دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۴

ناصرخسرو
آنچه ت بکار نیست چرا جوئی؟ وانچه ت ازو گریز چرا گوئی؟
به روئی ار به روی کسی آری بی شک به رویت آید بی روئی
خوش خوش از جهان و جوانمردی پیش آر و پیش مار خوی نوئی
بدخو عقاب کوته عمر آمد کرگس دراز عمر ز خوش خوئی
این زال شوی کش چتو بس دیده است از وی بشوی دست زناشوئی
بنده مشو ز بهر فزونی را آن را که همچو اوئی و به زوئی
گر دانشت به مال به دست آمد پس مال می به دانش چون جوئی؟
چون می فروشی آنچه خریده ستی؟ خونی ز خون ز بهر چه می شوئی؟
جان را به علم پوش چو پوشیدی تن رابه ششتری و به کاکوئی
روشن روانت گنه ز بی علمی تیره تنت چو مشک به خوش بوئی
پوینده این جهان و فروزندی او را از این قبل به تگاپوئی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دربردارنده حکمت‌های اخلاقی و پندهای اجتماعی است که بر پایه شناختِ ناپایداریِ دنیا و اهمیتِ پرورشِ روح و خرد استوار شده است. شاعر با بیانی صریح و گاه تند، خواننده را از آلودگی به تعلقات مادی، فریب‌خوردگی از جلوه‌های گذرا و رفتار نادرست با دیگران برحذر می‌دارد و برتریِ دانش و نیک‌خویی را بر ثروت‌اندوزی یادآور می‌شود.

درونمایه کلی این اثر، دعوت به وارستگی، اصالت‌بخشیدن به جایگاهِ خرد در برابرِ هوای نفس و نگاهی واقع‌بینانه به جهان است. جهان در این نگاه، چون زنی پرماجرا و بی‌وفا تصویر شده که نباید به آن دل بست و سعادتِ حقیقی در گروِ پیراستنِ جان از پلیدی‌ها و آراستنِ آن به زیورِ علم و اخلاقِ نیکوست.

معنای روان

آنچه ت بکار نیست چرا جوئی؟ وانچه ت ازو گریز چرا گوئی؟

چرا به دنبال چیزی می‌گردی که برایت فایده‌ای ندارد و چرا از چیزی سخن می‌گویی که سعی داری از آن دوری کنی؟

نکته ادبی: حرف 'ت' در اینجا ضمیر متصل دوم‌شخص مفرد به معنای 'تو' است که به کلمات چسبیده است (ت‌بکار= برای تو).

به روئی ار به روی کسی آری بی شک به رویت آید بی روئی

اگر با کسی با بی‌احترامی رفتار کنی، شک نکن که به خودت نیز بی‌احترامی خواهد شد.

نکته ادبی: واژه 'بی‌رویی' کنایه از بی‌حیایی و بی‌ادبی است و در اینجا با 'رویی' (چهره) بازی زبانی (ایهام تناسب) دارد.

خوش خوش از جهان و جوانمردی پیش آر و پیش مار خوی نوئی

عادات قدیمی و ناپسندِ دنیا را کنار بگذار و به جای آن، خوی و منش جدید و نیکویی در پیش بگیر.

نکته ادبی: ترکیب 'خوی نویی' به معنای اخلاق و روش تازه‌ای است که مبتنی بر فضیلت و حکمت باشد.

بدخو عقاب کوته عمر آمد کرگس دراز عمر ز خوش خوئی

انسانِ بدسرشت و بدخوی مانند عقاب است که عمری کوتاه دارد، اما انسانِ خوش‌خو و نیک‌سیرت مانند کرکس عمری طولانی خواهد داشت.

نکته ادبی: در اینجا از باورهای کهنِ عامیانه درباره طول عمر پرندگان برای تمثیلِ اخلاق انسانی بهره گرفته شده است.

این زال شوی کش چتو بس دیده است از وی بشوی دست زناشوئی

این دنیا مانند پیرزنی است که شوهران بسیاری دیده است (بی‌وفاست)؛ پس از دلبستگی به آن دست بشوی.

نکته ادبی: 'زال' در اینجا استعاره از دنیای فریبنده و پیر است که با همه پیمان می‌بندد و به هیچ‌کس وفادار نمی‌ماند.

بنده مشو ز بهر فزونی را آن را که همچو اوئی و به زوئی

برای به دست آوردن ثروتِ بیشتر، خود را بنده و مطیعِ کسی نکن که از نظر جایگاه، هم‌سطح یا حتی پایین‌تر از توست.

نکته ادبی: شاعر بر حفظ عزت‌نفس و آزادگی در برابر وسوسه‌های مالی تأکید دارد.

گر دانشت به مال به دست آمد پس مال می به دانش چون جوئی؟

اگر قرار است دانش را با مال و ثروت به دست بیاوری، پس چگونه انتظار داری که از راهِ دانش، مال و ثروت کسب کنی؟ (این تناقض است).

نکته ادبی: شاعر به نقدِ کسانی می‌پردازد که دانش را ابزاری برای مال‌اندوزی قرار می‌دهند.

چون می فروشی آنچه خریده ستی؟ خونی ز خون ز بهر چه می شوئی؟

چرا چیزی را که خریده‌ای می‌فروشی؟ و چرا سعی داری با خون، خونِ دیگر را بشویی؟ (کنایه از بی‌فایدگیِ تلاش‌های بیهوده).

نکته ادبی: اشاره به ضرب‌المثلی که می‌گوید 'خون را با خون نمی‌توان شست'؛ یعنی بدی را با بدی نمی‌توان پاک کرد.

جان را به علم پوش چو پوشیدی تن رابه ششتری و به کاکوئی

جان و روح خود را با لباسِ علم بپوشان، اما تنِ خود را به لباس‌های ساده (مانند ششتری و کاکویی) آراسته کن.

نکته ادبی: ششتری و کاکویی نام پارچه‌هایی از منسوجاتِ فاخر و سنتی بوده‌اند که در اینجا نمادِ تجملاتِ ظاهریِ دنیوی هستند.

روشن روانت گنه ز بی علمی تیره تنت چو مشک به خوش بوئی

روانِ روشنِ تو به دلیل بی‌دانشی تیره شده است، در حالی که بدنِ تو تنها مانند مشک ظاهری خوش‌بو و فریبنده دارد.

نکته ادبی: شاعر تضاد میان 'تیرگیِ جانِ بی‌علم' و 'عطرِ ظاهریِ تن' را برای نشان دادن اهمیتِ درونیات بیان می‌کند.

پوینده این جهان و فروزندی او را از این قبل به تگاپوئی

دنیا جایگاهِ تلاش و حرکت و پویایی است؛ تو نیز برای رسیدن به روشنی، باید با انگیزه و فعال باشی.

نکته ادبی: واژه 'تگاپو' به معنای تلاش و کوششِ مداوم است که در اینجا برای تکاملِ انسانی توصیه شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره زال

تشبیه دنیا به پیرزنی حیله‌گر و بی‌وفا که دست‌به‌دست می‌شود.

تمثیل عقاب و کرکس

مقایسه رفتار انسان با طول عمرِ پرندگان بر اساس باورهای کهن برای تبیینِ جایگاه اخلاق.

ایهام بی‌رویی

بازی با دو معنایِ 'بی‌حیا بودن' و 'به رویِ کسی نیاوردن' برای تأکید بر نتیجه عکسِ رفتارِ ناپسند.

تضاد جان و تن

تقابل میان اهمیتِ پرورشِ روح (جان) با بیهودگیِ توجه افراطی به بدن (تن) و ظواهر.