دیوان اشعار - قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹
ناصرخسرودرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این مجموعه ابیات، پندی حکیمانه و اخلاقی در باب نکوهش دنیاپرستی، حرص و آز و ستایش خرد و دینداری است. شاعر، دنیا را فریبندهای میداند که جز رنج و زوال چیزی برای آدمی ندارد و بر این باور است که عمر طولانی، بدون داشتن خرد و دانش، تنها وبال و باری بر دوش انسان خواهد بود.
تأکید اصلی کلام بر این است که آدمی باید با سلاح دانش و پرهیزگاری، خود را از بندِ تعلّقات دنیوی و همنشینی با جاهلان رها سازد. نگاه شاعر، نگاهی واقعبینانه و سختگیرانه نسبت به فریبهای جهان و ناپایداری قدرت و ثروت است و راهِ رستگاری را در بازگشت به خویشتن، کسب علم و طاعتِ خداوند میبیند.
معنای روان
عمر طولانی برای کسی که دچار حرص و آز است، باری گران و مایهی رنج است؛ زیرا با افزایش عمر، حرص او نیز فزونی مییابد.
نکته ادبی: وبال در اینجا به معنای بار سنگین و دشواری است که تحمل آن ممکن نیست.
هر کس که حرص و طمع راهنمای او باشد، با شتاب به سوی بدبختی و شقاوت گام برمیدارد.
نکته ادبی: نهازش به معنای برانگیختن و سوق دادن است.
هر ناز و فخری که ریشهاش در حرص و طمع باشد، در حقیقت نیاز و وابستگی است؛ به آن ناز نگویید، بلکه آن را نیازمندی بخوانید.
نکته ادبی: تضاد ظاهری میان ناز و نیاز که در ادبیات کلاسیک بسیار پربسامد است.
آن ناز و تکبری که باعث آزار دیگران شود، چه ارزش و اعتباری دارد؟ آیا این همان حرص و آزِ نهفته نیست؟
نکته ادبی: استفهام انکاری برای تأکید بر بیارزش بودن تکبرِ مبتنی بر حرص.
ای برادر، انسان ستمگر در خواب غفلت است؛ چرا تو با دیدنِ چشمانِ بازِ او، فریب میخوری و گمان میکنی هوشیار است؟
نکته ادبی: غره شدن به معنای فریب خوردن و غافل ماندن است.
کسی که از ضرر و زیان دیگران سود میبرد، فرد خردمندی نیست و نمیتواند تفاوتِ دوست و دشمن (باز و گراز) را تشخیص دهد.
نکته ادبی: گراز در اینجا به معنای دشمنی و کینهتوزی است، نه حیوان گراز.
چشمِ امید به فرد بدکار و ستمگر ندوز و تا میتوانی از او دوری کن و به او نزدیک نشو.
نکته ادبی: فراز در اینجا به معنای نزدیک شدن و پیوستن است.
آن ستمگر در دوستیِ خود، کینهتوزی پنهان کرده است؛ چرا که چشمِ دلِ او، به دلیلِ ناپاکی، بسته و نابیناست.
نکته ادبی: مهره باز به کسی گفته میشود که مانند بازیگرِ مهره، حقایق را نمیبیند.
مدتی اندک پند بده و سپس خاموش باش؛ این دنیا را که همچون کرهای سرکش و تندرو است، به حال خود رها کن.
نکته ادبی: کره به معنای اسب جوان و ناآرام است که استعاره از دنیاست.
زیرا این دنیای شوم و ناآرام، بهزودی آن ستمگر را غافلگیر کرده و به چاهِ پیری و ناتوانی (هفتاد سالگی) میافکند.
نکته ادبی: چاه هفتاد، کنایه از دوران پیری و ضعف است که در آن فرد توانِ خود را از دست میدهد.
این دنیای فریبنده، ظاهری شیرین و نوشین دارد، اما در باطن همچون زهر است و ناز و نعمتِ آن، مایهی رنج است.
نکته ادبی: تشبیه دنیا به زهرِ در عینِ شیرینی، از مضامین رایج در اشعار حکمی است.
آیا چیزی هست که دنیا به کسی داده باشد و دوباره آن را پس نگرفته باشد؟ هرچه را برگزید، سرانجام زمین زد.
نکته ادبی: استفهام برای تأکید بر بیوفایی و ناپایداری دنیا.
این دنیای مارصفت و بدذات را هرگز نوازش مکن؛ زیرا او هرگز با هیچکس سرِ سازگاری و مهربانی ندارد.
نکته ادبی: تشبیه دنیا به مار برای بیان خطرناکی و بدطینتی آن.
اگر در برابر دنیا تواضع و کرنش کنی، تو را خوار میشمارد و اگر به او بیاعتنا باشی، باز هم تو را خوار میکند.
نکته ادبی: نماز بردن در اینجا کنایه از کرنش و پرستش دنیاست.
زمانی که از دنیا روی برگرداندم، به آسایش رسیدم؛ این سخن درست است و حقیقتِ پنهانِ دنیا همین است.
نکته ادبی: رازش به معنای حقیقت پنهان و سرّ کار است.
آیا نمیبینی که به محضِ پشت کردن به دنیا، تمامِ رنجهای طولانی تو به راحتی و آرامش تبدیل میشود؟
نکته ادبی: ساعت در متون کهن به معنای زمان اندک و لحظه است.
از دنیا بپرهیز و با آن بازی و مدارا مکن؛ دلت را از چنگالِ فریبندهی او بیرون بکش.
نکته ادبی: دوالک باختن کنایه از بازی کردن و همراهی در امور دنیوی است.
دل خود را از راه دنیا به سوی دین برگردان و از علم و عملِ صالح، توشهی راه آخرت خود را فراهم کن.
نکته ادبی: زاد و جهاز استعاره از آمادگی برای سفر ابدی است.
آیا ممکن است دری را که با گناه و معصیت بسته شده، جز دستِ طاعت و بندگیِ خدا دوباره باز کند؟
نکته ادبی: فراز به معنای بستن در است.
اگر جان تو مرکب و سواریِ دانش را ندارد، خود را بیهوده در راه حجاز (سفر سخت و طولانی) به رنج نینداز.
نکته ادبی: حجاز نماد سفری مقدس است که بدون دانش و بینش، تنها رنج جسمانی است.
اگر دلت به دلیلِ دوری از طاعتِ خدا دچار زنگار گناه شده است، آن را با آتشِ علم و عبادت صیقل بده و پاک کن.
نکته ادبی: استعاره از دل به آینه که با گناه کدر میشود و با علم پاک میشود.
اگر دنیا لباسِ عزت و بزرگی را از تنِ تو درآورده، با پناه بردن به دین، آن عزت را بازپس بگیر.
نکته ادبی: اعتزاز به معنای طلبِ عزت و سربلندی است.
دین حق را همچون پارچهای گرانبها (دیبا) بدان که علم و پرهیزگاری، نقش و نگار و زیباییِ آن است.
نکته ادبی: طراز به معنای نقش و نگار حاشیهی لباس است که به زیبایی آن میافزاید.
اگر دستت از دانش کوتاه است، برای کسب مال و قدرتِ زیاد، خود را به تباهی و فتنه نینداز.
نکته ادبی: دست دراز بودن کنایه از طمعورزی و قدرتطلبی است.
سزاوار نیست که به دوستی و همنشینی با فرد جاهل افتخار کنی، حتی اگر او ظاهری آراسته و زیبا همچون گل نرگس داشته باشد.
نکته ادبی: نرگس استعاره از ظاهر زیبا اما بیمغز و بیخاصیت است.
هر کس راهِ دانش بر او گشوده شود، حقایق برایش روشن شده و امورِ دنیوی برایش همچون مجازی بیمقدار جلوه میکند.
نکته ادبی: مجاز در تقابل با حقیقت به کار رفته است.
اگرچه دانا در ظاهر پنهان و گوشهنشین باشد، اما تنها کسی که خود سرافراز و بلندمرتبه است، او را میشناسد.
نکته ادبی: سرافراز بودن به معنای داشتن مقام معنوی و معرفت است.
فرد نادان همچنان بر همان خوی و عادتِ زشتِ خود باقی است، حتی اگر او را با قیچی تکهتکه کنی.
نکته ادبی: گاز در اینجا به معنای قیچی یا ابزار برش است.
طبع و سرشتِ تو با سخنانِ فرد جاهل سازگار نخواهد شد، زیرا گفتارِ تو با ذاتِ او همسو نیست.
نکته ادبی: طبع سازش استعاره از هماهنگی درونی و شخصیتی است.
کسی که به شهرِ عشق و محبت قدم نمیگذارد، او را به حال خود رها کن تا به دشتِ دشمنی و کینه برود.
نکته ادبی: جواز دادن به معنای اجازه عبور دادن یا رها کردن است.
با استدلالِ عقلانی نگاه کن که در امور دینی و دنیایی، چگونه باید از این افراد نادان و بیمقدار فاصله گرفت.
نکته ادبی: احتراز به معنای پرهیز و دوری جستن است.
آرایههای ادبی
تشبیه دنیا به اسب جوان و سرکش (کره) برای نمایش ناپایداری و تندروی آن.
تقابل میان تکبرِ کاذب (ناز) و وابستگیِ حقیقی (نیاز) برای نشان دادن حقیقت حرص.
اشاره به بینش و بصیرتِ درونی انسان.
تشبیه دین به پارچهای گرانبها که علم و پرهیزگاری نقشهای آن هستند.
تشبیه دنیا به مار برای نمایش خطرناکی و فریبندگی آن.