دیوان اشعار - قصاید و قطعات

منوچهری

شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرماید

منوچهری
ای باده! فدای تو همه جان و تن من کز بیخ بکندی ز دل من حزن من
خوبست مرا کار به هر جا که تو باشی بیداری من با تو خوشست و وسن من
با تست همه انس دل و کام حیاتم با تست همه عیش تن و زیستن من
هر جایگهی کآنجا آمد شدن تست آنجا همه گه باشد آمد شدن من
وانجا که تو بودستی ایام گذشته آنجاست همه ربع و طلول و دمن من
ای باده خدایت به من ارزانی دارد کز تست همه راحت روح و بدن من
یا در خم من بادی یا در قدح من یا در کف من بادی، یا در دهن من
بوی خوش تو باد همه ساله بخورم رنگ رخ تو بادا بر پیرهن من
آزاده رفیقان منا من چو بمیرم از سرخترین باده بشویید تن من
از دانهٔ انگور بسازید حنوطم وز برگ رز سبز ردا و کفن من
در سایهٔ رز اندر، گوری بکنیدم تا نیکترین جایی باشد وطن من
گر روز قیامت برد ایزد به بهشتم جوی می پر خواهم از ذوالمنن من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری پرشور در ستایش باده است که در آن شاعر با زبانی صمیمانه و عاشقانه، می را مایه آرامش، سرزندگی و انگیزه زیستن خود می‌داند. او باده را نه فقط یک نوشیدنی، بلکه همراهی می‌پندارد که تمام رنج‌ها را از جان او زدوده و حضورش به مکان‌ها معنا می‌بخشد.

در بخش پایانی، نگاه شاعر به مرگ نیز با همین پیوند عمیق گره خورده است؛ او وصیت می‌کند که حتی پس از مرگ نیز در جوار باده باشد و به جای آیین‌های معمول سوگواری، با شراب غسل داده شود و در سایه‌سار تاک به خاک سپرده شود تا وصال او با معشوق ازلی‌اش که همان شراب است، در سرای دیگر نیز استمرار یابد.

معنای روان

ای باده! فدای تو همه جان و تن من کز بیخ بکندی ز دل من حزن من

ای شراب، جان و تنم فدای تو باد که اندوه را از اعماق قلب من ریشه‌کن کردی.

نکته ادبی: حزن به معنای غم و اندوه است و از بیخ کندن کنایه از زدودن کامل رنج است.

خوبست مرا کار به هر جا که تو باشی بیداری من با تو خوشست و وسن من

هر جایی که تو باشی برای من بهترین مکان است؛ بیداری در کنار تو از هر خوابی برایم دلنشین‌تر است.

نکته ادبی: وسن در زبان کهن به معنای خواب و سستی ناشی از آن است.

با تست همه انس دل و کام حیاتم با تست همه عیش تن و زیستن من

تمام دلخوشی، لذت زندگی و شادابی تن و هستی من وابسته به توست.

نکته ادبی: کام حیات به معنای به مراد رسیدن و بهره‌مندی از زندگی است.

هر جایگهی کآنجا آمد شدن تست آنجا همه گه باشد آمد شدن من

هر جایی که تو به آنجا می‌روی، مقصد من نیز همان‌جاست و هر زمان که تو آنجا حضور داری، آن زمان هم متعلق به من است.

نکته ادبی: آمد و شدن به معنای رفت و آمد یا حضور در مکانی است.

وانجا که تو بودستی ایام گذشته آنجاست همه ربع و طلول و دمن من

جایی که در گذشته تو در آن بوده‌ای، حکم خانه و کاشانه عزیز من را دارد.

نکته ادبی: ربع، طلول و دمن واژگانی هستند که در شعر عربی قدیم برای توصیف ویرانه‌های محل اقامت یار به کار می‌رفتند و در اینجا شاعر از آن‌ها برای تقدیس مکانِ حضورِ باده استفاده کرده است.

ای باده خدایت به من ارزانی دارد کز تست همه راحت روح و بدن من

ای شراب، خدا تو را برایم نگه دارد و ارزانی‌ام بدارد، زیرا آسایش روح و جسم من تنها از توست.

نکته ادبی: ارزانی داشتن به معنای بخشیدن و روا دانستن چیزی برای کسی است.

یا در خم من بادی یا در قدح من یا در کف من بادی، یا در دهن من

چه در خمره‌ام باشی، چه در قدحم، و چه در دست یا دهانم، همیشه با منی.

نکته ادبی: خم ظرف بزرگ سفالی برای نگهداری شراب است.

بوی خوش تو باد همه ساله بخورم رنگ رخ تو بادا بر پیرهن من

آرزو دارم همواره عطر خوش تو را استشمام کنم و رنگ سرخ تو بر پیراهنم بنشیند.

نکته ادبی: خوردن در اینجا به معنای بوییدن یا دریافت کردن رایحه است.

آزاده رفیقان منا من چو بمیرم از سرخترین باده بشویید تن من

ای دوستان آزاده، هنگامی که از دنیا رفتم، پیکر مرا با سرخ‌ترین شراب شست‌وشو دهید.

نکته ادبی: آزاده صفتِ دوستانِ هم‌مرام و بلندطبع است.

از دانهٔ انگور بسازید حنوطم وز برگ رز سبز ردا و کفن من

مرا با دانه‌های انگور خوشبو کنید و از برگ‌های سبز درخت انگور برای من کفنی تهیه کنید.

نکته ادبی: حنوط مواد خوشبویی است که بر پیکر میت می‌مالند.

در سایهٔ رز اندر، گوری بکنیدم تا نیکترین جایی باشد وطن من

مرا در سایه تاکستان دفن کنید تا آنجا که بهترین جایگاه برای من است، آرامگاه ابدی‌ام باشد.

نکته ادبی: رز به معنای درخت انگور یا تاک است.

گر روز قیامت برد ایزد به بهشتم جوی می پر خواهم از ذوالمنن من

اگر در روز قیامت خداوند مرا به بهشت ببرد، از او که بخشنده نعمت‌هاست، درخواست می‌کنم که رودی از شراب برایم فراهم کند.

نکته ادبی: ذوالمنن یکی از صفات خداوند به معنای صاحب نعمت‌ها و بخشش‌های بزرگ است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) ای باده

خطاب قرار دادن شراب به عنوان یک موجود زنده و معشوقی که توانایی درک و همراهی دارد.

کنایه از بیخ بکندی ز دل من حزن من

استعاره از ریشه‌کن کردن کامل غم و اندوه توسط باده.

تلمیح ربع و طلول و دمن

اشاره به اصطلاحات کلاسیک ادبیات عربی در وصف ویرانه‌های محل اقامت یار که شاعر آن را به محل حضور باده تعمیم داده است.

مراعات نظیر خم، قدح، انگور، رز، تاک

گردآوری واژگان مرتبط با باده‌گساری در یک فضای معنایی واحد.