دیوان اشعار - قصاید و قطعات

منوچهری

شمارهٔ ۴۶

منوچهری
ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم بر دل منه ز بهر جهان هیچ بار غم
افکنده همچو سفره مباش از برای نان همچون تنور گرم مشو از پی شکم
تو مست خواب غفلتی و از برای تو ایزد فکنده خوان کرم در سپیده دم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با تکیه بر آموزه‌های اخلاقی و عرفانی، انسان را به بی‌اعتنایی نسبت به زرق‌وبرق‌های دنیوی و رهایی از بند دلبستگی‌های مادی فرامی‌خواند. شاعر با استدلالی منطقی تأکید می‌کند که چون ماهیت دنیا ناپایدار و فناپذیر است، غصه خوردن برای امور آن بی‌حاصل است.

در ادامه، متن با زبانی تصویرگرایانه، انسان را از خواری برای تأمین معاش و حرص ورزیدن برای شکم برحذر می‌دارد و او را دعوت می‌کند تا از خواب غفلت بیدار شود و به جای تلاش برای دنیای فانی، به سفره‌ی بی‌کرانِ فضل و کرم الهی که همواره برای بندگان گسترده است، توجه کند.

معنای روان

ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم بر دل منه ز بهر جهان هیچ بار غم

ای دل، چون سرانجامِ همه کارهای این دنیا چیزی جز نیستی و فنا نیست، پس برای امور دنیوی، بار اندوهی بر دل خود مگذار.

نکته ادبی: «عدم» در عرفان و ادبیات کلاسیک به معنای نیستی و ناپایداری دنیاست و «بار غم» اضافه استعاری است که اندوه را به باری سنگین تشبیه کرده است.

افکنده همچو سفره مباش از برای نان همچون تنور گرم مشو از پی شکم

برای به دست آوردن نان و روزی، همچون سفره‌ای افتاده و بی‌مقدار مباش و برای پر کردن شکم، همانند تنورِ گدازان و پرحرارت به تکاپو و حرص نیفت.

نکته ادبی: «سفره افکنده» کنایه از زبونی و خود را کوچک کردن برای طلب روزی است و «گرم شدن» کنایه از شدت حرص و التهاب است.

تو مست خواب غفلتی و از برای تو ایزد فکنده خوان کرم در سپیده دم

تو غرق در خوابِ بی‌خبری و غفلت هستی، در حالی که خداوند در سپیده‌دمان، سفره‌ی کرم و بخشش خویش را برای تو گسترده است.

نکته ادبی: «مست خواب غفلت» اضافه تشبیهی است که در آن غفلت به خوابی مست‌کننده تشبیه شده که آدمی را از واقعیت‌ها بی‌خبر می‌سازد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و تصویرسازی سفره و تنور

شاعر با استفاده از دو شیء روزمره (سفره و تنور)، حالت زبونی و حرصِ انسان را در طلبِ روزی به شکلی ملموس و زنده ترسیم کرده است.

تلمیح و نمادپردازی خوان کرم

اشاره به لطف و رزاقیت الهی که بدون نیاز به تلاشِ حرص‌آلود، برای بندگان فراهم است.

استعاره مست خواب غفلت

تشبیه نادانی و بی‌خبری انسان به خوابی که چنان مستی‌آور است که او را از نعمت‌های پیرامونش غافل کرده است.