دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۱

ناصرخسرو
تا کی از آرزوی جاه و خطر به در شاه و زی امیر شوی؟
دشمن من شدی بدانکه چو من حاضر آیم تو می حسیر شوی
جهد آموختن بباید کرد گرت باید که بی نظیر شوی
که نمیرند جمله باخطران تا تو، ای بی خطر، خطیر شوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نقدی صریح بر جاه‌طلبی‌های دنیوی و سرسپردگی به اربابان قدرت است. شاعر بر این باور است که عزت و بزرگی نه در وابستگی به درگاه شاهان، بلکه در سایه‌ی کسب علم و دانش به دست می‌آید.

درونمایه‌ی اصلی این قطعه، تشویق به دانش‌جویی است. شاعر، مخاطب خود را که به دنبال راه‌های میان‌بُر برای کسب مقام است، مورد خطاب قرار داده و به او هشدار می‌دهد که بدون مجهز شدن به سلاحِ دانش، رسیدن به جایگاه راستین ممکن نیست.

معنای روان

تا کی از آرزوی جاه و خطر به در شاه و زی امیر شوی؟

تا چه زمانی به امید رسیدن به مقام و جایگاه دنیوی، درِ خانه پادشاهان و امیران را می‌زنی و گرد آن‌ها می‌گردی؟

نکته ادبی: زی در اینجا به معنای به سوی است و جاه به معنای رتبه و مقام است.

دشمن من شدی بدانکه چو من حاضر آیم تو می حسیر شوی

تو که با من دشمنی می‌ورزی، آگاه باش که وقتی من با منطق و دانشِ خود در برابر تو ظاهر شوم، تو سردرگم و درمانده خواهی شد.

نکته ادبی: حسیر در زبان کهن به معنای درمانده، حیران و خسته است.

جهد آموختن بباید کرد گرت باید که بی نظیر شوی

اگر خواهان آن هستی که در میان مردمان بی‌همتا و ممتاز باشی، باید برای یادگیری و کسب دانش تلاش کنی.

نکته ادبی: جهد به معنای کوشش فراوان و بی‌نظیر به معنای بی‌همتاست.

که نمیرند جمله باخطران تا تو، ای بی خطر، خطیر شوی

حقیقت این است که تا زمانی که تو، که از دانش و فضیلت بی‌بهره‌ای، بخواهی به جایگاه بزرگان برسی، باید پیش از آن دانایان و صاحبانِ خطر و رنجِ علم، از دنیا رفته باشند.

نکته ادبی: خطیر صفت به معنای بزرگ‌مقدار و دارای اهمیت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه به در شاه و زی امیر شدن

کنایه از چاپلوسی، تملق و وابستگی به صاحبان قدرت برای رسیدن به مقام.

تضاد و جناس باخطر و خطیر

شاعر با استفاده از ریشه‌ی یکسان و تضادِ ظاهری، بر این نکته تأکید دارد که بزرگیِ حقیقی در گروِ خطرپذیری در راه علم است.