دیوان اشعار - قصاید و قطعات

منوچهری

شمارهٔ ۱۰

منوچهری
الا وقت صبوحست، نه گرمست و نه سردست نه ابرست و نه خورشید، نه بادست و نه گردست
بیار ای بت کشمیر، شراب کهن پیر بده پر و تهی گیر که مان ننگ و نبردست
از آن باده که زردست و نزارست ولیکن نه از عشق نزارست و نه از محنت زردست
به جان اندر قوتست و به مغز اندر مشکست به چشم اندرنورست و به روی اندر، وردست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری از سبک خراسانی است که به توصیف مجلسی نشاط‌آور در صبحگاهی دل‌انگیز می‌پردازد. شاعر با ظرافت، شرایط جوی را به گونه‌ای ترسیم می‌کند که گویی جهان برای یک لذت‌جویی شاعرانه و آرام مهیاست. در این فضای شاعرانه، شراب نه ابزاری برای فراموشی غم‌ها، بلکه عنصری فرح‌بخش و نیرو‌دهنده توصیف می‌شود که ویژگی‌های مثبتش جایگزینِ صفاتِ منفیِ معمول در ادبیات رثایی یا عاشقانه گشته است.

لحن اثر دعوت‌کننده و سرخوشانه است و شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های روشن، به دنبال القای حسِ سبک‌بالی و بهره‌مندی از فرصتِ حال است. او با پیوند دادن زیباییِ ظاهریِ شراب به آثارِ جسمانی و روانی آن، بر لذتِ حسی و معنویِ شراب‌نوشی تأکید می‌ورزد.

معنای روان

الا وقت صبوحست، نه گرمست و نه سردست نه ابرست و نه خورشید، نه بادست و نه گردست

زمانِ شرابِ صبحگاهی فرا رسیده است؛ هوا نه گرم است و نه سرد. نه ابری در آسمان است و نه خورشیدی آزاردهنده و نه باد و غباری وجود دارد؛ همه چیز در نهایت اعتدال و آرامش است.

نکته ادبی: صبوح به معنای شراب صبحگاهی است که در ادبیات کهن جایگاه ویژه‌ای در آداب مجالس بزم دارد.

بیار ای بت کشمیر، شراب کهن پیر بده پر و تهی گیر که مان ننگ و نبردست

ای محبوبِ زیباروی (کنایه از ساقی)، شراب کهن و دیرینه را بیاور. جام مرا پر کن و جام خالی را از من بستان، چرا که اکنون هنگامِ اندوه، شرمساری یا نزاع نیست.

نکته ادبی: بت کشمیر کنایه‌ای است از معشوق یا ساقی که به دلیل زیبایی و لطف، به بت‌مانند بودن تشبیه شده است.

از آن باده که زردست و نزارست ولیکن نه از عشق نزارست و نه از محنت زردست

از آن شرابی برایم بیاور که رنگی زرین دارد و غلیظ نیست؛ اما این رنگِ زرد ناشی از بیماری و اندوه نیست و این نازکی و سبکیِ آن نیز برخاسته از رنجِ عشق و فراق نمی‌باشد.

نکته ادبی: نزار در فارسی کهن به معنای لاغر و ضعیف است و اینجا به صفتِ رنگ و غلظتِ شراب نسبت داده شده است.

به جان اندر قوتست و به مغز اندر مشکست به چشم اندرنورست و به روی اندر، وردست

این شراب به جان نیرو می‌بخشد، در ذهن و مشام بوی خوشِ مشک را می‌پراکند، به دیدگان روشنایی می‌آورد و گونه‌ها را همچون گلِ سرخ، گلگون و باطراوت می‌کند.

نکته ادبی: ورد واژه‌ای عربی به معنای گل سرخ است که در ادب فارسی نماد سرخی و زیبایی چهره است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بت کشمیر

استعاره از ساقیِ زیبارو که به واسطه ملاحت و لطف، به بت تشبیه شده است.

تضاد و نفی نمادین نه از عشق نزارست و نه از محنت زردست

استفاده از نفی برای توصیف ویژگی‌های مثبت شراب؛ شاعر با بیان آنچه شراب نیست، صفات ممدوح آن را برجسته می‌کند.

نماد ورد

نمادِ رنگ سرخ و سرزندگی که به چهره‌ی نوشنده شراب نسبت داده شده است.