دیوان اشعار - قصاید و قطعات

منوچهری

شمارهٔ ۸

منوچهری
آمد شب و از خواب مرا رنج و عذابست ای دوست بیار آنچه مرا داروی خوابست
چه مرده و چه خفته که بیدار نباشی آن را چه دلیل آری و این را چه جوابست
من جهد کنم بی اجل خویش نمیرم در مردن بیهوده، چه مزد و چه ثوابست
من خواب ز دیده به می ناب ربایم آری عدوی خواب جوانان می نابست
سختم عجب آید که چگونه بردش خواب آن را که به کاخ اندر یک شیشه شرابست
وین نیز عجبتر که خورد باده نه بر چنگ بی نغمهٔ چنگش به می ناب شتابست
اسبی که صفیرش نزنی می نخورد آب نی مرد کم از اسب و نه می کمتر از آبست
در مجلس احرار سه چیزست و فزون به وان هر سه شرابست و ربابست و کبابست
نه نقل بود ما را، نی دفتر و نی نرد وان هر سه بدین مجلس ما در، نه صوابست
دفتر به دبستان بود و نقل به بازار وین نرد به جایی که خرابات خرابست
ما مرد شرابیم و کبابیم و ربابیم خوشا که شرابست و کبابست و ربابست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری با لحنی صریح و سرکش، ستایشگرِ بیداری، عیش و طرب و دوری از قید و بندهای ملال‌آورِ عقلانیتِ خشک و زهدِ ریایی است. شاعر با زبانی پیراسته، فضای شب‌نشینیِ آزادگان و رندان را ترسیم می‌کند که در آن، نوشیدنِ باده و شنیدنِ موسیقی، نه برای غفلت، بلکه ابزاری برای هوشیاری و رهایی از خوابِ سنگینِ جهل و جمودِ فکری است.

مضمون اصلی اثر، تمایز میان زندگیِ مرده‌وارِ عامیانه و زیستِ آگاهانه و پرشورِ رندانه است. شاعر در این فضایِ رندانه، تعلقاتِ دنیوی نظیرِ دفتر و کتاب را که تنها ابزارِ تظاهر و آموزش‌های رسمی‌اند، به محیط‌هایِ خاصِ خود (مدرسه و بازار) بازمی‌گرداند و مجلسِ انسِ خویش را منحصر به سه رکنِ اصلیِ عیش یعنی باده، رباب و کباب می‌داند.

معنای روان

آمد شب و از خواب مرا رنج و عذابست ای دوست بیار آنچه مرا داروی خوابست

شب فرا رسیده و خواب برای من مایه‌ی رنج و عذاب است؛ ای دوست، چیزی که بتواند مرا به خواب ببرد (یا رنجم را تسکین دهد) فراهم کن.

نکته ادبی: ترکیب «داروی خواب» در ادبیات رندی، استعاره‌ای از باده است که برای گریز از هشیاریِ رنج‌آورِ دنیایِ ظاهر استفاده می‌شود.

چه مرده و چه خفته که بیدار نباشی آن را چه دلیل آری و این را چه جوابست

چه تفاوتی است میان کسی که مرده است با کسی که در خوابِ غفلت است؟ تو برای این خواب‌زدگی چه دلیلی داری و در پاسخ به این پرسش چه می‌گویی؟

نکته ادبی: شاعر با استفاده از استفهام انکاری، خوابِ غفلت را به مرگِ معنوی تشبیه می‌کند.

من جهد کنم بی اجل خویش نمیرم در مردن بیهوده، چه مزد و چه ثوابست

من تمام تلاش خود را می‌کنم که تا زمان مرگِ حتمی‌ام نمیرم؛ زیرا مردن بدون دلیل و قبل از موعد، هیچ پاداش و فایده‌ای ندارد.

نکته ادبی: اشاره به مفهوم «اجل» و تقابل آن با مرگِ زودهنگامِ ناشی از بی‌تدبیری است.

من خواب ز دیده به می ناب ربایم آری عدوی خواب جوانان می نابست

من با نوشیدن باده‌ی ناب، خواب را از چشمانم دور می‌کنم؛ آری، شرابِ ناب دشمنِ خوابِ جوانان است و آنان را بیدار و هشیار نگه می‌دارد.

نکته ادبی: تشخیص (جان‌بخشی) در اینجا «شراب» به عنوان دشمنِ «خواب» تصویر شده است.

سختم عجب آید که چگونه بردش خواب آن را که به کاخ اندر یک شیشه شرابست

بسیار تعجب می‌کنم که چگونه کسی می‌تواند در کاخی که شیشه‌ی شرابی در آن مهیاست، بخوابد و از عیش غافل بماند.

نکته ادبی: کاخ در اینجا نمادِ برخورداری از امکاناتِ عیش و نوش است که خوابیدن در آن نشانه‌ی بی‌ذوقی است.

وین نیز عجبتر که خورد باده نه بر چنگ بی نغمهٔ چنگش به می ناب شتابست

و از این هم عجیب‌تر آنکه کسی بدون همراهیِ صدای چنگ، باده بنوشد؛ نوشیدنِ باده بدون شنیدن نوای موسیقی، عجولانه و بی‌مزه است.

نکته ادبی: در سنتِ عیش، موسیقی (چنگ و رباب) مکملِ نوشیدنِ باده است.

اسبی که صفیرش نزنی می نخورد آب نی مرد کم از اسب و نه می کمتر از آبست

اسبی که با سوت و فریاد تشویق نشود، آب نمی‌خورد؛ انسان از اسب کمتر نیست و لذتِ باده نیز از آب کمتر نیست (پس باید انسان را با موسیقی به عیش واداشت).

نکته ادبی: استفاده از تمثیلِ اسب برای نشان دادنِ لزومِ محرک (موسیقی) در لذت بردن از زندگی.

در مجلس احرار سه چیزست و فزون به وان هر سه شرابست و ربابست و کبابست

در مجلسِ آزادگان و رندان، سه چیز اصلی است که حتی بیش از این‌ها هم ارزشمند است: باده، سازِ رباب و کباب.

نکته ادبی: «احرار» به معنای آزادگان است که در این سیاق به رندانِ بی‌قید و بند اشاره دارد.

نه نقل بود ما را، نی دفتر و نی نرد وان هر سه بدین مجلس ما در، نه صوابست

ما نه تنقلات داریم، نه دفتر و کتابی برای مطالعه، و نه نردی برای بازی؛ وجود این سه چیز در مجلسِ ما شایسته نیست.

نکته ادبی: نفیِ این موارد، نشان‌دهنده‌ی دوریِ شاعر از فضایِ رسمیِ تحصیل و تفریحاتِ بازاری است.

دفتر به دبستان بود و نقل به بازار وین نرد به جایی که خرابات خرابست

دفتر برای محیطِ مدرسه است و تنقلات برای بازار؛ و نرد هم برای مکان‌هایی مثل خرابه‌ها و قمارخانه‌ها مناسب است.

نکته ادبی: تقابلِ مکان‌ها (مدرسه/بازار) با فضایِ قدسی و آزادِ «خرابات».

ما مرد شرابیم و کبابیم و ربابیم خوشا که شرابست و کبابست و ربابست

ما اهلِ باده و کباب و رباب هستیم؛ چه خوش است که این سه در کنار هم مهیا باشند.

نکته ادبی: تاکید بر هویتِ جمعیِ «ما» (اهلِ دل) که با این سه نماد شناخته می‌شوند.

آرایه‌های ادبی

ایهام شراب

اشاره به باده‌ی انگوری که هم معنای ظاهری (نوشیدنی) دارد و هم در عرفان، نمادِ عشق و آگاهیِ پرشور است.

تضاد دفتر و دبستان در برابر شراب و رباب

تقابل میان جهانِ رسمی و عقلانی با جهانِ عیش و رندی.

تمثیل اسبی که صفیرش نزنی می نخورد آب

برای اثباتِ این ادعا که انسان برای رسیدن به لذت و وجد، نیازمندِ محرک‌های بیرونی (موسیقی) است.

تشخیص عدوی خواب جوانان می نابست

شراب مانند یک دشمنِ هوشمند، خواب را از جوانان می‌رباید.