رباعیات

حافظ

رباعی شمارهٔ ۷

حافظ
هر روز دلم به زیر باری دگر است در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر است
من جهد همی کنم قضا می گوید بیرون ز کفایت تو کاری دگراست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر روایت‌گرِ احوالِ انسانی است که در چنبره‌ی رنج‌های پی‌درپی و تقدیرِ گریزناپذیر گرفتار شده است. شاعر با زبانی صریح، تضادِ همیشگی میانِ تلاش‌های بی‌وقفه‌ی انسان و فرمانِ قضا و قدر را به تصویر می‌کشد.

در این فضا، دل بستن به توانِ فردی در برابرِ اراده‌ی هستی، امری بیهوده قلمداد می‌شود و شاعر در پیِ پذیرشِ این حقیقت است که گاهی، سرنوشت مسیری کاملاً متفاوت از آنچه ما می‌پنداریم، برایمان رقم می‌زند.

معنای روان

هر روز دلم به زیر باری دگر است در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر است

هر روز غم و اندوه تازه‌ای بر قلبم سنگینی می‌کند و به سببِ دوری از محبوب، گویی خاری در چشمانم خلیده که مانع دیدنِ آرامش است.

نکته ادبی: بار در اینجا استعاره از رنج و غم است و خار در دیده کنایه از دردی جانکاه و مداوم که آسایش را از فرد سلب می‌کند.

من جهد همی کنم قضا می گوید بیرون ز کفایت تو کاری دگراست

من با تمام وجود برای تغییرِ شرایط تلاش می‌کنم، اما تقدیرِ الهی پاسخ می‌دهد که سرنوشتِ ما در دستانِ تو نیست و مقدراتِ جهان فراتر از تدبیر و توانِ توست.

نکته ادبی: جهد به معنای کوشش و کفایت در اینجا به معنای کاردانی و تدبیرِ فردی است؛ تضادِ میانِ اراده‌ی انسان و تقدیرِ محتوم، بن‌مایه‌ی اصلی این بیت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بار

اشاره به اندوه سنگینی که بر دل نشسته و تحمل آن دشوار است.

کنایه خار در دیده

نمادِ رنجی عمیق و مداوم که مانع از بهره‌مندی فرد از خوشی‌ها و آرامش می‌شود.

تضاد (طباق) جهد و قضا

تقابلِ میانِ کوششِ بی‌ثمرِ انسان و قدرتِ لایزالِ سرنوشت که بر تمام تدابیرِ بشری حاکم است.