دیوان اشعار - قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۰
ناصرخسرودرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات در قالب پند و اندرز، بر دو اصل مهم اخلاقی یعنی هماهنگی میان گفتار و کردار و همچنین استقامت در رأی و عقیده تأکید دارند. شاعر با استفاده از تمثیلهایی ساده و ملموس، مخاطب را از دورویی و بیثباتی در رفتار برحذر میدارد.
در بخش پایانی، شاعر به یکی از ارکانِ اخلاقِ انسانی یعنی «اصلِ تقابل در رفتار» اشاره میکند؛ اینکه انسان باید با دیگران همانگونه رفتار کند که انتظار دارد دیگران با او رفتار کنند تا جامعهای منسجم و صادقانه شکل بگیرد.
معنای روان
ای کسی که تنها سخنانی زیبا بر زبان میآوری اما در عمل تهی هستی؛ تو مانند میوه «دستنبو» هستی که ظاهری فریبنده و خوشبو دارد اما فاقد مزه و بهره است.
نکته ادبی: دستنبو میوهای از خانواده خربزه و طالبی است که به دلیل عطر زیاد و اندازه کوچک آن، در ادبیات کهن نماد ظاهری نیکو اما خالی از باطن است.
به هر سو متمایل نشو و عقاید خود را پیوسته تغییر نده؛ در پایبندی به سخن خویش سست نباش و مانند گویِ بازی در میدان، دستخوشِ هر حرکت و تغییری مشو.
نکته ادبی: تشبیه به گوی در اینجا کنایه از تزلزل فکری و ناتوانی در حفظِ مواضع شخصی است.
تو که گوی نیستی، پس چرا دو رنگ و بیثبات شدهای؟ ویژگی ذاتی گوی این است که مدام به هر سو میغلتد و تغییر مسیر میدهد، اما انسان باید در رفتار خود ثابتقدم باشد.
نکته ادبی: شاعر با استفاده از تکرار واژه «گوی»، تضادی میان ماهیت جماد و جایگاه انسان ایجاد کرده تا بیثباتی فرد را نکوهش کند.
هر آنچه را که نمیپسندی دیگران در حق تو انجام دهند، تو نیز نسبت به دیگران روا مدار و هر حرفی را که دوست نداری بشنوی، خود نیز بر زبان جاری نکن.
نکته ادبی: این بیت بیانی از قاعده زرین اخلاق است که در متون تعلیمی فارسی به کرات برای ترویج انصاف و رعایت حقوق دیگران به کار رفته است.
آرایههای ادبی
تشبیه فرد ظاهرنما به میوه دستنبو که خوشبو اما بیطعم است.
به کار بردن گوی به عنوان نمادِ تزلزل، بیثباتی و سرگردانی در رای و رفتار.
تقابل میان ظاهر کلام و باطن عمل که نشاندهنده نفاق عملی است.