دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶

ناصرخسرو
سفله جهان، ای پسر، چو چشمه شور است چشمهٔ شور از در نفایه ستور است
خانهٔ تاری است این جهان و بدو در ره گذر دیده نی چو دیدهٔ مور است
فردا جانت به علم زور نماید چونان کامروز کار تنت به زور است
دانا گر چشم سر ندارد بیناست نادان گر چشم هشت یابد کور است
آتش با عاقلان برابر آب است بستان با جاهلان برابر گور است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با دیدگاهی زاهدانه و حکیمانه به ماهیت دنیا می‌نگرد و آن را محیطی ناپایدار، فریبنده و عاری از ارزش حقیقی توصیف می‌کند. کانون اصلی این پیام، برتری خرد و آگاهی بر دارایی‌های مادی و قدرت جسمانی است.

شاعر تأکید می‌کند که دنیا برای انسانِ آگاه، جایگاهی برای کسب فضیلت و آمادگی برای جهان ابدی است، در حالی که برای غافلان، جز محدودیت و تیرگی چیزی در بر ندارد. از نظر او، چشمِ سر و توانایی‌های مادی به تنهایی برای درک حقایق هستی کفایت نمی‌کنند و تنها دانش و خرد است که جان را توانمند می‌سازد.

معنای روان

سفله جهان، ای پسر، چو چشمه شور است چشمهٔ شور از در نفایه ستور است

ای فرزند، این دنیای پست همچون چشمه‌ای است که آب آن شور و غیرقابل آشامیدن است؛ چنین آبی تنها شایسته چهارپایان است و برای آدمی سودی ندارد.

نکته ادبی: واژه "سفله" در اینجا به معنای پست و بی‌مقدار است و "ستور" به معنای حیوان یا چهارپا به کار رفته که استعاره‌ای از غفلت است.

خانهٔ تاری است این جهان و بدو در ره گذر دیده نی چو دیدهٔ مور است

این جهانِ ناپایدار به خانه‌ای تاریک و ظلمانی شباهت دارد که راه رسیدن به حقیقت در آن پیدا نیست؛ دیدگانِ ما در این فضای تاریک، ناتوان‌تر از آن است که مسیر را تشخیص دهد.

نکته ادبی: تعبیر "ره‌گذر دیده نی" کنایه از سرگشتگی و ناتوانی انسان در تشخیص مسیر حق و حقیقت در دنیای مادی است.

فردا جانت به علم زور نماید چونان کامروز کار تنت به زور است

در جهان آینده، قدرت و ارزش وجودی تو به میزان دانشی بستگی دارد که اندوخته‌ای؛ همان‌طور که در دنیای مادی، قدرت تو به توانایی جسمی‌ات وابسته است.

نکته ادبی: "علم" در این بیت به معنای معرفت و بینش درونی است که در مقابل "زور" یا قدرت فیزیکی قرار گرفته است.

دانا گر چشم سر ندارد بیناست نادان گر چشم هشت یابد کور است

فرد خردمند حتی اگر بینایی ظاهری نداشته باشد، به واسطه بصیرتِ درونی، بیناست؛ اما فرد نادان اگر بهترین چشم‌ها را هم داشته باشد، در درک حقایقِ هستی کور است.

نکته ادبی: "چشم هشت" کنایه از بیناییِ تیز و کاملِ ظاهری است که در برابر بینش باطنی قرار گرفته است.

آتش با عاقلان برابر آب است بستان با جاهلان برابر گور است

برای انسان‌های فهیم و عاقل، سخت‌ترین شرایط (که به آتش تشبیه شده) همچون آب گوارا و آرام‌بخش است، اما برای نادان، بهترین مواهب و محیط‌های فرح‌بخش (بستان) نیز همچون گور، تنگ و بی‌فایده است.

نکته ادبی: تضاد میان "آتش و آب" و "بستان و گور" برای نشان دادن این است که عقل و خرد می‌تواند محیط را برای انسان دگرگون کند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سفله جهان ... چو چشمه شور است

تشبیه دنیا به چشمه‌ای شور که فریبنده است اما سودی برای انسان ندارد.

تضاد آتش با عاقلان برابر آب است / بستان با جاهلان برابر گور است

تقابل مفاهیم برای نشان دادن تأثیر عقل و جهل بر درک انسان از محیط پیرامون.

کنایه چشم هشت

کنایه از داشتن بینایی کامل و قدرت دیدِ ظاهری که در برابر نادانی، بی‌اثر است.

تمثیل خانه تاریک

توصیف دنیا به خانه‌ای تاریک که نماد سرگشتگی و فقدان بصیرت در زندگی مادی است.