خمسه - خردنامه

نظامی

بخش ۲۳ - گفتار سقراط

نظامی
چو سقراط را داد نوبت سخن رطب ریزشد خوشه نخل بن
جهانجوی را گفت پاینده باش به دین و به دانش گراینده باش
همه آرزوها شکار تو باد نهفت جهان آشکار تو باد
ز پرسیدهٔ شهریار جهان که داند که هست این پژوهش نهان
ولیکن به اندازهٔ رای خویش کند هر کسی عرض کالای خویش
نخستین ورق کافرینش نبود جز ایزد خداوند بینش نبود
ز هیبت برانگیخت ابری بلند همان برق و باران او سودمند
ز باران او گشت پیدا سپهر پدید آمد از برق او ماه و مهر
ز ماهیتی کز بخار او فتاد زمین گشت و بر جای خویش ایستاد
از این بیشتر رهنمون ره نبرد گزافه سخن بر نشاید شمرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بخشی از گفتگویی خردمندانه میان یک پادشاه و حکیمی به نام سقراط را به تصویر می‌کشند. فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از ادب، احترام و در عین حال جویندگی دانش است. شاعر در این قطعه، آداب سخن گفتن و جایگاه والای خرد را با لحنی فاخر ترسیم کرده است.

در ادامه، بحث از دایره اخلاق فراتر رفته و به پرسشی بنیادین درباره آفرینش جهان می‌رسد. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های تمثیلی و فلسفی، چگونگی شکل‌گیری آسمان، زمین و اجرام آسمانی را بیان می‌کند و در نهایت با فروتنیِ خردمندانه، مرز توانایی عقل بشری را در درک اسرار آفرینش گوشزد می‌کند.

معنای روان

چو سقراط را داد نوبت سخن رطب ریزشد خوشه نخل بن

هنگامی که نوبت به سخن گفتن سقراط رسید، کلمات او همانند خرمای رسیده و شیرینی که از نخل می‌ریزد، به شکلی دلنشین و فراوان جاری شد.

نکته ادبی: رطب ریز شدن کنایه از شیرینی، پختگی و روانی کلام حکیمانه است.

جهانجوی را گفت پاینده باش به دین و به دانش گراینده باش

سقراط خطاب به پادشاه گفت: جاودانه باش و همواره در مسیر دین‌داری و کسب دانش گام بردار.

نکته ادبی: جهانجوی لقب پادشاه است و به کسی گفته می‌شود که در پی تسخیر جهان است.

همه آرزوها شکار تو باد نهفت جهان آشکار تو باد

امیدوارم همه آرزوهای تو برآورده شود و رازهای پوشیده جهان بر تو آشکار و نمایان گردد.

نکته ادبی: شکار شدن آرزو کنایه از به دست آوردن و محقق شدن آن‌هاست.

ز پرسیدهٔ شهریار جهان که داند که هست این پژوهش نهان

اما در پاسخ به پرسشِ عمیق تو ای پادشاه، چه کسی می‌تواند ادعا کند که از این راز نهان و سرّ آفرینش آگاه است؟

نکته ادبی: پژوهش در اینجا به معنای پرسش و تحقیق عمیق است.

ولیکن به اندازهٔ رای خویش کند هر کسی عرض کالای خویش

با این حال، هر کسی بر اساس میزان فهم و دانش خودش، کالا و دانسته‌هایش را عرضه می‌کند.

نکته ادبی: عرض کالای خویش استعاره از بیان کردن دیدگاه و نظر شخصی است.

نخستین ورق کافرینش نبود جز ایزد خداوند بینش نبود

در نخستین مرحله از خلقت، هیچ چیز وجود نداشت جز خداوند که سرچشمه بینش و آگاهی است.

نکته ادبی: خداوند بینش اشاره به صفت علیم بودن خداوند دارد.

ز هیبت برانگیخت ابری بلند همان برق و باران او سودمند

خداوند از هیبت و شکوه خویش، ابری عظیم برانگیخت و همان برق و بارانی که از آن پدید آمد، مایه برکت و هستی‌بخشی شد.

نکته ادبی: هیبت در اینجا به معنای شکوه و جلال الهی است که منشأ تحول در هستی دانسته شده است.

ز باران او گشت پیدا سپهر پدید آمد از برق او ماه و مهر

از آن باران الهی، آسمان پدیدار گشت و از آن برق و درخشش، ماه و خورشید آشکار شدند.

نکته ادبی: سپهر به معنای آسمان و ماه و مهر (خورشید) استعاره از اجرام سماوی است.

ز ماهیتی کز بخار او فتاد زمین گشت و بر جای خویش ایستاد

از آن ماهیت و ماده اولیه‌ای که از بخار آن باران بر جای ماند، زمین شکل گرفت و در جایگاه خود مستقر شد.

نکته ادبی: ماهیت در اینجا به معنای جوهره و ماده تشکیل‌دهنده است.

از این بیشتر رهنمون ره نبرد گزافه سخن بر نشاید شمرد

فراتر از این، عقل و اندیشه بشری راهی برای پیش رفتن ندارد و نباید سخن بیهوده و گزاف گفت.

نکته ادبی: گزاف به معنای بیهوده، اغراق‌آمیز و خلاف واقع است.

آرایه‌های ادبی

کنایه رطب ریز شدن

اشاره به شیرینی و روانی سخنِ حکیمانه و پربار بودن آن.

استعاره شکار تو باد

به دست آمدن آرزوها را به شکار کردن تشبیه کرده است.

مراعات نظیر ابر، برق، باران

گردآوری واژگان مرتبط با پدیده‌های جوی برای ایجاد تصویرسازی ذهنی از آفرینش.

تضاد نهفت و آشکار

برای نشان دادن اینکه خداوند دانایِ پیدا و پنهان است و درک راز خلقت برای بشر دشوار است.