خمسه - خسرو و شیرین

نظامی

بخش ۱۰۲ - در پاس تندرستی از راه اعتدال

نظامی
دگر باره بگفتش کای خردمند طبیبانه در آموزم یکی پند
جوابش داد کای باریک بینش جهان جان و جان آفرینش
طبیبی در یکی نکته نهفته است خدا آن نکته را با خلق گفته است
بیا شام و بخور خوردی که خواهی کم و بسیار نه کارد تباهی
ز بسیار و ز کم بگذر که خام است نگهدار اعتدال اینت تمام است
دو زیرک خوانده ام کاندر دیاری رسیدند از قضا بر چشمه ساری
یکی کم خورد کاین جان می گزاید یکی پر خورد کاین جان می فزاید
چو بر حد عدالت ره نبردند ز محرومی و سیری هر دو مردند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اصل بنیادین اعتدال و میانه‌روی در تمامی شئون زندگی، به‌ویژه در تغذیه تأکید دارد. شاعر با نکوهش افراط و تفریط، هر دو سوی این طیف، یعنی کم‌خوری مفرط و پرخوری بی‌حد، را مایه تباهی و نابودی می‌داند.

در بخش دوم، با استفاده از یک حکایت تمثیلی از دو شخصِ به‌ظاهر خردمند، نشان می‌دهد که چگونه نادیده گرفتن اصل تعادل، حتی برای آگاهان نیز می‌تواند مهلک باشد. پیام نهایی این است که راه سلامت و کمال، تنها در رعایتِ میانه است.

معنای روان

دگر باره بگفتش کای خردمند طبیبانه در آموزم یکی پند

بار دیگر از او پرسید: ای خردمند، یک پند پزشکی به من بیاموز.

نکته ادبی: واژه 'طبیبانه' در اینجا به معنایِ منسوب به طب و پزشکی است و نشان‌دهنده لحنِ آموزشی در این بیت است.

جوابش داد کای باریک بینش جهان جان و جان آفرینش

او پاسخ داد: ای کسی که بینشی عمیق و دقیق داری و از جهانِ جان و آفریننده جان آگاهی.

نکته ادبی: ترکیب 'باریک‌بینش' استعاره از تیزهوشی و قدرتِ درکِ مسائلِ ظریف است.

طبیبی در یکی نکته نهفته است خدا آن نکته را با خلق گفته است

رازِ تندرستی در یک نکته نهفته است و خداوند آن نکته را برای همه مردم آشکار کرده است.

نکته ادبی: شاعر به سادگیِ حقیقتِ اعتدال اشاره دارد که در عینِ سادگی، نادیده گرفتن آن دشوار است.

بیا شام و بخور خوردی که خواهی کم و بسیار نه کارد تباهی

شام خود را بخور و هرچه می‌خواهی میل کن، اما نه آن‌قدر کم بخور و نه آن‌قدر زیاد که هر دو کار باعث آسیب و تباهی می‌شود.

نکته ادبی: شاعر 'کم و زیاد' را در کنار هم عامل تباهی می‌شمارد که همان اصلِ اعتدال است.

ز بسیار و ز کم بگذر که خام است نگهدار اعتدال اینت تمام است

از افراط (پرخوری) و تفریط (کم‌خوری) دوری کن که نشانه‌ی خامی و بی‌تجربگی است؛ تعادل را حفظ کن که کمال واقعی در همین است.

نکته ادبی: واژه 'خام' در ادبیات کلاسیک کنایه از نپختگی در اندیشه و رفتار است.

دو زیرک خوانده ام کاندر دیاری رسیدند از قضا بر چشمه ساری

شنیده‌ام دو مرد خردمند در دیاری، بر حسب اتفاق به کنار چشمه‌ای رسیدند.

نکته ادبی: این بیت مقدمه‌چینی برای روایت تمثیلی است که در ابیات بعدی می‌آید.

یکی کم خورد کاین جان می گزاید یکی پر خورد کاین جان می فزاید

یکی از آن‌ها بسیار کم خورد با این خیال که جانش سالم می‌ماند، و دیگری بسیار خورد با این گمان که جانش تقویت می‌شود.

نکته ادبی: تضادِ رفتاریِ دو شخصیت را نشان می‌دهد که هر دو از دو سوی افراط به یک نتیجه می‌رسند.

چو بر حد عدالت ره نبردند ز محرومی و سیری هر دو مردند

چون هیچ‌کدام راه عدالت و میانه‌روی را پیش نگرفتند، هر دو بر اثر افراط و تفریط (گرسنگی و پرخوری) از میان رفتند.

نکته ادبی: 'عدالت' در اینجا به معنایِ لغویِ آن یعنی 'به تعادل رسیدن' و 'میانه گرفتن' است.

آرایه‌های ادبی

تضاد کم و بسیار

قرار گرفتن دو مفهوم متقابل در کنار هم برای برجسته‌سازی ضرورتِ میانه‌روی.

تمثیل داستانِ دو خردمند بر سر چشمه

بهره‌گیری از یک روایتِ کوتاه برای اثباتِ مدعایِ اخلاقی و آموزشیِ شاعر.

کنایه خام

کنایه از کسی که هنوز به پختگیِ فکری و درکِ حقایق نرسیده است.