دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸

ناصرخسرو
چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند انگور نه از بهر نبید است به چرخشت
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده حیران شدو بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟ تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟»
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده به بیان قانون بازتاب و عدالت کیهانی می‌پردازد و هشدار می‌دهد که قدرت و امکانات برای ستمگری نیست، بلکه برای حفظ تعادل است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل و روایتِ کوتاه، نشان می‌دهد که چرخه خشونت پایانی ندارد و هر کنشی، واکنشی مشابه را به سوی فاعل آن بازمی‌گرداند.

پیام اخلاقی اثر بر این محور استوار است که انسان باید در رفتار خود اندیشمند باشد؛ چرا که ستم و آزار دیگران، نهایتاً به خود فرد بازخواهد گشت و هیچ بدی‌ای در پیشگاه عدل الهی فراموش نمی‌شود.

معنای روان

چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت

هنگامی که قدرت و اختیار (همچون تیغ) به دست می‌آوری، نباید از آن برای آسیب رساندن و کشتن مردم استفاده کنی؛ بدان که هیچ عمل بدی نزد خداوند فراموش نمی‌شود.

نکته ادبی: واژه 'فرامشت' از ریشه فراموشی است و در متون کهن به معنای فراموش‌شده به کار می‌رود.

این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند انگور نه از بهر نبید است به چرخشت

این قدرت و ابزار جنگی برای استفاده ظالمان و ستمگران ساخته نشده است، همان‌طور که انگور در دستگاه آب‌گیری (چرخشت) قرار نمی‌گیرد که صرفاً به شراب تبدیل شود، بلکه برای انتفاعِ درست است.

نکته ادبی: چرخشت به معنای دستگاهی است که انگور را در آن می‌فشارند تا آب آن گرفته شود.

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده حیران شدو بگرفت به دندان سر انگشت

حضرت عیسی (ع) در راهی، جسد شخصی کشته شده را دید؛ از دیدن این صحنه سخت شگفت‌زده و حیران شد و از شدت تعجب انگشت حیرت به دندان گزید.

نکته ادبی: گزیدن انگشت به دندان در ادب فارسی، کنایه از تعجب و تأسف عمیق است.

گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟ تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟»

عیسی رو به آن مقتول کرد و پرسید: 'چه کسی را کشتی که این‌گونه حقیرانه و دردناک کشته شدی؟ و چه کسی قرار است آن شخصی را بکشد که تو را به قتل رسانده است؟'

نکته ادبی: استفاده از پرسش برای بیان یک حقیقت فلسفی درباره زنجیره بی‌پایان انتقام.

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

برای آسیب رساندن به دیگران، خود را به زحمت نینداز و به در خانه کسی نکوب، تا روزی نرسد که کسی با مشتِ کین‌خواهی، بر درِ خانه تو بکوبد.

نکته ادبی: رنجه کردن در اینجا به معنای به زحمت انداختن خود برای انجام کاری ناشایست است.

آرایه‌های ادبی

کنایه تیغ به دست داشتن

کنایه از داشتن قدرت، اختیار و تواناییِ اعمال زور.

تمثیل انگور و چرخشت

اشاره به استفاده نادرست از استعدادها و امکانات، همان‌گونه که انگور برای تبدیل شدن به شراب (که در بافت متن مذموم است) فشرده می‌شود.

آرایه اسطوره‌ای و مذهبی ذکر نام عیسی

استفاده از شخصیت عیسی مسیح به عنوان نماد حکمت، دلسوزی و مشاهده‌گرِ حقیقت در ادبیات عرفانی.

کنایه انگشت به دندان گزیدن

نشانه تصویری و کلاسیک برای ابراز حیرت و شگفتی در متون کهن فارسی.