ورق که خوانی کان دانش را تمام دانی

در هر کتاب و درسی که می‌خوانی، نهایت تلاشت را بکن تا آن دانش را به طور کامل و دقیق فرا بگیری.

نکته ادبی: تأکید بر عمق‌گرایی در مطالعه.

پالان گریی به غایت خود بهتر ز کلاه دوزی بد

حتی اگر در کاری معمولی مثل پالان‌دوزی هستی، بهتر است در آن به درجه استادی برسی تا اینکه در کاری مهم‌تر، ضعیف و بی‌مهارت باشی.

نکته ادبی: نکوهشِ نیمه‌کاره انجام دادن کارها.

گفتن ز من از تو کار بستن بی کار نمی توان نشستن

وظیفه من پند دادن و راهنمایی کردن است و وظیفه تو انجام دادن و عمل کردن به آن؛ چرا که انسان نباید بیکار و بی‌هدف بماند.

نکته ادبی: تأکید بر رابطه علی و معلولی میان پند و عمل.

با این که سخن به لطف آب است کم گفتن هر سخن صواب است

با وجود اینکه سخن گفتن بسیار لطیف و گوارا مانند آب است، اما کم حرف زدن همیشه بهترین کار است.

نکته ادبی: تشبیه سخن به آب به دلیل روانی و اهمیت آن.

آب ار چه همه زلال خیزد از خوردن پر ملال خیزد

آب هم اگرچه زلال و گوارا است، اما اگر بیش از اندازه نوشیده شود، باعث ناراحتی و درد می‌شود (پرگویی هم همین‌طور است).

نکته ادبی: تمثیل آب برای توضیح مضرات پرگویی.

کم گوی و گزیده گوی چون در تا ز اندک تو جهان شود پر

کم حرف بزن و سخنان گزیده و ارزشمند مانند مروارید بر زبان بیاور تا با همان اندک سخن، جهان را پر از معنا کنی.

نکته ادبی: در کنایه از سخن ارزشمند و کوتاه.

لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پر توان زد

ادعای بزرگی در سخن گفتن تنها زمانی ارزش دارد که سخن مانند مروارید گران‌بها باشد، وگرنه پرگوییِ بیهوده مانند پرت کردن خشت‌های بی‌ارزش است.

نکته ادبی: تضاد میان مروارید و خشت.

مرواریدی کز اصل پاکست آرایش بخش آب و خاکست

مرواریدی که اصل و ریشه‌ای پاک دارد، زینت‌بخش زمین و زمان است و ارزشمند است.

نکته ادبی: مروارید نماد سخن سنجیده و حکیمانه است.

تا هست درست گنج و کانهاست چون خرد شود دوای جانهاست

تا زمانی که مروارید سالم و در گنجینه است، ارزشمند است و وقتی خرد و شکسته شود، به دارویی برای جان‌ها تبدیل می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به خواص دارویی مروارید در طب قدیم.

یک دسته گل دماغ پرور از خرمن صد گیاه بهتر

یک دسته گل کوچک که باعث تازگی و لذت می‌شود، از خرمنی از گیاهان بی‌ارزش و انبوه بهتر است.

نکته ادبی: تأکید بر کیفیت بر کمیت.

گر باشد صد ستاره در پیش تعظیم یک آفتاب ازو بیش

اگر صد ستاره هم در آسمان باشند، باز هم اهمیت و روشنایی یک خورشید از همه آن‌ها بیشتر است.

نکته ادبی: استعاره از سخنِ پرمغز و دانشمندِ بزرگ.

گرچه همه کوکبی به تاب است افروختگی در آفتاب است

اگرچه همه ستاره‌ها تابناک هستند، اما گرمای سوزان و روشنایی مطلق فقط در وجود خورشید است.

نکته ادبی: نتیجه‌گیری منطقی در برتری سخنِ سنجیده و عمیق بر پرگوییِ بی‌مایه.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون گل به چمن

تشبیه کودک به گل برای نشان دادن لطافت و نیاز به مراقبت در خردسالی.

تشبیه چون سرو بر اوج

تشبیه قامتِ نوجوان به درخت سرو برای نشان دادن زیبایی و استواری.

تلمیح پیغمبر گفت علم علمان

اشاره به حدیث نبوی درباره فضیلت علم دین و علم بدن.

استعاره مروارید

استعاره از سخن حکیمانه، کوتاه و ارزشمند.

کنایه طبیب عیسوی

کنایه از پزشک ماهر و شفابخش که به بیماران زندگی می‌بخشد.

تمثیل آب ار چه همه زلال خیزد

توضیح اینکه هر چیز خوبی (مثل سخن) اگر بیش از اندازه باشد، آسیب‌رسان است.