دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶

ناصرخسرو
امتت را چون نبینی بر چه سانند؟ ای رسول بیشتر جز مر ستوران را نمانند، ای رسول
گر نگشته ستند فتنه بر جهان از دین حق چون جهانند و طلب گار جهانند، ای رسول؟
از قوی عهدی که کردی بر همه روز غدیر چون خر از نشتر جهانند و رمانند، ای رسول
سود دنیا را همی جویند و نندیشند هیچ گرچه از دین و شریعت بر زیانند، ای رسول
چون زمان داده است تا محشر خدای ابلیس را جمله قومش بر امید آن زمانند، ای رسول
زانکه خان دوستی دیو شد دل شان همه دشمنان اهل بیت و خاندانند، ای رسول
این مسلمانان به نام، از کشتن اولاد تو چون جهودان نیز پیغمبر کشانند، ای رسول
روی گرداننده از پاکیزه فرزندان تو کور و گمره بر طریق این و آنند، ای رسول
بی گمان چون بر وصی و اولاد او دشمن شدند بر تو ای خیرالبشر پس بی گمانند، ای رسول
چون خروسان بر زدن دعوی کنند اینها ولیک وقت حجت پر کنیده ماکیانند، ای رسول
چون فقیهان خوانم اینها را، که علم فقه را جز که از بهر ریاست می نخوانند، ای رسول؟
بر زبان هر کو براند نام فرزندان تو چون مرا از خان و مان او را برانند، ای رسول
وز طمع در جامگی و خوردن مال یتیم مانده بر درگاه میر و شاه و خانند، ای رسول
هر که زیشان چیزکی پرسد ز علم فقه ازو بر امید ساخته زنبیل و خوانند ای رسول
پر لجاجند از مذاهب تا چو آید میزبان بر طریق و مذهب این میزبانند، ای رسول
چشم دل در پیش حق می باز نتوانند کرد وز جهالت جان به باطل برفشانند،ای رسول
آز آن فرعون دورت جاودان آورد خلق امت فرعون دور و جاودانند، ای رسول
جاودان را امتند و نیستند آگاه ازان جادوان اندر عذاب جاودانند، ای رسول
از مصیبت های فرزندان تو چون بشنوند زان شنودن بخت بد را شادمانند، ای رسول
دوستان خاندان اندر میان دشمنان همچو میوهٔ خوش به برگ اندر نهانند،ای رسول
عهد فرزندانت را تعویذ گردن کرده اند تا بدان ز ابلیس دور اندر امانند، ای رسول
مومنان چون تشنگانند و امامان زمان ابر رحمت را بر ایشان آسمانند، ای رسول
رحمت ایزد توی بر خلق و، فرزندان تو همچو تو بر ما رحیم و مهربانند، ای رسول
دوستان اهل بیت تو به نور علمشان، چون به قیمت زر، به حکمت داستانند،ای رسول
چون وصی را رد کرده ستند امت بیشتر از پس بهمان و شاگرد فلانند، ای رسول؟
جز که ما را نیست معلوم این که فرزندان تو خازن علمند و گنجور قرانند، ای رسول
جز که شیعت کس نمی گوید رحیق و سلسبیل ناصبی یکسر همه جویای نانند، ای رسول
فتنه گشتستند بر الفاظ بی معنی همه نیستند اینها قرآن خوان، طوطیانند، ای رسول
لفظ بی معنی چه باشد؟ شخص بی جان از قیاس اهل بیتت شخص دین را پاک جانند، ای رسول
خلق را از بهر معنی قران باید امام این امامان مزور بی بیانند، ای رسول
این امامان سوی اهل حکمت از بی حاصلی همچنان کاندر بیابان نردبانند، ای رسول
شاعیان مر ناصبی را در سوال مشکلات راست همچون در نواله استخوانند، ای رسول
شیعت حق را امامان زمان اهل بیت از پی ابلیس دور اندر امانند، ای رسول
دل گران دارند شیعت بر سبکساران خلق رایگان این ناکسان را بر کران اند، ای رسول
چون به مشکل های تاویلی بگیرم راهشان جز بسوی زشت گفتن ره ندانند، ای رسول
چون نگشتند از طریق بهتری این امتت بد سگال و بد فعال و بد نشانند، ای رسول
در میان خلق دین حق نمانده ستی ولیک اهل بیت و مومنان اندر میانند، ای رسول
ار تو مردم بودیی و امروز امت مردمند پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه ابیات، مرثیه‌ای است که با لحنی انتقادی و اعتراضی، وضعیتِ نابسامانِ اخلاقی و دینیِ جامعه اسلامی را به محضر پیامبر اکرم (ص) عرضه می‌دارد. شاعر با استناد به واقعه غدیر و تأکید بر جانشینیِ اهل‌بیت، از انحرافِ امتِ ظاهربین که به جای حقیقتِ دین، درگیرِ تعصبات، دنیاطلبی و ظواهرِ شرعی شده‌اند، ابراز ناخرسندی می‌کند. فضای حاکم بر اشعار، فضایی از غربتِ حقیقت و مظلومیتِ اهل‌بیت (ع) در میانِ جماعتی است که از سرِ جهل و طمع، از مسیرِ هدایت فاصله گرفته‌اند.

شاعر در این منظومه، تقابلی عمیق میان دو گروه ترسیم می‌کند: یکی اکثریتِ ظاهربین و قدرت‌طلب که از علم فقه تنها برای کسب ریاست و منافع مادی بهره می‌جویند و دیگری اقلیتی حقیقت‌جو (شیعیان) که با چنگ زدن به ریسمانِ ولایتِ اهل‌بیت، در برابرِ این انحرافات ایستادگی می‌کنند. این اثر نه تنها یک نقد اجتماعی-مذهبی است، بلکه سوگنامه‌ای است برای آنچه شاعر، «مرگِ معنا و حقیقت» در میان مسلمانانِ روزگار خود می‌پندارد.

معنای روان

امتت را چون نبینی بر چه سانند؟ ای رسول بیشتر جز مر ستوران را نمانند، ای رسول

ای رسول خدا، اگر به وضعیتِ امتت نگاه کنی، می‌بینی که آن‌ها جز به حیوانات شباهتی ندارند.

نکته ادبی: واژه «مر ستوران» در اینجا با حرف «مر» که حرفِ نشانه‌سازِ مفعولیِ کهن است، تأکید بر تشبیه به حیوانات (ستوران) دارد.

گر نگشته ستند فتنه بر جهان از دین حق چون جهانند و طلب گار جهانند، ای رسول؟

اگر اینان از دین حق، فتنه‌ای به پا نکرده‌اند، پس چرا تا این حد شیفته و طلبکارِ دنیا هستند؟

نکته ادبی: استفاده از تضادِ «دین حق» و «جهان (دنیا)» برای نشان دادنِ اولویت‌های نادرستِ امت.

از قوی عهدی که کردی بر همه روز غدیر چون خر از نشتر جهانند و رمانند، ای رسول

به خاطر آن پیمانِ محکمی که در روز غدیر بستند، اکنون از ترسِ حقیقت مانند خر که از نشتر می‌رمید، از راه حق گریزانند.

نکته ادبی: «نشتر» کنایه از سختیِ حقیقت و «قوی‌عهدی» اشاره مستقیم به پیمان غدیر است.

سود دنیا را همی جویند و نندیشند هیچ گرچه از دین و شریعت بر زیانند، ای رسول

اینان تنها به فکرِ سودِ دنیوی هستند و اصلاً به فکرِ دین و شریعت نیستند، هرچند ادعا می‌کنند که پیرو دین هستند.

نکته ادبی: تضادِ «سود دنیا» و «زیان دین» برای بیان غفلت امت.

چون زمان داده است تا محشر خدای ابلیس را جمله قومش بر امید آن زمانند، ای رسول

چون خداوند به شیطان تا روز رستاخیز مهلت داده است، تمامیِ پیروانِ او نیز به همان مهلتِ طولانی امیدوار و دلخوشند.

نکته ادبی: اشاره قرآنی به مهلت یافتن شیطان (منظرین) تا روز رستاخیز.

زانکه خان دوستی دیو شد دل شان همه دشمنان اهل بیت و خاندانند، ای رسول

چرا که دل‌هایشان به دوستی با شیطان آلوده شده است و اکنون دشمنانِ سرسختِ اهل‌بیتِ تو هستند.

نکته ادبی: «خان دوستی» به معنای جایگاه و منزلگاه دوستی است.

این مسلمانان به نام، از کشتن اولاد تو چون جهودان نیز پیغمبر کشانند، ای رسول

این مسلمانانِ اسمی، با کشتنِ فرزندانت، همانند یهودیانِ دورانِ گذشته، پیامبرکُش شده‌اند.

نکته ادبی: مقایسه تاریخی برای نشان دادنِ عمقِ قساوتِ امت با رفتارِ یهودیان در برابر انبیا.

روی گرداننده از پاکیزه فرزندان تو کور و گمره بر طریق این و آنند، ای رسول

آن‌ها از فرزندانِ پاکِ تو روی‌گردان شده‌اند و در نادانی، پیروِ افکارِ اشخاصِ گمراه هستند.

نکته ادبی: «طریقِ این و آن» کنایه از پیروی از رهبرانِ غیرِ معصوم.

بی گمان چون بر وصی و اولاد او دشمن شدند بر تو ای خیرالبشر پس بی گمانند، ای رسول

شک نکن که وقتی با وصیِ تو (علی) و فرزندانش دشمنی کردند، در واقع دشمنِ حقیقیِ تو هستند.

نکته ادبی: «خیرالبشر» لقبی است که در کلام اسلامی به پیامبر نسبت داده می‌شود.

چون خروسان بر زدن دعوی کنند اینها ولیک وقت حجت پر کنیده ماکیانند، ای رسول

اینان در ادعا کردن، همچون خروسان جسورند، اما وقتی زمانِ بحث و احتجاج می‌رسد، از ترس همچون مرغانِ خانگی (ماکیان) خود را جمع می‌کنند.

نکته ادبی: استفاده از تمثیل برای نشان دادنِ «هیاهوی بسیار و بی‌محتوایی».

چون فقیهان خوانم اینها را، که علم فقه را جز که از بهر ریاست می نخوانند، ای رسول؟

این‌ها را فقیه می‌نامم، اما آیا جز برای کسب ریاست و مقام، علم فقه را می‌آموزند؟

نکته ادبی: استفهام انکاری برای زیر سوال بردنِ نیتِ عالمانِ زمانه.

بر زبان هر کو براند نام فرزندان تو چون مرا از خان و مان او را برانند، ای رسول

هر کس که نامِ فرزندانِ تو را به زبان آورد، اینان او را مانند من از خانه و زندگی‌اش آواره می‌کنند.

نکته ادبی: «خان و مان» کنایه از تمامیِ دارایی و هستیِ یک شخص.

وز طمع در جامگی و خوردن مال یتیم مانده بر درگاه میر و شاه و خانند، ای رسول

آن‌ها به خاطر طمعِ دریافتِ مقرری و خوردنِ مالِ یتیم، همواره پشتِ درِ خانه حاکمان و شاهان منتظرند.

نکته ادبی: «جامگی» به معنای جیره و مقرری است که علما از حکام می‌گرفتند.

هر که زیشان چیزکی پرسد ز علم فقه ازو بر امید ساخته زنبیل و خوانند ای رسول

هر کس از اینان مسئله‌ای فقهی بپرسد، امیدوارند که با پاسخِ خود سودی (زنبیل و خوان) به دست آورند.

نکته ادبی: «زنبیل و خوان» کنایه از نذر و نیازهایی است که برای فقیهانِ دنیاپرست می‌آوردند.

پر لجاجند از مذاهب تا چو آید میزبان بر طریق و مذهب این میزبانند، ای رسول

اینان در مذاهبِ خود آن‌قدر لجبازند که وقتی میزبانی می‌آید، فوراً مذهبِ خود را با مذهبِ او تطبیق می‌دهند.

نکته ادبی: اشاره به تلون‌مزاج و بی‌اصولیِ فقیهان در برابرِ صاحبانِ قدرت.

چشم دل در پیش حق می باز نتوانند کرد وز جهالت جان به باطل برفشانند،ای رسول

چشمِ دلِ آن‌ها قادر به دیدنِ حق نیست و از روی نادانی، جانِ خود را فدای باطل می‌کنند.

نکته ادبی: «چشمِ دل» اصطلاحی عرفانی برای بینشِ باطنی است.

آز آن فرعون دورت جاودان آورد خلق امت فرعون دور و جاودانند، ای رسول

فرعونِ زمانِ تو، مردم را به سویِ نابودیِ ابدی سوق داده است و امتِ او نیز همواره در همان مسیرِ فرعونی هستند.

نکته ادبی: «جاودان» در اینجا به معنای ابدی بودنِ مسیر یا عذاب است.

جاودان را امتند و نیستند آگاه ازان جادوان اندر عذاب جاودانند، ای رسول

امتِ فرعون هستند اما نمی‌دانند که به دلیلِ این همراهی، گرفتارِ عذابِ ابدی شده‌اند.

نکته ادبی: ایهامِ کلمه «جاودان» که هم به ابدی بودنِ عذاب اشاره دارد و هم به دنباله‌روی از فرعون.

از مصیبت های فرزندان تو چون بشنوند زان شنودن بخت بد را شادمانند، ای رسول

وقتی مصائبِ فرزندانِ تو را می‌شنوند، از سرِ بدبختی و شقاوت، شادمان می‌شوند.

نکته ادبی: تضادِ «مصیبت» و «شادمانی» برای نشان دادنِ دوری از انسانیت.

دوستان خاندان اندر میان دشمنان همچو میوهٔ خوش به برگ اندر نهانند،ای رسول

دوستانِ اهل‌بیتِ تو در میانِ دشمنان، همانند میوه‌ای شیرین هستند که در میانِ برگ‌ها پنهان مانده است.

نکته ادبی: تشبیه زیبایی برای نشان دادنِ غربت و پنهان‌زیستیِ شیعیانِ واقعی.

عهد فرزندانت را تعویذ گردن کرده اند تا بدان ز ابلیس دور اندر امانند، ای رسول

نامِ فرزندانِ تو را به عنوانِ تعویذ و محافظِ خود به گردن آویخته‌اند تا از شرِّ شیطان در امان باشند.

نکته ادبی: «تعویذ» به معنای دعا و طلسمی است که برای دفعِ بلا می‌آویزند.

مومنان چون تشنگانند و امامان زمان ابر رحمت را بر ایشان آسمانند، ای رسول

مؤمنانِ واقعی مانند تشنگان هستند و امامانِ زمان، همچون ابرهای باران‌زا بر سرِ آنان سایه افکنده‌اند.

نکته ادبی: استعاره باران برای امام، نشان‌دهنده بخشش و هدایتگری است.

رحمت ایزد توی بر خلق و، فرزندان تو همچو تو بر ما رحیم و مهربانند، ای رسول

ای رسول خدا، تو خود مظهرِ رحمتِ الهی هستی و فرزندانت نیز مانند تو، مهربان و دلسوزِ ما هستند.

نکته ادبی: تأکید بر تداومِ رسالتِ پیامبر در وجودِ امامان.

دوستان اهل بیت تو به نور علمشان، چون به قیمت زر، به حکمت داستانند،ای رسول

دوستانِ اهل‌بیتِ تو به واسطه‌یِ نورِ دانشی که دارند، همچون طلایِ ناب در میانِ مردم ارزشمند و نمونه‌اند.

نکته ادبی: «زر» نمادِ ارزش و خلوص است در مقایسه با سایرِ مردم.

چون وصی را رد کرده ستند امت بیشتر از پس بهمان و شاگرد فلانند، ای رسول؟

چرا که بیشترِ امت، وصیِ تو (علی) را رد کردند و به دنبالِ فلان و بهمان (خلفا) افتادند.

نکته ادبی: «بهمان و فلان» کنایه از کسانی است که به ناحق جایگاهِ جانشینی را غصب کردند.

جز که ما را نیست معلوم این که فرزندان تو خازن علمند و گنجور قرانند، ای رسول

ما تنها این را می‌دانیم که فرزندانِ تو، خزانه‌دارانِ علم و وارثانِ گنجینه‌هایِ قرآن هستند.

نکته ادبی: «خازن» و «گنجور» برای تأکید بر مرجعیتِ علمیِ اهل‌بیت.

جز که شیعت کس نمی گوید رحیق و سلسبیل ناصبی یکسر همه جویای نانند، ای رسول

جز شیعیان، هیچ‌کس از زلالِ معرفت (رحیق و سلسبیل) سخن نمی‌گوید و ناصبی‌ها تنها به دنبالِ نان و دنیایِ خود هستند.

نکته ادبی: «رحیق و سلسبیل» نام‌های شرابِ بهشتی در قرآن است که استعاره از معارفِ حقّه است.

فتنه گشتستند بر الفاظ بی معنی همه نیستند اینها قرآن خوان، طوطیانند، ای رسول

اینان درگیرِ الفاظِ بی محتوایِ قرآن شده‌اند؛ این‌ها قرآن‌خوان نیستند، بلکه طوطیانی هستند که کلمات را تکرار می‌کنند.

نکته ادبی: استعاره «طوطی» برای کسانی که کلامِ حق را بدون درکِ معنا طوطی‌وار تکرار می‌کنند.

لفظ بی معنی چه باشد؟ شخص بی جان از قیاس اهل بیتت شخص دین را پاک جانند، ای رسول

لفظِ بدونِ معنا چه ارزشی دارد؟ مانندِ کالبدِ بی‌جان است؛ اهل‌بیتِ تو روح و حقیقتِ دین هستند.

نکته ادبی: تشبیه دین به بدن و اهل‌بیت به روحِ آن، نشان‌دهنده اهمیتِ ولایت.

خلق را از بهر معنی قران باید امام این امامان مزور بی بیانند، ای رسول

مردم برای درکِ معنایِ قرآن به امام نیاز دارند، اما این امامانِ خودخوانده، تهی و بی‌معنا هستند.

نکته ادبی: «مزور» یعنی فریبکار و دروغین.

این امامان سوی اهل حکمت از بی حاصلی همچنان کاندر بیابان نردبانند، ای رسول

این امامانِ دروغین نزدِ خردمندان هیچ حاصلی ندارند و مثلِ نردبانی در بیابان هستند که به کار نمی‌آید.

نکته ادبی: نردبان در بیابان کاربردی ندارد، همچون علمِ بی‌عملِ این پیشوایان.

شاعیان مر ناصبی را در سوال مشکلات راست همچون در نواله استخوانند، ای رسول

پرسش‌هایِ مشکلِ شیعیان برای این دشمنان (ناصبی‌ها)، مانند استخوانی است که در گلویشان گیر کرده است.

نکته ادبی: «استخوان در گلو» کنایه از ناتوانی در پاسخ‌گویی و درماندگی در برابرِ حقیقت.

شیعت حق را امامان زمان اهل بیت از پی ابلیس دور اندر امانند، ای رسول

امامانِ زمان برای شیعیانِ واقعی، همچون پناهگاهی هستند که آنان را از وسوسه‌ها و پلیدی‌هایِ شیطان حفظ می‌کند.

نکته ادبی: تکرارِ مفهومِ «امان» به عنوان پناهگاهِ معنوی.

دل گران دارند شیعت بر سبکساران خلق رایگان این ناکسان را بر کران اند، ای رسول

شیعیانِ تو در برابرِ مردمِ سبک‌مغز، دلی گران‌مایه و پر از معنا دارند و از این ناکسانِ بی‌ارزش دوری می‌کنند.

نکته ادبی: «سبکساران» در برابر «گران‌مایه» (دل گران) تضادِ معنایی ایجاد می‌کند.

چون به مشکل های تاویلی بگیرم راهشان جز بسوی زشت گفتن ره ندانند، ای رسول

هرگاه با پرسش‌هایِ تأویلی راهِ بحث را بر آن‌ها می‌بندم، جز بدگویی و ناسزا پاسخی ندارند.

نکته ادبی: «تاویل» اشاره به تفسیرِ باطنی و عمیقِ آیات است.

چون نگشتند از طریق بهتری این امتت بد سگال و بد فعال و بد نشانند، ای رسول

چون این امت از مسیرِ صحیحِ هدایت منحرف شدند، پس هم نیت‌هایشان، هم کارهایشان و هم نشانه‌هایشان بد و زشت است.

نکته ادبی: «بدسگال» به معنای بداندیش است.

در میان خلق دین حق نمانده ستی ولیک اهل بیت و مومنان اندر میانند، ای رسول

دینِ حق در میانِ مردمِ عادی از بین رفته است، اما در قلبِ اهل‌بیت و پیروانِ واقعی‌شان همچنان زنده است.

نکته ادبی: تأکید بر اینکه دینِ واقعی، با توده مردم یکی نیست.

ار تو مردم بودیی و امروز امت مردمند پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول

اگر تو انسانی بودی و این امتِ امروز هم انسان باشند، پس من شک دارم که اینان حقیقتاً انسان باشند.

نکته ادبی: سوالی بلاغی برای بیانِ اوجِ انحطاطِ اخلاقیِ امت.

آرایه‌های ادبی

تشبیه امتت را چون نبینی بر چه سانند؟ ای رسول / بیشتر جز مر ستوران را نمانند

تشبیه امت به حیوانات برای بیانِ دوری آن‌ها از شعور و معرفت.

تناقض (پارادوکس) امامان مزور بی بیانند

امام که باید بیانگرِ حقیقت باشد، توصیف به بی‌بیانی (ناگویا/تهی) شده است.

کنایه استخوان در گلو

کنایه از دشواری و ناتوانی در برابر حقیقت.

ایهام جاودان اندر عذاب جاودانند

بازی با کلمه جاودان که هم به معنای امتِ فرعون و هم به معنای عذابِ همیشگی است.

استعاره ابر رحمت

امامان به ابر باران‌زا تشبیه شده‌اند که مایه حیات و هدایت است.