دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷

ناصرخسرو
نشنیده ای که زیر چناری کدو بنی بر رست و بردوید برو بر به روز بیست؟
پرسید از آن چنار که «تو چند ساله ای؟» گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»
خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز بر تر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست»
او را چنار گفت که «امروز ای کدو با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست»

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری تمثیلی و حکیمانه است که به تضاد میان رشد شتاب‌زده و ظاهری با رشد تدریجی، عمیق و پایدار می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از گفتگوی خیالی میان یک کدوبن و یک چنار، به نقد سطحی‌نگری و قضاوت‌های عجولانه می‌پردازد و نشان می‌دهد که ملاک برتری، سرعت در رسیدن به نتیجه نیست.

پیام اصلی این اثر این است که ارزش حقیقی و اصالت وجودی، تنها در گذر زمان و در مواجهه با سختی‌ها و بادهای حوادث روزگار (نماد چالش‌ها) آشکار می‌شود، نه در نمایش‌های پر زرق و برق و زودگذری که ریشه‌ای در استقامت ندارند.

معنای روان

نشنیده ای که زیر چناری کدو بنی بر رست و بردوید برو بر به روز بیست؟

آیا نشنیده‌ای که در پای درخت تنومندی (چنار)، بوته کدویی رویید و تنها در مدت بیست روز به قد و قامت رسید و بار داد؟

نکته ادبی: واژه 'کدوبن' به معنای بوته کدو و 'برو بر' به معنای میوه و ثمر است که در اینجا به رشد سریع اشاره دارد.

پرسید از آن چنار که «تو چند ساله ای؟» گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»

کدو با لحنی پرسشگر از چنار پرسید که عمر تو چقدر است؟ چنار در پاسخ گفت که دویست سال یا بیشتر از عمر من می‌گذرد.

نکته ادبی: 'زیادتی' در اینجا به معنای بیش از آن مقدار است و نشان‌دهنده قدمت و کهنسالی چنار است.

خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز بر تر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست»

کدو به چنار خندید و با تکبر و غرور گفت: من در عرض بیست روز از تو بلندتر و برومندتر شدم؛ پس به من بگو دلیل این‌همه سستی و کندی رشد تو چیست؟

نکته ادبی: 'کاهلی' به معنای سستی و تنبلی است که کدو به اشتباه به چنار نسبت می‌دهد.

او را چنار گفت که «امروز ای کدو با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است

چنار با خردمندی در پاسخ به کدو گفت: ای کدو، اکنون زمان مناسبی برای داوری و قضاوت درباره برتری یکی از ما بر دیگری نیست.

نکته ادبی: 'هنگام داوری' به معنای فرصت یا موقعیت مناسب برای قضاوت است.

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست»

صبر کن تا فردا که باد پاییزی بر ما بوزد، آن‌گاه مشخص خواهد شد که کدام‌یک از ما قدرت و استقامت واقعی دارد و 'مرد' میدان است.

نکته ادبی: 'باد مهرگان' کنایه از سختی‌ها و حوادث روزگار است و 'مرد' در اینجا به معنای موجودی قدرتمند و ریشه‌دار است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) گفتگوی کدو و چنار

شاعر با جان‌بخشی به گیاهان، آن‌ها را در مقام گفت‌وگو قرار داده تا مفاهیم اخلاقی را بیان کند.

کنایه باد مهرگان

اشاره به حوادث روزگار، پیری و سختی‌هایی است که عیار وجودی هر کس را مشخص می‌کند.

تضاد (طباق) کدو و چنار

تقابل میان عمر کوتاه و رشد سریع کدو با عمر طولانی و استواری چنار که محور اصلی معنایی شعر است.