دیوان اشعار - قصاید و قطعات

منوچهری

شمارهٔ ۳۶ - در مدح خواجه ابوالعباس

منوچهری
بیار ساقی زرین نبید و سیمین کاس به باده حرمت و قدر بهار را بشناس
نبید خور که به نوروز هر که می نخورد نه از گروه کرامست و نز عداد اناس
نگاه کن که به نوروز چون شده ست جهان چو کارنامهٔ مانی در آبگون قرطاس
فرو کشید گل سرخ روی بند از روی برآورید گل مشکبوی سر ز تراس
همی نثار کند ابر شامگاهی در همی عبیر کند باد بامدادی آس
درست گویی نخاس گشت باد صبا درخت گل به مثل چون کنیزک نخاس
خجسته را بجز از خردما ندارد گوش بنفشه را بجز از کرکما ندارد پاس
هزاردستان این مدحت منوچهری کند روایت در مدح خواجه ابو العباس
بزرگ بار خدایی که ایزد متعال یگانه کرد به توفیقش از جمیع الناس
همه به کردن خیرست مر ورا همت همه به دادن مالست مر ورا وسواس
هزار بار ز عنبر شهیترست به خلق هزار بار ز آهن قویترست به باس
چو عدل او هست آنجایگه نباشد جور چو امن او هست آنجایگاه نیست هراس
خدای، عز و جل، از تنش بگرداناد مکاره دو جهان و وساوس خناس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این چامه زیبا در ستایش فرارسیدن نوروز و بهار سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های زنده، رنگین و محسوس، طبیعتِ از خواب‌برخاسته را چون تابلوی نقاشیِ بی‌بدیلی توصیف می‌کند که شکوهِ آن، آدمی را به وجد می‌آورد و دعوت به شادمانی می‌کند.

در ادامه، شاعر با مهارتی خاص، فضای طرب‌انگیز بهار را به ستایش از ممدوح پیوند می‌زند. او عدالت، بخشندگی و بزرگیِ شخصیت مورد نظر (ابوالعباس) را با طراوتِ فصل گل و شکوفه هم‌تراز می‌داند و او را یگانه‌ای می‌خواند که سایه عدلش، امنیت و آرامش را برای همگان به ارمغان آورده و شرارت‌ها را از او دور می‌سازد.

معنای روان

بیار ساقی زرین نبید و سیمین کاس به باده حرمت و قدر بهار را بشناس

ای ساقی، شرابِ طلایی‌رنگ و جام‌های نقره‌ای بیاور؛ چرا که باید با نوشیدن شراب، حرمت و ارزش فصل بهار را پاس داشت و قدر آن را دانست.

نکته ادبی: نبید در متون کهن به معنای شراب است.

نبید خور که به نوروز هر که می نخورد نه از گروه کرامست و نز عداد اناس

شراب بنوش؛ چرا که در روز نوروز، هر کس که شراب ننوشد، نه از گروه بزرگواران و نیکان است و نه در شمار انسان‌های اصیل جای دارد.

نکته ادبی: کرام جمع کریم به معنای بزرگواران است و اناس جمع انس به معنای انسان‌هاست.

نگاه کن که به نوروز چون شده ست جهان چو کارنامهٔ مانی در آبگون قرطاس

نگاه کن که در فصل نوروز، جهان چگونه آراسته شده است؛ انگار که کتابِ نقاشی‌های «مانی» (نقاش افسانه‌ای) بر صفحه‌ای آبی‌رنگ کشیده شده باشد.

نکته ادبی: کارنامه مانی اشاره به کتاب ارژنگ دارد و قرطاس در اینجا به معنای کاغذ یا صفحه است.

فرو کشید گل سرخ روی بند از روی برآورید گل مشکبوی سر ز تراس

گل سرخ نقاب از چهره برداشت و آشکار شد، و گل مشک‌بوی (گل‌های خوشبو) سر از تراس و ایوان بیرون آورد.

نکته ادبی: روی‌بند در اینجا کنایه از پرده‌داری و پوشیدگی است که با رسیدن بهار کنار رفته است.

همی نثار کند ابر شامگاهی در همی عبیر کند باد بامدادی آس

ابرِ عصرگاهی باران‌های مرواریدگونه می‌بارد و بادِ صبحگاهی، بوی خوش و عطرآگین را در همه جا پراکنده می‌کند.

نکته ادبی: عبیر به معنای نوعی عطر خوشبو است که از آمیختن مشک و گلاب و زعفران ساخته می‌شد.

درست گویی نخاس گشت باد صبا درخت گل به مثل چون کنیزک نخاس

به درستی می‌توان گفت که باد صبا مانند یک برده‌فروش شده است و درخت گل، همانند کنیزکِ زیبایی است که برای فروش به نمایش درآمده است.

نکته ادبی: نخاس به معنای برده‌فروش است و این بیت نشان‌دهنده هنر تصویرگری منوچهری است.

خجسته را بجز از خردما ندارد گوش بنفشه را بجز از کرکما ندارد پاس

پرنده خجسته (خوش‌یمن) گوش به سخنِ «خردما» سپرده است و بنفشه را «کرکما» مراقبت و پاسداری می‌کند.

نکته ادبی: خردما و کرکما در فرهنگ‌های لغت کهن به عنوان موجودات یا نمادهایی مرتبط با محافظت از گیاهان و پرندگان ذکر شده‌اند.

هزاردستان این مدحت منوچهری کند روایت در مدح خواجه ابو العباس

هزاردستان (بلبل) این شعرِ ستایش‌آمیزِ منوچهری را در مدح و ستایش خواجه ابوالعباس بازخوانی می‌کند.

نکته ادبی: هزاردستان نام دیگر بلبل است که به آوازهای گوناگون شهرت دارد.

بزرگ بار خدایی که ایزد متعال یگانه کرد به توفیقش از جمیع الناس

او بزرگ‌مردی است که خدای متعال با یاری و توفیق خود، او را از میان تمام مردم، یگانه و بی‌همتا قرار داده است.

نکته ادبی: جمیع الناس اشاره به تمامی مردم دارد که ممدوح از میان آن‌ها برگزیده شده است.

همه به کردن خیرست مر ورا همت همه به دادن مالست مر ورا وسواس

تمامِ همت و اراده او معطوف به انجام کارهای خیر است و تمام فکر و دغدغه ذهنی او (وسواس)، بخشیدن مال و ثروت به نیازمندان است.

نکته ادبی: وسواس در اینجا به معنای دغدغه ذهنی و فکر پیوسته است، نه معنای منفی امروزی.

هزار بار ز عنبر شهیترست به خلق هزار بار ز آهن قویترست به باس

اخلاق و منش او هزار بار از عطرِ عنبر خوشبوتر است و قدرت و صلابت او در برابر حوادث، هزار بار از آهن سخت‌تر و قوی‌تر است.

نکته ادبی: باس به معنای شدت، قدرت و سختی در کار است.

چو عدل او هست آنجایگه نباشد جور چو امن او هست آنجایگاه نیست هراس

هر جا که عدل و دادگری او حضور دارد، ستمی وجود ندارد و هر جا که امنیت و پناهِ او هست، هیچ ترس و هراسی در دل‌ها نیست.

نکته ادبی: تضاد میان عدل و جور، و امن و هراس برای برجسته کردن ویژگی‌های ممدوح است.

خدای، عز و جل، از تنش بگرداناد مکاره دو جهان و وساوس خناس

خداوند عز و جل، شرارت‌ها، بلاهای دو جهان و وسوسه‌های شیطان (خناس) را از جسم و جان او دور بگرداند.

نکته ادبی: خناس اشاره به شیطان است که در دل‌ها وسوسه می‌اندازد و پنهان می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو کارنامهٔ مانی در آبگون قرطاس

جهانِ بهاری را به تابلوی نقاشی در کتاب ارژنگ مانی تشبیه کرده است.

تشخیص نخاس گشت باد صبا

باد صبا را به برده‌فروش و گل را به کنیزک نسبت داده است که جان‌بخشی به طبیعت است.

استعاره نثار کند ابر شامگاهی در

باران را به مروارید تشبیه کرده که ابر آن را نثار می‌کند.

مبالغه هزار بار ز عنبر شهیترست... هزار بار ز آهن قویترست

برای تأکید بر فضایل اخلاقی و قدرت ممدوح، از اغراق استفاده شده است.

تضاد عدل و جور / امن و هراس

تقابل مفاهیم برای نشان دادن تأثیر مثبت حضور شخصیت مورد نظر در جامعه.