دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳

ناصرخسرو
ای مر تورا گرفته بت خوش زبان زبون، تو خوش بدو سپرده دل مهربان ربون
اندر حریم می نکند جان تو قرار تا ناوری دل از حرم دلبران برون
برگیر دل ز بلخ و بنه تن ز بهر دین چون من غریب و زار به مازندران درون
زیرا که عیب و علت کندی کاردار سوهان علاج داند کرد و فسان فسون
دنیا ز من بجست، چون من دین بیافتم طاعت همیم دارد دندان کنان کنون
گر بر سر برآوری ز گریبان دین حق با ناکسان کله زن و با خاسران سرون
با اهل خویش گوهر دین تو روشن است اینجاست مانده در کف بیگانگان نگون
با اهل علم و مرد خردمند کن، مکن با مردمان خس به مثل با سگان سکون
ناید ز چوب کژ ستون، گر تو راستی دین را بجز تو نیست سوی راستان ستون
هشیار باش و راست رو و هر سوی متاز در جوی و جر جهل چو این ماهیان هیون
مغزت تهی ز علم و معده ت از طعام پر هل تا چو خر کنند پر این خربطان بطون

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، پندی اخلاقی و عرفانی در نکوهشِ دلبستگی به دنیای مادی و تشویقِ انسان به سوی کسب دانش و بینشِ الهی است. شاعر با زبانی صریح و کوبنده، مخاطب را از بندِ هوای نفس که همچون بتی فریبنده جان را اسیر می‌کند، برحذر می‌دارد و او را به سوی حقیقتِ دین و خردمندیِ ناب فرا می‌خواند.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، دعوت به جدایی از تعلقاتِ پست و پیوستن به اهلِ علم و خرد است. شاعر با استفاده از تمثیل‌های ملموس، راهِ رستگاری را در راستی و پاک‌دلی می‌داند و به انسان هشدار می‌دهد که تا زمانی که دل از بندِ دلبستگی‌های دنیوی و نادانی رها نشود، آرامشِ جان و نورِ حقیقت برای او میسر نخواهد بود.

معنای روان

ای مر تورا گرفته بت خوش زبان زبون، تو خوش بدو سپرده دل مهربان ربون

ای که اسیرِ دنیای فریبنده و خوش‌زبان شده‌ای، با کمال میل و خوشحالی، دلِ مهربان و جانِ عزیزت را به پای آن ریخته‌ای.

نکته ادبی: واژه 'بت' استعاره از مظاهر دنیوی است و 'زبون' در اینجا به معنای اسیر و ذلیل است.

اندر حریم می نکند جان تو قرار تا ناوری دل از حرم دلبران برون

جان تو در حریمِ مقدسِ حق آرام نمی‌گیرد، مگر آنکه دلت را از عشقِ به مظاهرِ دنیوی و دلبرانِ مادی پاک کنی.

نکته ادبی: حریم در اینجا به معنای جایگاه قرب الهی و حرم دلبران استعاره از تعلقات دنیوی است.

برگیر دل ز بلخ و بنه تن ز بهر دین چون من غریب و زار به مازندران درون

دل از زادگاه (بلخ) ببر و تن را برای دین فدا کن، درست همان‌طور که من در غربتِ مازندران، زار و تنها برای خدا زندگی می‌کنم.

نکته ادبی: اشاره به هجرت و غربتِ عارفانه برای حفظِ ایمان.

زیرا که عیب و علت کندی کاردار سوهان علاج داند کرد و فسان فسون

همان‌طور که سوهان و سنگِ فسان، زنگار و کندیِ ابزار را از بین می‌برند، ایمان و خرد نیز زنگارِ عیب و نقص را از وجودِ آدمی می‌زدایند.

نکته ادبی: استفاده از تمثیلِ ابزارسازی برای تبیینِ تأثیرِ ایمان بر صیقلِ جان.

دنیا ز من بجست، چون من دین بیافتم طاعت همیم دارد دندان کنان کنون

وقتی من به دین و حقیقت دست یافتم، دنیا از من گریخت؛ اکنون طاعتِ خدا مرا حفظ می‌کند، حتی اگر دنیا همچون درنده‌ای به خشم دندان نشان دهد.

نکته ادبی: تضاد میانِ یافتنِ دین و گریزِ دنیا.

گر بر سر برآوری ز گریبان دین حق با ناکسان کله زن و با خاسران سرون

اگر با تکیه بر حقیقتِ دین به جایگاهی رفیع رسیدی، در برابرِ ناکسان و فرومایگان سرافراز و بی‌اعتنا باش.

نکته ادبی: کله‌زدن در اینجا کنایه از بزرگی فروختن و عزتِ نفس داشتن در برابر اهلِ ذلت است.

با اهل خویش گوهر دین تو روشن است اینجاست مانده در کف بیگانگان نگون

گوهرِ دین در نزدِ اهلِ آن روشن و ارزشمند است، اما در اینجا (در میانِ غافلان)، این گوهر در دستِ بیگانگان خوار و بی‌مقدار مانده است.

نکته ادبی: نگون ماندنِ گوهر استعاره از قدرناشناسی نسبت به دین است.

با اهل علم و مرد خردمند کن، مکن با مردمان خس به مثل با سگان سکون

با دانایان و خردمندان معاشرت کن و با مردمانِ پست و فرومایه، مانندِ سگ‌ها برخورد کن (یعنی از آنان دوری گزین و با آن‌ها انس نگیر).

نکته ادبی: تأکید بر اهمیتِ گزینشِ همنشین در مسیرِ کمال.

ناید ز چوب کژ ستون، گر تو راستی دین را بجز تو نیست سوی راستان ستون

از چوبِ کج نمی‌توان ستون ساخت؛ اگر تو خودت راستی پیشه کنی، خودت ستونِ دین برای انسان‌های حق‌جو خواهی بود.

نکته ادبی: تشبیه و تمثیل برای بیانِ لزومِ راستیِ درونی برای پایداریِ دین.

هشیار باش و راست رو و هر سوی متاز در جوی و جر جهل چو این ماهیان هیون

هوشیار باش و در مسیرِ حق مستقیم حرکت کن و مانندِ ماهی‌های نادان که در هر جوی و مسیرِ تاریکی می‌افتند، به هر سو نرو.

نکته ادبی: تمثیلِ ماهی‌ها برای بیانِ سرگشتگیِ انسان‌های جاهل در ورطه‌ی ضلالت.

مغزت تهی ز علم و معده ت از طعام پر هل تا چو خر کنند پر این خربطان بطون

وقتی عقلت از دانش تهی است و شکمت از طعام پر، بگذار تا کوته‌فکران همانندِ چهارپایان به فکرِ پر کردنِ شکم باشند.

نکته ادبی: تحقیرِ کسانی که تمامِ همّتِ خویش را صرفِ امورِ مادی و حیوانی کرده‌اند.

آرایه‌های ادبی

استعاره بت خوش‌زبان

اشاره به دنیا و لذات مادی که انسان را اسیر و شیفته خود می‌کند.

تمثیل سوهان و فسان

تشبیه ابزارهای صیقل‌دهنده به ایمان و خرد که جان را از زشتی‌ها پاک می‌کنند.

تشبیه چون این ماهیان

مقایسه انسان‌های نادان به ماهیانی که بی هدف در هر آبی شنا می‌کنند.

کنایه با ناکسان کله زن

کنایه از رعایت عزت نفس و بزرگی در برابر فرومایگان.