منطق‌الطیر - بیان وادی طلب

عطار

گفتار یوسف همدان دربارهٔ صبر

عطار
یوسف همدان، امام روزگار صاحب اسرار جهان، بینای کار
گفت چندانی که از بالا و پست دیده ور می بنگرد در هرچ هست
هست یک یک ذره یعقوب دگر یوسف گم کرده می پرسد خبر
درد باید در ره او انتظار تا درین هر دو برآید روزگار
ور درین هر دو نیابی کار باز سر مکش زنهار از این اسرار باز
در طلب صبری بباید مرد را صبر خود کی باشد اهل درد را
صبر کن گر خواهی وگر نه، بسی بوک جایی راه یابی از کسی
هچو آن طفلی که باشد در شکم هم چنان با خود نشین با خود به هم
از درون خود مشو بیرون دمی نانت اگر باید همی خور خون دمی
قوت آن طفل شکم خونست بس وین همه سودا ز بیرونست بس
خون خورو در صبر بنشین مردوار تا برآید کار تو از دست کار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه‌شعری عرفانی، آدمی را به جست‌وجوی درونی و بازگشت به خویشتن فرا می‌خواند. شاعر با استعاره‌پردازی از داستان یوسف و یعقوب، بیان می‌دارد که تمام هستی در تکاپوی یافتن حقیقت گم‌شده است و برای رسیدن به این مقصود، باید از جست‌وجوی بیرونی دست کشید و به درون توجه کرد.

تأکیدِ اصلی بر ضرورت صبر و تحملِ دردی است که لازمه‌یِ کمال است. شاعر با تمثیلِ جنین در شکم مادر که از خون تغذیه می‌کند، می‌گوید که سالکِ راهِ حقیقت نیز باید در پیله‌یِ خلوتِ خویش بنشیند و با تحملِ رنجِ درونی (که به خونِ دل تشبیه شده) خود را برای ولادتی نو و رسیدن به مقصدِ نهایی آماده کند.

معنای روان

یوسف همدان، امام روزگار صاحب اسرار جهان، بینای کار

یوسف همدانی که پیشوای زمانه‌ی خود بود، از اسرار جهان آگاه بود و نگاهی نافذ به باطن امور داشت.

نکته ادبی: اشاره به شخصیت تاریخی یوسف همدانی، عارف بزرگ که در اینجا به عنوان نمونه‌ی انسان کامل و صاحبِ بصیرت یاد شده است.

گفت چندانی که از بالا و پست دیده ور می بنگرد در هرچ هست

او می‌گفت: هرگاه کسی با نگاهی دقیق به تمام هستی، از آسمان تا زمین، بنگرد،

نکته ادبی: تضادِ 'بالا و پست' در اینجا کنایه از شمول و فراگیری نگاه در تمام مراتبِ وجود است.

هست یک یک ذره یعقوب دگر یوسف گم کرده می پرسد خبر

درمی‌یابد که هر ذره‌ای در این عالم، مانند یعقوبِ نبی است که در فراقِ یوسفِ خود، پیوسته در حال جست‌وجو و پرس‌وجو از حقیقتِ گم‌شده‌اش است.

نکته ادبی: تلمیح به داستان یوسف و یعقوب؛ تشبیه ذره به یعقوب نشان‌دهنده‌ی اشتیاقِ وجودیِ تمامِ اجزایِ عالم به سوی مبدأ است.

درد باید در ره او انتظار تا درین هر دو برآید روزگار

برای پیمودنِ این مسیر، باید در دل دردِ اشتیاق داشت و منتظر ماند؛ عمرِ آدمی در همین حالِ میانِ درد و انتظار می‌گذرد.

نکته ادبی: 'درد' در اصطلاح عرفانی، همان سوز و گدازِ درونی برای رسیدن به معبود است.

ور درین هر دو نیابی کار باز سر مکش زنهار از این اسرار باز

اگر در این مسیر به نتیجه‌ای نرسیدی و نشانی نیافتی، زنهار که از این راه و اسرارِ نهفته در آن ناامید نشوی و روی برنگردانی.

نکته ادبی: 'سر مکش' کنایه از روی گرداندن و انصراف از راه است.

در طلب صبری بباید مرد را صبر خود کی باشد اهل درد را

انسان در طلبِ حقیقت به صبر نیاز دارد، هرچند برای کسی که گرفتارِ دردِ عشق است، شکیبایی بسیار دشوار است.

نکته ادبی: اشاره به پارادوکسِ عشق؛ عاشق بی‌قرار است و صبر بر او گران می‌آید.

صبر کن گر خواهی وگر نه، بسی بوک جایی راه یابی از کسی

اگر طالبِ حقیقتی، چاره‌ای جز صبر نداری؛ صبر پیشه کن، شاید سرانجام کسی (راهنما یا حقیقتی) راه را بر تو بگشاید.

نکته ادبی: 'بوک' واژه‌ای کهن به معنای 'باشد که' یا 'امید که' است.

هچو آن طفلی که باشد در شکم هم چنان با خود نشین با خود به هم

همچون آن جنینی باش که در شکم مادر است؛ تو نیز به خلوتِ درونیِ خود پناه ببر و با خویشتنِ خویش خلوت کن.

نکته ادبی: تمثیل جنین برای نشان دادنِ لزومِ انقطاع از عالمِ ظاهر و توجه به عالمِ باطن است.

از درون خود مشو بیرون دمی نانت اگر باید همی خور خون دمی

حتی یک لحظه هم از دنیای درونیِ خود به سمتِ بیرون نگاه مکن. اگر به دنبالِ قوت و غذایِ جان هستی، باید با رنجِ درونی و خونِ دل ساخت.

نکته ادبی: 'خون خوردن' کنایه از تحمل رنج و سختی‌های راه است.

قوت آن طفل شکم خونست بس وین همه سودا ز بیرونست بس

همان‌طور که غذایِ کودک در رحم، خون است، رنج‌هایِ بیرونی و دلبستگی‌ها تنها مایه‌یِ سرگشتگی و سودایِ بیهوده‌اند؛ آنچه تو را رشد می‌دهد، همین دردِ درونی است.

نکته ادبی: اشاره به اینکه تغذیه حقیقیِ سالک، رنج‌های معنوی است نه لذت‌های مادی.

خون خورو در صبر بنشین مردوار تا برآید کار تو از دست کار

مردانه رنج بکش و خونِ دل بخور و در صبر پایدار باش تا سرانجام کارِ تو به سامان رسد و به مقصود برسی.

نکته ادبی: 'مردوار' به معنای با شجاعت و استقامت است و جنسیتی نیست.

آرایه‌های ادبی

تلمیح یوسف و یعقوب

اشاره به داستان قرآنی یوسف و یعقوب به عنوان نماد عشق و فراق.

تمثیل کودک در شکم مادر

استفاده از وضعیت جنین برای نشان دادنِ لزومِ دوری از جهانِ بیرون و توجه به خلوتِ درون.

کنایه خون خوردن

کنایه از رنج کشیدن و تحمل سختی‌ها در راهِ سلوک عرفانی.