دیوان اشعار - قصاید و قطعات

منوچهری

شمارهٔ ۴۰

منوچهری
نوبهار از خوید و گل آراست گیتی رنگ رنگ ارغوانی گشت خاک و پرنیانی گشت سنگ
گل شکفت و لاله بنمود از نقاب سرخ روی آن ز عنبر برد بوی و این ز گوهر برد رنگ
شاخ بادام از شکوفه لعبتی شد آزری جامهای می گرفته برگها هر سو به چنگ
ابر شد نقاش چین و باد شد عطار روم باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر توصیفی دل‌انگیز و سرشار از رنگ و بو از فصل بهار است که در آن شاعر با نگاهی هنرمندانه، طبیعت را چون بوم نقاشی می‌بیند که هر گوشه‌اش به دست نیروهای طبیعت آراسته شده است.

شاعر در این ابیات با استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات گوناگون، بهار را فصلی می‌داند که اشیاء سخت و بی‌جان طبیعت را به لطافت و زیبایی مبدل می‌کند و با بخشیدن عطر و رنگ به گل‌ها و گیاهان، جانی دوباره به جهان می‌بخشد.

معنای روان

نوبهار از خوید و گل آراست گیتی رنگ رنگ ارغوانی گشت خاک و پرنیانی گشت سنگ

فصل بهار با روییدن گیاهان تازه و گل‌های رنگارنگ، جهان را آراسته است. زمین به رنگ ارغوانی درآمده و سنگ‌های سخت و خشن چنان با گل و گیاه پوشیده شده‌اند که گویی پارچه‌ای لطیف و ابریشمی بر تن کرده‌اند.

نکته ادبی: واژه خوید به معنای گیاه تازه و سبز است و پرنیان نوعی پارچه ابریشمی و لطیف است که در اینجا برای توصیف نرمی و زیبایی روی سنگ‌ها به کار رفته است.

گل شکفت و لاله بنمود از نقاب سرخ روی آن ز عنبر برد بوی و این ز گوهر برد رنگ

گل‌ها شکفته‌اند و لاله با کنار زدن پرده از روی سرخ خود، زیبایی‌اش را نمایان کرده است. گل رز عطر خوش خود را از عنبر گرفته و لاله رنگ درخشانش را از جواهرات به عاریت گرفته است.

نکته ادبی: شاعر برای اغراق در زیبایی گل‌ها، منبع عطر آن‌ها را عنبر و منبع رنگ لاله را جواهرات گران‌بها دانسته است.

شاخ بادام از شکوفه لعبتی شد آزری جامهای می گرفته برگها هر سو به چنگ

شاخه‌های درخت بادام با شکوفه‌های سفید و صورتی‌اش، همچون عروسکی زیبا و تماشایی شده است. برگ‌های درخت نیز در هر سو گسترده شده‌اند و گویی مانند دست‌هایی هستند که جام‌های شراب را در دست گرفته‌اند.

نکته ادبی: آزری منسوب به آذر است و به بت‌های زیبا اشاره دارد که در ادبیات کهن نماد زیبایی خیره‌کننده هستند.

ابر شد نقاش چین و باد شد عطار روم باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ

ابرها چون نقاشان چیره‌دست چینی به طراحی طبیعت پرداخته‌اند و باد مانند عطار و عطرفروش رومی، هوا را خوشبو کرده است. باغ به تالاری از نور تبدیل شده و دشت و صحرا چنان وسیع و پرآب شده که گویی رودخانه بزرگ گنگ است.

نکته ادبی: نقاشان چین و عطاران روم در ادبیات قدیم به دلیل شهرتشان در مهارت و کیفیت عالی، نماد کمال در کار بوده‌اند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه پرنیانی گشت سنگ

تشبیه سنگِ پوشیده از گل به پارچه ابریشم برای نشان دادن لطافت و نرمی آن.

تشخیص ابر شد نقاش

نسبت دادن عمل نقاشی به ابر، به معنای نقش‌آفرینی طبیعت در بهار.

تشخیص باد شد عطار

نسبت دادن عمل عطاری به باد، به معنای پراکندن بوی خوش در طبیعت.

استعاره لعبتی شد آزری

تشبیه شکوفه بادام به عروسک و بت‌های زیبا.