دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۹

ناصرخسرو
چند گردی گرد این بیچارگان؟ بی کسان را جوئی از بس بی کسی!
تا توانستی ربودی چون عقاب چون شدی عاجز گرفتی کر گسی
فاسقی بودی به وقت دست رس پارسا گشتی کنون از مفلسی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نقد تند و صریح ریاکاری و تلون‌مزاجیِ انسان‌های فرصت‌طلب است که در دوران قدرت، به ظلم و ستم دست می‌یازیدند و اکنون که به ضعف و شکست دچار شده‌اند، نقاب زهد و پارسایی بر چهره زده‌اند. شاعر با نگاهی تیزبین، پرده از رفتار دوگانه مخاطب برمی‌دارد که چگونه در روزگار توانگری، همچون درندگانِ شکارچی عمل می‌کرد و اکنون در دوران تنهایی و ناتوانی، به شکلی متظاهرانه سعی در برقراری ارتباط با همان قشری دارد که روزی تحقیرشان می‌کرد.

درون‌مایه اصلی اثر، بی‌اعتباریِ اخلاقی است که نه از سرِ باور قلبی، بلکه از سرِ اجبارِ زمانه و درماندگی به وجود آمده است. شاعر با تضاد میان فاسقِ توانگر و پارسای مفلس، به نقدِ ریاکاری می‌پردازد و بیان می‌دارد که تقوای واقعی، نه در ناتوانی، بلکه در زمانِ دسترسی به قدرت و لذت معنا پیدا می‌کند.

معنای روان

چند گردی گرد این بیچارگان؟ بی کسان را جوئی از بس بی کسی!

چرا پیوسته به گردِ این درماندگان می‌گردی و آنان را دنبال می‌کنی؟ تو صرفاً به این دلیل که خودت بی‌کس و تنها مانده‌ای، به دنبالِ هم‌صحبتی با آنان هستی.

نکته ادبی: چند در اینجا به معنای چرا و تا به کی است که پرسشی اعتراضی را القا می‌کند. بی کسان اشاره به محرومان و ستمدیدگانی دارد که حامی و پشتیبانی ندارند.

تا توانستی ربودی چون عقاب چون شدی عاجز گرفتی کر گسی

زمانی که قدرت داشتی، همچون عقابی شکاری، اموال و حقوق دیگران را می‌ربودی؛ اما اکنون که عاجز و ناتوان شده‌ای، خود را به نشنیدن و بی‌خبری زده‌ای تا از ملامت‌ها در امان بمانی.

نکته ادبی: تشبیه به عقاب برای نشان دادن خوی درندگی و فرصت‌طلبی است. کر گسی کنایه از تظاهر به نادانی و بی‌خبری برای فرار از مسئولیت‌های گذشته است.

فاسقی بودی به وقت دست رس پارسا گشتی کنون از مفلسی

در آن روزگاری که دستت باز بود و قدرت داشتی، فردی فاسق و گناه‌کار بودی؛ اما حالا که به فقر و بی‌پولی دچار شده‌ای، ناگهان پارسا و دین‌دار شده‌ای.

نکته ادبی: تقابل فاسق و پارسا برای نشان دادن تضاد رفتاری و ریاکاری است. اشاره به اینکه دین‌داریِ او از روی ناچاری است نه از روی اعتقاد درونی.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون عقاب

تشبیه رفتار غارتگرانه و بی‌رحمانه در دوران قدرت به پرنده شکارچی.

تضاد فاسق و پارسا

تقابلِ دو وضعیتِ متضاد (گناه‌کاری در قدرت و دین‌داری در فقر) برای برجسته کردن ریاکاری.

کنایه کر گسی

کنایه از تظاهر به بی‌اعتنایی و بی‌خبری برای فرار از پاسخگویی در برابر رفتارهای گذشته.