دیوان اشعار - رباعیات

ناصرخسرو

رباعی شمارهٔ ۴

ناصرخسرو
با گشت زمان نیست مرا تنگ دلی کایزد به کسی داد جهان سخت ملی
بیرون برد از سر بدان مفتعلی شمشیر خداوند معدبن علی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده روایتی از یک کشمکش یا رویارویی است که در آن گوینده با لحنی حماسی و هجویه‌گونه، از پیروزیِ مقتدرانه یک پهلوان یا حاکم بر دشمنیِ خودخواه سخن می‌گوید. در این فضای کلامی، گذر زمان نه‌تنها مایه اندوه نیست، بلکه گواهی است بر ناپایداریِ قدرت‌های کاذب که با شمشیرِ عدالت یا اقتدارِ پهلوانِ اصلیِ داستان، درهم شکسته می‌شوند.

درونمایه اصلی اثر بر محور تقابلِ قدرتِ اصیل در برابرِ غرورِ پوشالیِ حریف استوار است. شاعر با استفاده از القاب و تعابیر تحقیرآمیز برای دشمن، سعی در ترسیمِ چهره‌ای شکست‌خورده و حقیر از او در برابر صلابتِ شمشیرِ «معدبن علی» دارد.

معنای روان

با گشت زمان نیست مرا تنگ دلی کایزد به کسی داد جهان سخت ملی

مرا از گذشت زمان و سپری شدن ایام هیچ اندوه و تنگی خاطری نیست، چرا که خداوند به این شخص، مال و مکنتی از این جهان بخشیده است که البته ناپایدار و اندک است.

نکته ادبی: واژه «ملی» در اینجا به معنای دارنده مِلک یا مال است و در سیاق متن، نوعی اشاره کنایی به دنیامداریِ ناپایدارِ مخاطبِ شعر دارد.

بیرون برد از سر بدان مفتعلی شمشیر خداوند معدبن علی

شمشیرِ مقتدرِ «معدبن علی»، عقل و غرورِ آن شخصِ بی‌مقدار و پست (مفتعلی) را از سرش پراند و او را به خواری کشاند.

نکته ادبی: «مفتعلی» نامی ساختگی و هجوآمیز است که با ساختارِ «مفت» (به معنای بی‌ارزش) ساخته شده تا بر حقارتِ حریف تأکید کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه بیرون برد از سر

به معنای از بین بردن غرور، عقل و قدرتِ تفکرِ حریف که منجر به شکست و خواری او شده است.

هجو مفتعلی

استفاده از اسمی جعلی و تمسخرآمیز برای تحقیرِ شخصیتِ موردِ نظر که بیانگرِ بی‌ارزش بودن اوست.