دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۱

ناصرخسرو
ای زود گرد گنبد بر رفته خانهٔ وفا به دست جفا رفته
بر من چرا گماشته ای خیره چندین هزار مست بر آشفته؟
این دشته بر کشیده همی تازد وان با کمان و تیر برو خفته
اینم کند به خطبه درون نفرین وانم به نامه فریه کند سفته
من خیره مانده زیرا با مستان هر دو یکی است گفته و ناگفته
گفته سخن چو سفته گهر باشد ناگفته همچو گوهر ناسفته
بیدار کرد ما را بیداری پنهان ز بیم مستان بنهفته
خرگوش وار دیدم مردم را خفته دو چشم باز و خرد رفته
یک خیل خوگ وار درافتاده با یکدگر چو دیوان کالفته
یک جوق بر مثال خردمندان با مرکب و عمامهٔ زربفته
بر سام یارده ز شر منبر گویان به طمع روز و شبان لفته
مستان و بیهشان چو بدیدندم شمع خرد فروخته بگرفته
زود از میان خویش براندندم پر درد جان و ز انده دل کفته
آن جانور که سرگین گرداند زهر است سوی او گل بشکفته
بیدار چون نشست بر خفته خفته ز عیب خویش شود تفته
زیرا که سخت زود سوی بیدار پیدا شود فضیحتی از خفته
ای درها به رشته در آوردم روز چهارم از سومین هفته

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر نمایانگر نگاه انتقادی و بدبینانه شاعر به وضعیت زمانه خویش است که در آن خرد و آگاهی به حاشیه رانده شده و نادانی و بی خبری بر جامعه سایه افکنده است. شاعر در این قطعه، خود را به عنوان فردی بیدار و هوشمند در میان گروهی از غافلان و بی خردان می‌بیند که به جای تکریم دانایی، به ستیز با او برخاسته‌اند.

درونمایه کلی شعر، تقابل میان «بیداریِ خردمندانه» و «خوابِ غفلتِ عمومی» است. شاعر با استفاده از نمادها و استعاراتی تند، ریاکاری مدعیان دین و حماقت عوام را در هم می‌کوبد و از انزوای خود در میان کسانی که حقیقت را با دروغ عوض کرده‌اند، گلایه می‌کند.

معنای روان

ای زود گرد گنبد بر رفته خانهٔ وفا به دست جفا رفته

ای روزگار که به سرعت سپری می‌شوی (گنبد گردان)، چرا وفا و انسانیت از این جهان رخت بربسته و جفا جای آن را گرفته است؟

نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و روزگار است که با سرعت در حال تغییر است.

بر من چرا گماشته ای خیره چندین هزار مست بر آشفته؟

چرا این همه افراد نادان و بی خرد (مست و آشوب‌گر) را به جان من انداخته‌ای که آرامشم را بر هم زنند؟

نکته ادبی: خیره در اینجا به معنای نادان و بی‌خرد است.

این دشته بر کشیده همی تازد وان با کمان و تیر برو خفته

برخی از این مردم با سلاح به سوی من می‌تازند و برخی دیگر اگرچه تظاهر به آرامش می‌کنند، اما در کمین نشسته‌اند و تیر دشمنی در چله دارند.

نکته ادبی: دشته استعاره از فردی است که با تندی و خشونت در پی دشمنی است.

اینم کند به خطبه درون نفرین وانم به نامه فریه کند سفته

یکی از آنان با سخنانش مرا نفرین می‌کند و دیگری در نوشته‌هایش مرا با تهمت و سخن‌چینی می‌آزارد.

نکته ادبی: فریه در اینجا به معنای دروغ بستن و بهتان زدن است.

من خیره مانده زیرا با مستان هر دو یکی است گفته و ناگفته

من در شگفت مانده‌ام زیرا برای این افراد جاهل، گفتن سخن حق و نگفتن آن تفاوتی ندارد و هیچ‌کدام بر آنان اثری نمی‌گذارد.

نکته ادبی: استفاده از تضاد برای بیان بیهودگیِ سخن‌وری نزدِ نادانان.

گفته سخن چو سفته گهر باشد ناگفته همچو گوهر ناسفته

سخنِ سنجیده و حق، اگر بر زبان آید همچون مرواریدی سفته و ارزشمند است، اما اگر ناگفته بماند، چون مرواریدی است که هنوز به کمال خود نرسیده است.

نکته ادبی: تشبیه سخن به گوهر که نشان‌دهنده ارزش بالای دانایی است.

بیدار کرد ما را بیداری پنهان ز بیم مستان بنهفته

این آگاهی و بیداری، ما را هشیار کرد، اما از ترس هجوم این ناآگاهان، مجبور شدم آن را پنهان کنم.

نکته ادبی: بیم مستان استعاره از ترسِ آسیب دیدن از جاهلان است.

خرگوش وار دیدم مردم را خفته دو چشم باز و خرد رفته

مردم را چون خرگوش دیدم که با چشم باز خوابیده‌اند؛ یعنی ظاهراً بیدارند اما از خرد و درک حقیقت بی بهره‌اند.

نکته ادبی: اشاره به باوری کهن که خرگوش با چشمان باز می‌خوابد، برای نشان دادن غفلت مردم.

یک خیل خوگ وار درافتاده با یکدگر چو دیوان کالفته

گروهی از آنان مانند خوک، کثیف و درهم‌ریخته و مانند دیوانگان با یکدیگر در حال نزاع و آشوب‌اند.

نکته ادبی: تشبیه به خوک در ادبیات تعلیمی معمولاً برای نکوهش صفات حیوانی و پستی اخلاقی است.

یک جوق بر مثال خردمندان با مرکب و عمامهٔ زربفته

گروهی دیگر، خود را در ظاهر مانند خردمندان جلوه می‌دهند و با مرکب‌های گران‌بها و عمامه‌های زربافت، تظاهر به فضل می‌کنند.

نکته ادبی: توصیفِ ریاکاران که با ابزارهای ظاهری قصد فریب دارند.

بر سام یارده ز شر منبر گویان به طمع روز و شبان لفته

آن‌ها بر بالای منبر می‌روند و برای طمع و سودِ دنیا، شب و روز بیهوده سخن می‌گویند.

نکته ادبی: اشاره به واعظانِ ریاکار که از دین دکان ساخته‌اند.

مستان و بیهشان چو بدیدندم شمع خرد فروخته بگرفته

هنگامی که این مست‌گونه‌ها و نادانان، شمعِ خرد و آگاهی مرا دیدند، سعی کردند آن را خاموش کنند.

نکته ادبی: استعاره شمع خرد برای نمایش نور دانش در برابر تاریکی جهل.

زود از میان خویش براندندم پر درد جان و ز انده دل کفته

سریع مرا از جمع خود بیرون راندند و این کار باعث شد جانم دردمند و دلم از اندوه پاره پاره شود.

نکته ادبی: کفته به معنای شکافته و پاره شده است.

آن جانور که سرگین گرداند زهر است سوی او گل بشکفته

کسی که مانند سوسک سرگین‌غلتان، به دنبال چیزهای پست است، گل‌های شکفته و زیبایی‌های معنوی برایش زهرآگین است.

نکته ادبی: تمثیل جانور سرگین‌غلتان (سوسک) برای کسانی که به امور دنیوی و پست دلبسته‌اند.

بیدار چون نشست بر خفته خفته ز عیب خویش شود تفته

وقتی انسان آگاه و بیدار در کنار انسان غافل می‌نشیند، فرد غافل از دیدن عیب‌های خویش در آینه وجود فرد بیدار، برآشفته می‌شود.

نکته ادبی: تفته به معنای برافروخته و خشمگین است.

زیرا که سخت زود سوی بیدار پیدا شود فضیحتی از خفته

زیرا فرد غافل می‌داند که حضور فرد دانا به سرعت باعث رسوایی و آشکار شدن جهل و عیب‌های او خواهد شد.

نکته ادبی: فضیحت در اینجا به معنای رسوایی و آشکار شدن زشتی‌هاست.

ای درها به رشته در آوردم روز چهارم از سومین هفته

من این سخنان را در روز چهارم از هفته سوم (ماه یا زمان خاص) به رشته نظم درآوردم.

نکته ادبی: این بیت در سبک ناصرخسرو رایج است که برای ثبت زمان سرودن اثر استفاده می‌شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گنبد

اشاره به آسمان که گردنده است و نماد گذر زمان و تغییرات روزگار.

تشبیه خرگوش وار

مانند کردنِ مردم غافل به خرگوش که چشمانش باز است اما خوابیده است (کنایه از ظاهرِ بیدار و باطنِ غافل).

تضاد بیدار و خفته

تقابل میان آگاهی و جهل که محور اصلی فضای انتقادی شعر است.

تمثیل آن جانور که سرگین گرداند

تمثیلی برای کسانی که از حقیقت و زیبایی گریزانند و به امور پست دل بسته‌اند.