دیوان اشعار - قصاید

ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵

ناصرخسرو
هر چه دور از خرد همه بند است این سخن مایهٔ خردمند است
کارها را بکشی کرد خرد بر ره ناسزا نه خرسند است
دل مپیوند تا نشاید بود گرت پاداش ایچ پیوند است
وهم جانت مبر بجز توحید کان دگر کیمیای دلبند است
سخت اندر نگر موحد باش که سلب را بپا که افگنده است؟
گر خداوندی از نیاز مترس که رهی مر تو را خداوند است
غمت آسان گذار نیز و بدان مادرت برگذار فرزند است
ای رفیق اندرون نگر به جهان تا چو تو چند بود یا چند است
این جهان نیست با تو عمر دراز مر تو را عمر خود دم و بند است
مکن امید دور آز دراز گردش چرخ بین که گریند است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی خردگرایانه و زاهدانه سروده شده‌اند که دعوت به تفکر عمیق در باب حقیقت هستی و دوری از تعلقات دنیوی می‌کند. شاعر با تأکید بر محوریت خرد و یکتاپرستی، جهان را جایگاهی فانی و ناپایدار معرفی می‌کند و انسان را از دلبستگی‌های کاذب برحذر می‌دارد.

در این قطعه، مفهوم تضاد میان جاودانگی الهی و ناپایداری دنیوی به وضوح ترسیم شده است. شاعر با رویکردی نصیحت‌آمیز، مخاطب را به عبور از آز و طمع و تمرکز بر گوهر وجودی خود فرا می‌خواند تا از بندهایِ ساخته دستِ هوای نفس رهایی یابد.

معنای روان

هر چه دور از خرد همه بند است این سخن مایهٔ خردمند است

هر کار یا اندیشه‌ای که از دایره عقل و خرد خارج باشد، برای انسان همچون زنجیر و محدودیتی است که او را اسیر می‌کند؛ این حقیقت، چکیده و اساس کلام خردمندان است.

نکته ادبی: واژه «بند» در اینجا استعاره از قید و بندهای نفسانی و جهل است.

کارها را بکشی کرد خرد بر ره ناسزا نه خرسند است

خرد است که امور زندگی انسان را به درستی سامان می‌دهد و نظم می‌بخشد؛ در حالی که حرکت در مسیرهای نادرست و غیرعقلانی، جز پشیمانی و نارضایتی نتیجه‌ای ندارد.

نکته ادبی: «بکشی» در اینجا به معنای نظم دادن و سامان‌دهی کردن است که با مفهوم خرد پیوند دارد.

دل مپیوند تا نشاید بود گرت پاداش ایچ پیوند است

دل خود را به هیچ‌چیز در این جهان وابسته نکن؛ چرا که بقای هیچ‌چیز تضمین شده نیست، حتی اگر ظاهراً پاداش و منفعتی در آن پیوند نهفته باشد.

نکته ادبی: «ایچ» در زبان کهن به معنای «هیچ» به کار می‌رفته است.

وهم جانت مبر بجز توحید کان دگر کیمیای دلبند است

توجه و تمرکز جان خود را تنها معطوف به توحید و یگانگی پروردگار کن و از غیر او بگردان؛ زیرا هر آنچه جز اوست، کیمیایی فریبنده و ظاهری است که دلبستگی به آن عاقبتی ندارد.

نکته ادبی: «کیمیا» استعاره از امر فریبنده و غیرواقعی است که ظاهری جذاب دارد.

سخت اندر نگر موحد باش که سلب را بپا که افگنده است؟

با دقت در پدیده‌ها بنگر و موحد باقی بمان؛ چرا که باید اندیشید چه کسی بنیان هستی و این نظامِ «بود و نبود» را چنین استوار و دقیق بنا نهاده است؟

نکته ادبی: «سلب» در اینجا به معنای نفی یا آنچه که مقابلِ وجود است به کار رفته و به ذاتِ آفرینش اشاره دارد.

گر خداوندی از نیاز مترس که رهی مر تو را خداوند است

اگر صاحب‌منصب یا دارایی هستی، از فقر و نیاز نترس؛ چرا که تو نیز در برابر خداوند، بنده و نیازمندی بیش نیستی و تکیه‌گاه اصلی تو اوست.

نکته ادبی: «رهی» به معنای بنده و غلام است که در تقابل با «خداوند» (به معنای صاحب‌اختیار) به کار رفته است.

غمت آسان گذار نیز و بدان مادرت برگذار فرزند است

غم و اندوه خود را به آسانی رها کن و بدان که این دنیا همچون مادری است که فرزندان خود را می‌زاید و پس از مدتی آن‌ها را از دامن خود می‌راند و به سوی مرگ می‌فرستد.

نکته ادبی: استعاره از گردش روزگار و ناپایداری حیات که همچون مادری دلسوز و در عین حال جداکننده تصویر شده است.

ای رفیق اندرون نگر به جهان تا چو تو چند بود یا چند است

ای دوست، به عمق جهان و تاریخ نگاه کن تا ببینی چه بسیارند کسانی که پیش از تو بوده‌اند و چه بسیار کسانی که بعد از تو خواهند آمد؛ پس به خود بیا و عبرت بگیر.

نکته ادبی: «اندرون نگر» دعوت به تأمل و بصیرت در احوال پیشینیان است.

این جهان نیست با تو عمر دراز مر تو را عمر خود دم و بند است

این دنیا به تو عمر طولانی و جاویدان نمی‌بخشد؛ در حقیقت، عمر تو در این جهان تنها به اندازه یک دمِ کوتاه و در بندِ زمان بودن است.

نکته ادبی: «دم» کنایه از کوتاهی و ناپایداری حیات است.

مکن امید دور آز دراز گردش چرخ بین که گریند است

امیدهای دور و دراز و آز و طمع را رها کن؛ گردش چرخ روزگار را بنگر که چگونه با بی‌رحمی در حال تغییر است و مایه اندوه و گریه اهل دنیاست.

نکته ادبی: «گریند» در اینجا صفتی برای چرخ گردون است که نشان‌دهنده ماهیت غم‌افزای گذر زمان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بند

تشبیه تعلقات دنیوی و دوری از خرد به زنجیر و اسارت.

تضاد خداوند و رهی

تقابل میان مقام خالق و جایگاه بنده برای تأکید بر فروتنی.

تشخیص (جان‌بخشی) گردش چرخ ... گریند است

نسبت دادن صفت گریستن به گردش روزگار برای نشان دادن ماهیت غم‌بار گذشت زمان.

کنایه دم و بند

اشاره به کوتاهی عمر و گرفتار بودن انسان در چنگال تقدیر.