دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶

ناصرخسرو
چون فروماندی ز بد کردار خویش پارسا گشتی کنون و نیک خو
آن مثل کز پیش گفتند، ای پسر، من به شعر آرم کنون از بهر تو
گند پیری گفت که ش خوردی بریخت «مر مرا نان تهی بود آرزو»

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی اندرزگونه و خطاب به مخاطبی جوان‌تر، به نکوهش ریاکاری و تأخیر در اصلاح نفس می‌پردازد. شاعر در پی آن است که نشان دهد توبه و صلاح‌جویی هنگامی که قدرتِ انجام گناه یا توانِ برخورداری از لذات دنیا از دست رفته باشد، چندان ارجی ندارد.

در ادامه، با بهره‌گیری از تمثیلی حکیمانه، تناقض رفتار آدمی را به تصویر می‌کشد؛ انسانی که در جوانی غافل است و در پیری، زمانی که توان بهره‌مندی از مواهب را از دست داده، حسرت و آرزوی آن‌ها را دارد.

معنای روان

چون فروماندی ز بد کردار خویش پارسا گشتی کنون و نیک خو

اکنون که از کرده‌های بدِ گذشته خسته و درمانده شده‌ای و دیگر توانی برای گناه نداری، ناگهان پرهیزگار و خوش‌اخلاق شده‌ای.

نکته ادبی: فروماندن در اینجا به معنای درمانده‌شدن و به بن‌بست رسیدن در اثر تکرار خطاهاست.

آن مثل کز پیش گفتند، ای پسر، من به شعر آرم کنون از بهر تو

ای فرزند، آن ضرب‌المثل حکیمانه‌ای را که پیشینیان گفته‌اند، اکنون برای پند گرفتن تو در قالب شعر بیان می‌کنم.

نکته ادبی: خطاب «ای پسر» نشان‌دهنده لحن تعلیمی و جایگاه استادانه گوینده نسبت به مخاطب است.

گند پیری گفت که ش خوردی بریخت «مر مرا نان تهی بود آرزو»

پیرمردی که دندان‌هایش در اثر کهولت ریخته بود، می‌گفت: «افسوس که اکنون تنها آرزوی من خوردنِ نانی خالی است.»

نکته ادبی: «گند» در اینجا به معنای پیر است. نان تهی کنایه از نان ساده و بدون مخلفات است که پیرمرد حتی توان جویدن آن را نیز ندارد.

آرایه‌های ادبی

طنز تلخ مر مرا نان تهی بود آرزو

اشاره به وضعیت پیرمردی که دندان ندارد اما هوس نان کرده است؛ این تصویر نشان‌دهنده حسرت بی‌موقع و ناتوانی در بهره‌مندی از مواهب است.

خطاب ای پسر

استفاده از ضمیر مخاطب برای صمیمی کردن فضای پندآموزی و جلب توجه مخاطب به درس اخلاقی.