دیوان اشعار - رباعیات

ناصرخسرو

رباعی شمارهٔ ۲

ناصرخسرو
تا ذات نهاده در صفائیم همه عین خرد و سفرهٔ ذاتیم همه
تا در صفتیم در مماتیم همه چون رفت صفت عین حباتیم همه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به یکی از مباحث بنیادین عرفان اسلامی یعنی تفاوت میان «ذات» و «صفات» می‌پردازد. شاعر در این فضای معرفتی، تأکید دارد که انسان به واسطه‌ی پیوند با حقیقتِ مطلق، دارای خرد و حیات جاودانه است.

در واقع، شاعر هشدار می‌دهد که گرفتاری در دام تعلقات و ویژگی‌های ظاهری و دنیوی، نوعی مرگِ معنوی است و رهایی از این حجاب‌ها، تنها راه رسیدن به حیات واقعی و بازگشت به اصلِ هستی است.

معنای روان

تا ذات نهاده در صفائیم همه عین خرد و سفرهٔ ذاتیم همه

مادامی که در آن حقیقتِ بی‌آلایش و پیراسته از کثرات غوطه‌وریم، همگی جلوه‌ای از خرد ناب و گستره‌یِ بی‌پایانِ ذاتِ الهی هستیم.

نکته ادبی: «ذات نهاده» به معنای ذاتِ اصلی و فطرتِ پاک است و «سفره‌ی ذات» استعاره از گستردگی و تجلی حقیقتِ هستی در وجودِ ماست.

تا در صفتیم در مماتیم همه چون رفت صفت عین حباتیم همه

تا زمانی که سرگرمِ صفات و تعلقاتِ دنیوی و خودخواهی‌ها هستیم، در حقیقتِ روحانی مرده‌ایم؛ اما آن‌گاه که این حجاب‌های صفاتی از میان برخیزد، به حیاتِ جاودان و حقیقتِ محضِ الهی می‌رسیم.

نکته ادبی: «ممات» به معنای مرگِ روحانی و «حبات» به معنای زندگیِ حقیقی است. تقابل این دو واژه، محورِ اصلیِ این بیت است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) ممات و حبات

تقابل میان مرگِ معنوی (ناشی از تعلقات) و زندگیِ حقیقی (ناشی از حقیقتِ محض) که بیانگرِ تغییر وضعیتِ روحیِ عارف است.

استعاره سفرهٔ ذات

تشبیه تجلیِ هستی به سفره‌ای گسترده که نشان از فراوانی و در دسترس بودنِ فیضِ الهی برای تمامِ موجودات دارد.