دیوان اشعار - قصاید و قطعات

منوچهری

شمارهٔ ۵۸

منوچهری
خوشا قدح نبیذ بوشنجه هنگام صبوح، ساقیا، رنجه
نه نرد و نه تخته نرد پیش ما نه محضر و نه قباله و بنجه
نظاره به پیش در کشیده صف چون کافر روم بر در گنجه
خنیاگر ایستاد و بربطزن از بس شکفه شده در اشکنجه
وان رطل گران یک منی ما را چون ماه سه و دو پنج در پنجه
برداشته ما حجاب شرم از رخ گه شادی و گه نشاط و گه غنجه
اندر شده چشم ما به خواب خوش چشم حدثان به وادی طنجه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه تصویری زنده از یک محفل بزم و عیش‌ونوش را ترسیم می‌کند که در آن شاعر با بیانی طرب‌انگیز، دعوت به رها کردن دغدغه‌های دنیوی، اسناد و مدارک و آداب رسمی می‌کند. فضا کاملاً سرخوشانه و آزادانه است؛ جایی که شراب و موسیقی و خوابِ خوشِ پس از بزم، بر هرگونه هیاهوی سیاسی یا اجتماعی یا دغدغه‌های بیهوده دیگر ارجحیت دارد.

شاعر در این سروده، مرز میان جهانِ عافیت‌طلبانه‌ی خود و دنیای پر از دغدغه و تکاپوی دیگران را به تصویر می‌کشد. او با ستایش «نبیذ» و نادیده گرفتنِ تشریفاتِ قانونی و اجتماعی، سبک‌بالی و بی‌خیالی را به عنوان تنها راهِ رستگاری در لحظه برمی‌گزیند.

معنای روان

خوشا قدح نبیذ بوشنجه هنگام صبوح، ساقیا، رنجه

نوشیدن شراب از نوعِ مرغوبِ بوشنجه چه لذت‌بخش است؛ ای ساقی، زحمت بکش و هنگامِ صبحگاه، این شراب را برای ما بیاور.

نکته ادبی: بوشنجه شهری در هرات بوده که شراب آن در متون کهن شهرت بسیار داشته است. صبوح به معنای شراب صبحگاهی است.

نه نرد و نه تخته نرد پیش ما نه محضر و نه قباله و بنجه

نزد ما نه خبری از بازی نرد و تخته‌نرد است و نه در بندِ دادگاه و اسناد و مدارکِ رسمی و دیوانی هستیم.

نکته ادبی: بنجه در اینجا به معنای سند و مدرک یا نوشته‌ای است که برای امور اداری به کار می‌رفته است.

نظاره به پیش در کشیده صف چون کافر روم بر در گنجه

تماشاچیان در برابرِ درِ خانه صف کشیده‌اند، درست همانندِ کافرانِ رومی که به نگهبانی از دروازه خزانه گمارده شده باشند.

نکته ادبی: گنجه در ادبیات کهن معمولاً به معنای خزانه یا مکان نگهداری اشیای گران‌بهاست.

خنیاگر ایستاد و بربطزن از بس شکفه شده در اشکنجه

موسیقی‌دان و بربط‌زن ایستاده‌اند و از بس که در انتظار مانده‌اند، دچار دلتنگی و رنج شده‌اند.

نکته ادبی: اشکنجه در اینجا به معنای فشار ناشی از انتظار طولانی است و شکفه نشان‌دهنده اندوه و گلایه از دیرکرد است.

وان رطل گران یک منی ما را چون ماه سه و دو پنج در پنجه

آن جامِ بزرگِ شراب که یک من گنجایش دارد، در دستان ما درست مانندِ ماهِ تابان می‌درخشد.

نکته ادبی: تشبیه رطلِ بزرگ در دست به ماه، تصویرسازی زیبایی از درخشش و سنگینی جام شراب است.

برداشته ما حجاب شرم از رخ گه شادی و گه نشاط و گه غنجه

ما پرده‌ی شرم و حیا را از چهره کنار زده‌ایم و اکنون لحظات را با شادی، نشاط و تازگیِ جوانی سپری می‌کنیم.

نکته ادبی: غنجه در اینجا استعاره‌ای از حالتِ لطیف و تازه در اوجِ خوش‌باشی است.

اندر شده چشم ما به خواب خوش چشم حدثان به وادی طنجه

چشمانِ ما به خوابی شیرین فرو رفته است، در حالی که جوانان و تازه‌کاران به دنبالِ مقاصدِ دوردست و سرگردانی در سرزمین‌های غریب (مانند طنجه) هستند.

نکته ادبی: حدثان به معنای جوانان است و طنجه نمادی از دوری و غربت برای نشان دادنِ تفاوتِ انتخابِ شاعر با دیگران است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح بوشنجه، گنجه، طنجه

اشاره به مکان‌های جغرافیایی مشهور که در زمان شاعر یا در ادبیات برای القای فضا استفاده می‌شده است.

تشبیه چون کافر روم

تشبیه صفِ انتظارِ مردم به کافرانِ نگهبان درِ گنج‌خانه برای القای حسِ سنگینیِ حضورِ آنان.

تشبیه چون ماه... در پنجه

تشبیه جامِ بزرگِ شراب در دست به ماهِ درخشان در آسمان.

کنایه برداشته ما حجاب شرم از رخ

کنایه از رها کردنِ آدابِ اجتماعی و دست‌زدن به عیش و نوشِ بی‌محابا.