دیوان اشعار - قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۹
ناصرخسرودرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این سروده از ناصرخسرو، در نکوهش ماهیت ناپایدار و بیوفای جهان سروده شده است. شاعر در آغاز، جهان را همچون دوستی پیمانشکن خطاب قرار میدهد که با بیمهری، آنچه را خود ساخته، ویران میکند و آدمی را در چرخهای از رنج و امید گرفتار میسازد. وی با لحنی سرزنشگر، از فریبندگی روزگار و دروغهای آن سخن میگوید که چگونه انسان را در گردابِ غفلتِ خویش غرق میکند.
در بخش میانی و پایانی، مخاطبِ شاعر به سوی خودِ انسان (نفسِ آدمی) میچرخد. او با یادآوریِ زایش، زندگی و مرگ، بر این نکته تأکید دارد که دنیا تنها یک گذرگاه تنگ و تاریک است و انسان نادان کسی است که دل به این بازیچه ببندد. شاعر آدمی را به بیداری از خوابِ غفلت، ترکِ وابستگی به دنیا و توشهاندوزی برای سرایِ ابدی فرا میخواند و تأکید میکند که رهایی از این بند، تنها در گروِ شناختِ حقیقت و پرهیز از دیوِ نفس است.
معنای روان
بیت اول: ای جهان، قراری که با من گذاشتی این نبود؛ آیا از آن پیمانی که با من بستی هیچ به یاد داری؟ بیت دوم: تو که مدام دم از دوستی میزنی، چرا آن پیمان نخستین را فراموش کردهای؟
نکته ادبی: جهانا: منادا/استعاره از روزگار.
بیت اول: اگر من فرزند تو (پرورده تو) بودم، پس چرا اکنون، بیت دوم: مانند آدمهای نامهربان، رشته الفت را از من گسستی؟
نکته ادبی: ایدون: بدینگونه/اینچنین.
بیت اول: آنچه را که خودت ساخته بودی، ویران کردی؛ بیت دوم: و هر پیوندی را که خود ایجاد کرده بودی، از هم گسستی.
نکته ادبی: تضاد میان ساختن و گسستن.
بیت اول: بسیار پیوندهایی که بستی و شکستی، پس چرا بیت دوم: نمیگویی که کدام یک از این پیمانشکنیها را خودت انجام دادی؟
نکته ادبی: ایهام در فعل بستن.
بیت اول: حرفی میزنی و بلافاصله از گفته خود برمیگردی؛ بیت دوم: این رفتارت به رفتار آدمهای مست و بیهوش میماند.
نکته ادبی: تشبیه به مستی برای نشان دادن تناقض رفتاری.
بیت اول: آن طراوت کودکی را که به من داده بودی، بیت دوم: با آبِ پیری از چهرهام شستی و بردی.
نکته ادبی: استعاره شستنِ چهره با آبِ پیری.
بیت اول: وقتی با من سازگار نیستی، چه گناهی کردهام؟ بیت دوم: رفتار تو چنان است که گویی از نیستی و پستی سرچشمه گرفته است.
نکته ادبی: نایم: نیستی/عدم.
بیت اول: تا زمانی که در این دنیا بودم از دستِ رنج تو خلاص نشدم؛ بیت دوم: تو چه هستی که نه خودت رهایی یافتی و نه به کسی مجال رهایی دادی؟
نکته ادبی: تکرار رستی برای تأکید بر عدم رهایی.
بیت اول: اگرچه از تو رنج و سختی فراوان میبینم؛ بیت دوم: با این حال، دست از تو به سستی برنمیدارم (دلبستگیام باقی است).
نکته ادبی: کنایه از دلبستگی نفس به دنیا.
بیت اول: تلاش میکنم تا از راه اطاعتِ پروردگار، بیت دوم: روزی از این پستیِ دنیا به مقام بلندِ الهی برسم.
نکته ادبی: بام: استعاره از مقام رفیع معنوی.
بیت اول: چون من به عهدِ خود با خدا وفا کردم؛ بیت دوم: اگر تو عهدت را شکستی، مرا باکی نیست.
نکته ادبی: تضاد عهد ایزدی و عهدِ دنیا.
بیت اول: در شصتسالگی همچون ماهی در تورِ تو گرفتار شدم؛ بیت دوم: ای دنیا، تو مرا در گلویِ خویش سخت گرفتار کردی.
نکته ادبی: ایهام در شست (به معنای انگشت/شستِ سال/تور ماهیگیری).
بیت اول: زمانه هرچه را به تو داده، بازپس میگیرد؛ بیت دوم: ای جانِ نادانِ من، تو این حقیقت را ندانستی.
نکته ادبی: خطاب به نفس.
بیت اول: شکم مادر اولین زندان تو بود؛ بیت دوم: که در آنجا روزگاری به تنگی زیستی.
نکته ادبی: استعاره شکم مادر به زندان.
بیت اول: گمان کردی که آنجا (دنیا) جایگاه ابدی توست؛ بیت دوم: زیرا جایگاهی بهتر از آن را نه شناختی و نه طلب کردی.
نکته ادبی: نکوهشِ غفلتِ نفس.
بیت اول: حالا که از آن تنگی و تاریکی (رحم مادر) بیرون آمدی؛ بیت دوم: جهان را برای خود روشن و راحت یافتی.
نکته ادبی: تضاد تاریکی رحم و روشنایی دنیا.
بیت اول: آیا یادت هست در آن ساعتی که از تنگیِ رحم رها شدی؛ بیت دوم: چقدر گریه کردی؟
نکته ادبی: اشاره به گریه نوزاد هنگام تولد.
بیت اول: از ترسِ اینکه نکند به جای بدتری بروی؛ بیت دوم: نمیدانستی که این جهان، از آن جایگاهِ قبلی بهتر است.
نکته ادبی: تحلیل روانشناختیِ تولد.
بیت اول: این چه خانهای است که این لشکرِ انبوه از آن برخاسته است؛ بیت دوم: یکی از نژاد هندو، یکی سگزی و یکی از قومِ بست.
نکته ادبی: اشاره به گوناگونی انسانها در جهان.
بیت اول: اگر از نادانی مست نباشی؛ بیت دوم: چطور اینجا تو را به مستی و غفلت نمیکشاند؟
نکته ادبی: استعاره مستی برای غفلت دنیوی.
بیت اول: چون شاخهای تازه روییدی و همچون شکار؛ بیت دوم: از دستِ سالیانِ عمر رها شدی.
نکته ادبی: تمثیل رشد انسان و گذشت عمر.
بیت اول: در هنگامِ معصیت، بر اسبِ نامناسب (گناه) سوار شدی؛ بیت دوم: و هرگز نباید کسی بر چنین اسبی بنشیند.
نکته ادبی: استعاره اسبِ ناشایست برای گناه.
بیت اول: اکنون هم از رفتن (مرگ) میترسی؛ بیت دوم: آیا از این عمری که اندوختی، سیر نشدی؟
نکته ادبی: کنایه از حرصِ انسان.
بیت اول: چرا آن کسی را که این ایوانِ بلند (آسمان/دنیا) را برایت آفرید؛ بیت دوم: ای انسانِ هشیار، با رغبت نمیپرستی؟
نکته ادبی: استعاره ایوان بلند برای جهان.
بیت اول: از این پنجاه و نه سال عمر، بنگر چه دستاوردی داری؛ بیت دوم: در حالی که مویِ سرت از پیری سپید شده است.
نکته ادبی: کنایه از گذشت عمر و پیری.
بیت اول: حالا که هنوز توان و قدرت داری؛ بیت دوم: چرا توشهای برای سرایِ آخرت نمیفرستی؟
نکته ادبی: تأکید بر فرصتِ محدود.
بیت اول: چرا امروز کاری برای آینده نمیکنی؛ بیت دوم: و چرا از فقر و تهیدستی در قیامت نمیترسی؟
نکته ادبی: تأکید بر معاد.
بیت اول: این عالمِ فریبنده در واقع دیوِ توست؛ بیت دوم: تو دل به این دیوِ پست نبستی.
نکته ادبی: استعاره دنیا به دیو.
بیت اول: با اعتماد به دیو، خطا کردی؛ بیت دوم: و با این کار به جانِ خویش آسیب زدی.
نکته ادبی: کنایه از خودزنیِ اخلاقی.
بیت اول: با انجامِ بدی، به خودت ستم کردی؛ بیت دوم: چه کسی سزاوارتر از تو برایِ ملامت است؟
نکته ادبی: سرزنش نفس.
بیت اول: چرا با فلک (روزگار) به جنگ و ستیز برخاستی؛ بیت دوم: کجا توانِ ایستادگی در برابر آن را داری؟
نکته ادبی: استعاره فلک برای تقدیر.
بیت اول: ای دل، دشمنِ تو همین تنِ توست، از آن حذر کن؛ بیت دوم: اگر نمیتوانی با کسی بجنگی، با تنِ خود نیز نجنگ (بلکه آن را رام کن).
نکته ادبی: نکوهش نفس اماره.
بیت اول: کمر به خدمتِ دنیا بستهای و مینازی؛ بیت دوم: این کمر بستن درخورِ تو نیست و نباید چنین کنی.
نکته ادبی: ایهام در کمر بستن (خدمت دنیا در برابر خدمت دین).
بیت اول: نزدِ خردمندان، تو و آن ترسا (کافر) در یک رتبه هستید؛ بیت دوم: اگرچه تو کمرِ بندگیِ دنیا بستی و او کُستی (کمر بند زرتشتی) بست.
نکته ادبی: ایهام و طنز کلامی (مقایسه کمرِ دنیاپرستی با کُستی زرتشتی).
بیت اول: اگر از این جایگاه پستِ دنیا بیرون جستی؛ بیت دوم: جایگاهی بسیار عالی و نورانی در انتظارت است.
نکته ادبی: وعده اخروی.
بیت اول: اگر مردِ سنجش و حجت هستی؛ بیت دوم: از حجتهای عقلی استفاده کن و راه را بیاموز.
نکته ادبی: تأکید ناصرخسرو بر عقلگرایی.
بیت اول: فکر کن که تو برایِ بودنیها (حقایق هستی)؛ بیت دوم: وقتی دربارهشان بیندیشی، فهرستی (لیستی از حقایق) خواهی یافت.
نکته ادبی: دعوت به تفکر.
آرایههای ادبی
به معانیِ انگشت شست، تور ماهیگیری، و عدد شصت به کار رفته است.
دنیا به دیوی فریبنده تشبیه شده است که انسان را از راهِ حق دور میکند.
تشبیه رحم مادر به زندان برای نمایش تنگی و محدودیت دنیا.
تکرار این واژگان برای نشان دادنِ ناپایداری و تناقضِ رفتاریِ جهان.