دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱

ناصرخسرو
بر دشمنی دشمنت چو دیدی فعلش، نه نشان و نه داغ باید
اقرار بسی برتر از گواهان با روز همی چه چراغ باید؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این نکته تأکید دارند که در شناخت دشمنی و نیات سوءِ دیگران، مشاهده‌ی رفتار مستقیم، معتبرترین مرجع است. شاعر بر این باور است که هنگامی که نشانه‌های آشکارِ دشمنی در کردار فرد نمایان است، جست‌وجویِ شواهدِ جانبی یا استشهاد به گواهان، عملی بیهوده و خلافِ عقل است.

در نگاهی کلی‌تر، این متن دعوت به واقع‌بینی و پرهیز از ساده‌لوحی است؛ چرا که وقتی حقیقت در روشناییِ روز (استعاره از آشکارگیِ رفتار) قرار دارد، روشن کردن چراغ (استعاره از تلاش برای یافتنِ دلیلِ اضافی) نه تنها کمکی نمی‌کند، بلکه ناشی از غفلت است.

معنای روان

بر دشمنی دشمنت چو دیدی فعلش، نه نشان و نه داغ باید

هنگامی که دشمنیِ دشمن خود را در کردارش مشاهده کردی، دیگر به دنبال نشانه‌ها یا دلیل و مدرک دیگری مباش؛ زیرا خودِ آن رفتار، گویاترین شاهد است.

نکته ادبی: «داغ» در اینجا به معنای اثر، نشان یا نشانه‌ای است که بر چیزی می‌گذارند تا شناخته شود؛ در این بافت، کنایه از مدرک و سند است.

اقرار بسی برتر از گواهان با روز همی چه چراغ باید؟

اقرار و اعترافِ خودِ فرد، بسیار معتبرتر از شهادتِ گواهان است؛ درست مانند زمانی که خورشید در آسمان است و روز روشن است، روشن کردن چراغ دیگر معنایی ندارد و بیهوده است.

نکته ادبی: عبارت «با روز همی چه چراغ باید» نوعی استفهام انکاری است که نشان‌دهنده بیهودگیِ جست‌وجو در حضورِ روشناییِ حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل با روز همی چه چراغ باید؟

تشبیه کردنِ جست‌وجویِ دلیلِ اضافی به روشن کردنِ چراغ در روز برای نشان دادنِ بطلانِ این کار.

کنایه نشان و داغ

کنایه از مدرک، سند و هرگونه وسیله‌ای که برای اثباتِ چیزی به کار می‌رود.

استفهام انکاری با روز همی چه چراغ باید؟

پرسشی که پاسخِ آن در خودِ سوال نهفته است و هدفش تأکید بر بی‌نیازی از چراغ در روشنیِ روز است.