دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۰

ناصرخسرو
جهان دامگاهی است بس پر چنه طمع در چنهٔ او مدار از بنه
بباید گرستن بر آن مرغ زار که آید به دام اندرون گرسنه
سیه کرد بر من جهان جهان شب و روز او میسره میمنه
نیابم همی جای خواب و قرار در این بی نوا شب گه پر کنه
هزاران سپاه است با او همه ز نیکی تهی و به دل پر گنه
به یمگان به زندان ازینم چنین که او با سپاه است و من یکتنه
تو، ای عاقل، ار دینت باید همی بپرهیز از این لشکر بوزنه
از این دام بی رنج بیرون شوی اگر نوفتادت طمع در چنه
به دون قوت بس کن ز دنیای دون که دانا نجوید ز دنیا دنه
از ابر جهان گر نباردت سیل چو مردان رضا ده به اندک شنه
بباید همی رفت بپسیچ کار چنین چند گردی تو بر پاشنه؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این سروده‌ها، شاعر جهان را به دامگاهی فریبنده تشبیه کرده است که آدمیان را با طعمه‌های رنگارنگِ دنیوی به سوی خود می‌کشد. او با زبانی هشداردهنده، انسان خردمند را از طمع‌ورزی برحذر می‌دارد و بر این نکته پای می‌فشرد که رهایی از این رنج‌های مکرر، تنها در گرو قناعت و پشت‌پا زدن به دلبستگی‌های فانی است.

همچنین درونمایه‌ای از رنج تنهایی و تبعید در «یمگان» در متن تنیده شده است؛ جایی که شاعر میان سیلابِ تباهی و سپاهِ نااهلان، یکه و تنها مانده است. نگاه او در این ابیات، دعوتی است به بیداری و پرهیز از همراهی با جماعتِ ناآگاه و فرومایه، تا آدمی بتواند با جانِ سالم و روحی پاک از این جهانِ ناپایدار رخت بربندد.

معنای روان

جهان دامگاهی است بس پر چنه طمع در چنهٔ او مدار از بنه

دنیا سرزمینی است که مانند دامی بزرگ، پر از طعمه‌های فریبنده است؛ پس هرگز شالوده و اساس زندگی خود را بر پایه آزمندی و حرص به این طعمه‌های دنیوی بنا نکن.

نکته ادبی: «چنه» در زبان کهن به معنای طعمه‌ای است که در دام می‌نهند تا شکار را فریب دهند.

بباید گرستن بر آن مرغ زار که آید به دام اندرون گرسنه

باید به حال آن پرنده بی‌نوایی گریست که از روی گرسنگی و نیاز، خود را در دام گرفتار می‌کند؛ یعنی باید بر سرنوشت انسان‌های نادانی که اسیر هوس‌های زودگذر می‌شوند، افسوس خورد.

نکته ادبی: «گرستن» شکل کهن فعل گریستن است که در سبک خراسانی رایج بوده است.

سیه کرد بر من جهان جهان شب و روز او میسره میمنه

دنیا برای منِ شاعر، هم شب و هم روز و هم از هر سو، تیره و تاریک شده است و هیچ گشایشی در کارم دیده نمی‌شود.

نکته ادبی: «میسره» و «میمنه» به معنای سمت چپ و راست لشکر است که اینجا کنایه از محاصره کامل است.

نیابم همی جای خواب و قرار در این بی نوا شب گه پر کنه

در این شب‌های سخت و پر از رنج، جایی برای آرامش و آسودگیِ خاطر نمی‌یابم؛ گویی همه چیز بر ضد من شوریده است.

نکته ادبی: «پر کنه» استعاره از انباشتگیِ رنج و سختی در زمانه است.

هزاران سپاه است با او همه ز نیکی تهی و به دل پر گنه

این دنیا سپاهی انبوه از پیروانِ گمراه با خود دارد که از هرگونه نیکی و خیر خالی هستند و دل‌هایشان آکنده از گناه و آلودگی است.

نکته ادبی: اشاره به کثرتِ اهل دنیا در برابرِ اندک‌شمار بودنِ پاکان.

به یمگان به زندان ازینم چنین که او با سپاه است و من یکتنه

دلیل اینکه من در زندان یمگان این‌گونه گرفتار و رنجورم، همین است که دنیا با لشکرِ عظیمِ تباهی همراه است و من در این راهِ حق، یکه و تنها ایستاده‌ام.

نکته ادبی: «یمگان» نام مکان تبعید ناصرخسرو در کوهستان‌های بدخشان است.

تو، ای عاقل، ار دینت باید همی بپرهیز از این لشکر بوزنه

ای انسان خردمند، اگر به دنبال حفظ ایمان و دین خود هستی، از این گروهِ ناآگاه و حیوان‌صفت دوری کن.

نکته ادبی: «بوزنه» استعاره از مردمانِ مقلد و نادانی است که بدون اندیشه، پیروِ هوس‌های دنیایی‌اند.

از این دام بی رنج بیرون شوی اگر نوفتادت طمع در چنه

اگر حرص و طمع را از دامِ دنیا بیرون بکشی، بدون هیچ‌گونه سختی و رنج، از بندِ دنیا رها خواهی شد.

نکته ادبی: «نوفتادت» یعنی اگر نیفتد؛ استفاده از افعال ترکیبی در گویش کهن.

به دون قوت بس کن ز دنیای دون که دانا نجوید ز دنیا دنه

از دنیا به حداقلِ نیازها و قوتِ لایموت بسنده کن، زیرا انسانِ دانا هرگز به دنبال شکار کردنِ طعمه‌های دنیوی نیست.

نکته ادبی: «دنه» به معنای دانه یا طعمه برای به دام انداختن است.

از ابر جهان گر نباردت سیل چو مردان رضا ده به اندک شنه

اگر از ابرِ دنیا برایت نعمتی نبارید و ثروتی به دست نیاوردی، همچون مردانِ بزرگ، به همان داشته‌ی اندک خود راضی و خشنود باش.

نکته ادبی: «شنه» اشاره به مقدارِ کم یا همان دانه/خوشه است که نشان از قناعت دارد.

بباید همی رفت بپسیچ کار چنین چند گردی تو بر پاشنه؟

باید برای سفرِ ابدی آماده شوی و به فکرِ توشه باشی؛ تا کی می‌خواهی در این دنیا سرگردان باشی و بیهوده وقت خود را تلف کنی؟

نکته ادبی: «پسیچ کار» به معنای آماده شدن برای انجام کاری است؛ کنایه از مرگ و آمادگی برای آن.

آرایه‌های ادبی

استعاره جهان دامگاهی است

تشبیه جهان به دامگاه برای نشان دادن فریبندگی و خطرناک بودن آن.

کنایه لشکر بوزنه

کنایه از پیروان نادان و مقلدِ دنیا که همچون بوزینه رفتار می‌کنند.

تضاد او با سپاه است و من یکتنه

تقابل میان کثرتِ اهلِ دنیا و تنهاییِ سالکِ راهِ حق.