دیوان اشعار - قصاید و قطعات

منوچهری

شمارهٔ ۱۴

منوچهری
می بر کف من نه که طرب را سبب اینست آرام من و مونس من روز و شب اینست
تریاق بزرگست و شفای همه غمها نزدیک خردمندان می را لقب اینست
بی می نتوان کردن شادی و طرب هیچ زیرا که بدین گیتی اصل طرب اینست
معجون مفرح بود این تنگدلان را مر بی سلبان را به زمستان سلب اینست
ای آنکه نخوردستی می گر بچشی زان سوگند خوری، گویی: شهد و رطب اینست
می گیر و عطا ورز و نکو گوی و نکو خواه اینست کریمی و طریق ادب اینست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در ستایش شراب و نقش آن در دستیابی به شادی و آرامش روحی سروده شده است. شاعر شراب را نه یک تفریح گذرا، بلکه دارویی شفابخش برای دردهای درونی و عاملی می‌داند که تیرگی‌های زندگی را به روشنی مبدل می‌سازد. از منظر نویسنده، شراب ریشه و اساس هرگونه شادی در جهان است و کام‌بخشی آن به شیرینی عسل و خرما تشبیه شده است.

در کنار لذت‌جویی، شاعر بر جنبه‌های اخلاقی و رفتاری تأکید دارد و معتقد است که نوشیدن شراب باید با بخشش، سخن نیک و خیرخواهی همراه باشد. در واقع، او پیوندی میان بزم و خردمندی برقرار می‌کند و کرامت و ادب را در گرو این رفتارهای نیکو می‌داند که نشان‌دهنده نوعی جهان‌بینی خاص در تلفیق لذت و اخلاق است.

معنای روان

می بر کف من نه که طرب را سبب اینست آرام من و مونس من روز و شب اینست

جامی از شراب در دست من بگذار که این شراب دلیل شادی و سرور من است؛ آرامش‌بخش جان من و همدم شب و روز من تنها همین شراب است.

نکته ادبی: طرب به معنای شادی و نشاط است و مونس به معنای همدم و هم‌نشین که در اینجا به رابطه نزدیک شاعر با شراب اشاره دارد.

تریاق بزرگست و شفای همه غمها نزدیک خردمندان می را لقب اینست

این شراب پادزهر بزرگی برای دردهای روحی است و برای هر اندوهی شفا محسوب می‌شود؛ نزد اهل خرد و دانش، نام و لقب شراب همین پادزهر و شفا است.

نکته ادبی: تریاق در طب قدیم به معنای پادزهر است که برای دفع سموم به کار می‌رفته و در اینجا استعاره از علاج غم‌های درونی است.

بی می نتوان کردن شادی و طرب هیچ زیرا که بدین گیتی اصل طرب اینست

بدون نوشیدن شراب نمی‌توان شادی و خوشی واقعی را تجربه کرد، زیرا در این جهان اساس و پایه شادی به همین شراب وابسته است.

نکته ادبی: اصل در این بیت به معنای ریشه و زیربنای یک موضوع است و گیتی به معنای جهان و هستی به کار رفته است.

معجون مفرح بود این تنگدلان را مر بی سلبان را به زمستان سلب اینست

شراب برای افراد غمگین و دل‌تنگ همانند داروی نشاط‌آور است؛ و برای کسانی که در زمستان لباس گرم ندارند، همانند پوشاک و گرمابخش عمل می‌کند.

نکته ادبی: سلب به معنای جامه و پوشاک است و در اینجا کنایه از گرمای حاصل از نوشیدن شراب است که با زمستان تناسب دارد.

ای آنکه نخوردستی می گر بچشی زان سوگند خوری، گویی: شهد و رطب اینست

ای کسی که تا به حال شراب ننوشیده‌ای، اگر طعم آن را بچشی، سوگند می‌خوری و می‌گویی که این نوشیدنی از حیث شیرینی و لذت، همچون عسل و خرمای تازه است.

نکته ادبی: رطب به معنای خرمای تازه و بسیار شیرین است که برای توصیف طعم گوارای شراب به کار رفته است.

می گیر و عطا ورز و نکو گوی و نکو خواه اینست کریمی و طریق ادب اینست

شراب بنوش و بخشش کن، سخن نیک بگو و خیر دیگران را بخواه؛ چرا که اوج کرامت و راه و رسم ادب و انسانیت در همین روش نهفته است.

نکته ادبی: عطا ورزیدن به معنای بخشیدن و سخاوت داشتن است و شاعر در اینجا از بن مضارع برای دعوت به کارهای نیک بهره برده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تریاق

تشبیه شراب به پادزهر برای نشان دادن قدرت آن در درمان غم‌های روحی.

ایهام تناسب سلب

به معنای جامه و پوشش است که با کلمه زمستان تناسب دارد و گرمای حاصل از شراب را نشان می‌دهد.

تشبیه شهد و رطب

تشبیه لذت طعم شراب به شیرینی عسل و خرمای تازه برای ملموس‌تر شدن لذت آن.

سجع و موازنه نکو گوی و نکو خواه

استفاده از کلمات هم‌وزن برای تأکید بر فضایل اخلاقی و ایجاد موسیقی کلام.