دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷

ناصرخسرو
کسی پر خانه دشتی دید هرگز نه دیوار و نه در بل پست و موجز؟
دو لشکر صف زده در خانه هاشان پس هر لشکری یکی مجاهز
وزیر و شاه و پیلان و سواران ستاده بر طرف ها دو مبارز
پیاده با سواران جمله بی جان وزیر و شاه بی فرمان و عاجز
به زخم و بند و کشتن گشته مشغول نه آنجا گرد و خون و نه هزاهز
نه از خانه برون رفت آنکه بگریخت نه خونی را دیت بایست هرگز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه در قالب چیستان به توصیف بازی شطرنج می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های هوشمندانه، صفحه شطرنج را به خانه‌ای بدون دیوار و در تشبیه کرده که دو سپاه بی‌جان در آن به نبردی فکری و بی‌آزار مشغول‌اند.

در این سروده، تضاد میان فضای جنگی و ماهیت انتزاعی بازی به‌خوبی ترسیم شده است. پیوند میان اراده‌ی بازیکنان و بی‌جان بودن مهره‌ها، در کنار نبود پیامدهای واقعی جنگ همچون خون‌بها و فرار از معرکه، ماهیت فکری این سرگرمی را به تصویر می‌کشد.

معنای روان

کسی پر خانه دشتی دید هرگز نه دیوار و نه در بل پست و موجز؟

آیا هرگز کسی چنین خانه‌ای را دیده است که بخش‌های بسیار (خانه‌های شطرنج) دارد، اما دیوار و در ندارد و نه بنایی مرتفع، بلکه تنها فضایی هموار و مختصر است؟

نکته ادبی: پُرخانه اشاره به صفحه‌ی شطرنج دارد و موجز در اینجا به معنای کوتاه و مختصر بودن سطح است.

دو لشکر صف زده در خانه هاشان پس هر لشکری یکی مجاهز

دو لشکر در خانه‌های خود صف کشیده‌اند و در پسِ هر سپاه، نیرویی آماده‌به‌کار وجود دارد.

نکته ادبی: مجاهز از ریشه جهاز به معنای آماده و مهیا بودن است.

وزیر و شاه و پیلان و سواران ستاده بر طرف ها دو مبارز

وزیر، شاه، فیل‌ها و سواران، در دو سوی میدان به‌عنوان دو مبارز رو در روی هم ایستاده‌اند.

نکته ادبی: پیلان در ادبیات کهن به معنای مهره فیل در شطرنج است.

پیاده با سواران جمله بی جان وزیر و شاه بی فرمان و عاجز

سربازان پیاده و سواره‌نظام، همگی بی‌جان هستند و حتی شاه و وزیر نیز بدون اراده و قدرت فرمان‌دهی، کاملاً ناتوان‌اند.

نکته ادبی: عاجز کنایه از این است که مهره‌ها فاقد اختیار بوده و تنها دست بازیکن آن‌ها را هدایت می‌کند.

به زخم و بند و کشتن گشته مشغول نه آنجا گرد و خون و نه هزاهز

این مهره‌ها به زدن، بستن و کشتن یکدیگر مشغول‌اند، اما در این معرکه، نه غبار جنگی برپاست، نه خونی ریخته می‌شود و نه هیاهو و فریاد جنگی به گوش می‌رسد.

نکته ادبی: هزاهز به معنای هیاهو، غوغا و اضطراب ناشی از جنگ است که در اینجا نفی شده است.

نه از خانه برون رفت آنکه بگریخت نه خونی را دیت بایست هرگز

کسی که شکست می‌خورد و از بازی خارج می‌شود، از آن خانه بیرون نمی‌رود و برای مرگ این مهره‌ها نیز نیازی به پرداخت خون‌بها نیست.

نکته ادبی: دیت در متون کهن به معنای دیه و خون‌بها است.

آرایه‌های ادبی

چیستان (لغز) کل ابیات

تمامی ابیات در کنار یکدیگر، یک چیستانِ تصویری برای توصیف بازی شطرنج را تشکیل می‌دهند.

تضاد (طباق) زخم و کشتن در برابر بی‌جان

شاعر با تقابل مفاهیمِ خشنِ جنگی و ماهیتِ بی‌جان و انتزاعیِ مهره‌ها، تضادی معنایی برای توصیف بازی آفریده است.

کنایه عاجز

کنایه از این است که مهره‌های شطرنج فاقد اراده و قدرت تصمیم‌گیری فردی هستند.