دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷

ناصرخسرو
از بهر چه این خر رمه بی بند و فسارند؟ یک ذره نسنجند اگر بیست هزارند
گفتن نتوانند، چو گوئی ننیوشند کز خمر جهالت همه سر پر ز خمارند
ارز سخن خوب خردمندان دانند کز خاطر خود ریگ بیابان بشمارند
مشک است سخن نافهٔ او خاطر دانا معنی بود آن مشک که از نافه برآرند
مر جاهل را نبود اندازهٔ عالم صد مرغ یله قیمت یک باز ندارند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نقد اجتماعی تندی است بر حال و روز نادانان و ناآگاهان که از دیدگاه شاعر، همچون رمه‌ای بی‌سروپا، فاقد قوه تعقل و درک واقعیت‌اند. شاعر در این قطعه، تقابل میان کثرتِ بی‌مقدارِ جاهلان و وحدتِ گران‌سنگِ خردمندان را به تصویر می‌کشد.

در بخش پایانی، شاعر با بهره‌گیری از تمثیلاتِ لطیف، ارزشِ سخنِ اندیشمند را به مُشکِ خوش‌بو و جایگاهِ خردمند را به نافهٔ مشک تشبیه می‌کند. پیام اصلی این اثر، برتریِ کیفیتِ اندیشه بر کمیتِ جمعیت است؛ جایی که یک فردِ خردمند، ارزشی فراتر از انبوهِ ناآگاهان دارد.

معنای روان

از بهر چه این خر رمه بی بند و فسارند؟ یک ذره نسنجند اگر بیست هزارند

دلیل این همه بی‌نظمی و سرکشیِ این گروهِ نادان چیست؟ این افراد حتی اگر به تعداد بیست هزار نفر هم جمع شوند، به اندازه ذره‌ای وزن و اعتبار عقلی ندارند و قدرت تشخیص حق را ندارند.

نکته ادبی: خر رمه به معنای رمه‌‎ای از الاغ‌ها است که کنایه از جمعیت ناآگاه و بی‌خرد دارد و فسار به معنای افسار و مهار است.

گفتن نتوانند، چو گوئی ننیوشند کز خمر جهالت همه سر پر ز خمارند

این افراد نادان، توانایی بیان سخنِ درست را ندارند و زمانی هم که کسی برایشان سخنی حکیمانه می‌گوید، آن را نمی‌شنوند؛ زیرا مستیِ حاصل از نادانی، چنان عقلشان را پوشانده که دچار بیهوشی و غفلت شده‌اند.

نکته ادبی: خمر جهالت (شراب نادانی) استعاره مکنیه است که نادانی را به شراب مست‌کننده تشبیه کرده است.

ارز سخن خوب خردمندان دانند کز خاطر خود ریگ بیابان بشمارند

تنها خردمندانِ دانا هستند که قدر و ارزش سخن نیک را می‌دانند، چرا که وسعت اندیشه و توانایی ذهنی آنان به قدری است که گویی قادرند ریگ‌های بیابان را نیز شمارش کنند و بر همه امور احاطه یابند.

نکته ادبی: شمارش ریگ بیابان اغراق و کنایه از نهایتِ احاطه ذهنی و دقتِ نظر خردمندان است.

مشک است سخن نافهٔ او خاطر دانا معنی بود آن مشک که از نافه برآرند

خاطر و ذهنِ انسانِ دانا همانند نافهٔ آهوی ختن است که بوی خوش از آن متصاعد می‌شود و سخنان حکیمانه‌ای که از این ذهن تراوش می‌کند، همان مُشکِ ارزشمندی است که از نافه بیرون می‌آورند.

نکته ادبی: نافه در اینجا نماد گنجینه ذهن است که مشک (سخن گرانبها) از آن بیرون می‌آید.

مر جاهل را نبود اندازهٔ عالم صد مرغ یله قیمت یک باز ندارند

انسان جاهل معیار و ابزاری برای سنجش جایگاه عالم ندارد؛ همان‌طور که صد پرنده معمولی و رها، ارزش و شکوهِ یک پرنده شکاری (باز) را ندارند.

نکته ادبی: مرغ یله به معنای پرندگانِ رها و بی‌ارزش است و باز نمادِ شکوه، تیزبینی و خردمندی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خر رمه

تشبیه غیرمستقیم گروه نادان به گله‌ حیوانات بی‌خرد جهت بیان فقدان شعور.

تشبیه خمر جهالت

تشبیه نادانی به شراب که باعث دوری از واقعیت و مستیِ عقل می‌شود.

اغراق ریگ بیابان بشمارند

مبالغه‌ای برای نشان دادن گستره عظیم علم و هوش خردمندان.

تمثیل مرغ یله و باز

مقایسه تفاوت فاحش ارزش میان عامه بی‌خرد و خواص خردمند.