منطق‌الطیر - درتعصب گوید

عطار

حکایت رفتن مصطفی بسوی غار و خفتن علی در بسترش

عطار
گر علی بود و اگر صدیق بود جان هر یک غرقهٔ تحقیق بود
چون بسوی غار می شد مصطفا خفت آن شب بر فراشش مرتضا
کرد جان خویشتن حیدر نثار تابماند جان آن صدر کبار
پیش یار غار، صدیق جهان هم برای جان او در باخت جان
هر دو جان بازان راه او شدند جان فشانان در پناه او شدند
تو تعصب کن که ایشان مردوار هر دو جان کردند بر جانان نثار
گر تو هستی مرد این یا مرد آن کو ترا یا درد این یا درد آن
همچو ایشان جان فشانی پیشه گیر یا خموش و ترک این اندیشه گیر
تو علی دانی و بوبکر ای پسر وز خدای عقل و جانی بی خبر
تو رها کن سر به مهر این واقعه مرد حق شو روز و شب چون رابعه
او نه یک زن بود او صد مرد بود از قدم تا فرق عین درد بود
بود دایم غرق نور حق شده از فضولی رسته، مستغرق شده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی و اخلاقی، مخاطب را از درگیر شدن در تعصبات فرقه ای و جدال های بی حاصل پیرامون نام های بزرگان دین برحذر می دارد. شاعر تاکید می کند که ارزش اصلیِ شخصیت هایی چون علی و ابوبکر در نام آنان نیست، بلکه در حقیقتِ فداکاری و جان بازیِ آنان در مسیرِ حق است. شاعر باور دارد که به جای تکرارِ این نام ها و طرفداری های جاهلانه، باید روحِ تسلیم و جانبازیِ ایشان را الگو قرار داد.

در نهایت، متن با اشاره به شخصیت رابعه، خواننده را به مقامِ «مردِ حق» دعوت می کند؛ مقامی که در آن انسان با عبور از تمامیِ تعلقات، نام ها و قیل و قال های ظاهری، وجودش را در محضر نورِ خداوند غرق می کند و به سکون و بی نیازی از تعصبات دست می یابد.

معنای روان

گر علی بود و اگر صدیق بود جان هر یک غرقهٔ تحقیق بود

چه علی باشد و چه ابوبکر، حقیقتِ جانِ هر دوی آنان، غرق در تحقیق، شناخت و جستجویِ حقیقتِ پروردگار بود.

نکته ادبی: غرقه در اینجا استعاره از استغراق در معرفت و کمالات است.

چون بسوی غار می شد مصطفا خفت آن شب بر فراشش مرتضا

هنگامی که پیامبر اسلام (مصطفا) عازمِ غار شد، علی (مرتضی) همان شب در بسترِ ایشان خوابید تا جانِ پیامبر در امان بماند.

نکته ادبی: مصطفا لقب پیامبر و مرتضا لقب امام علی است که هر دو به معنای برگزیده و پسندیده هستند.

کرد جان خویشتن حیدر نثار تابماند جان آن صدر کبار

حیدر (علی) جانِ خویش را در راهِ حفظِ جانِ آن بزرگِ بزرگوار (پیامبر) فدا کرد تا ایشان زنده بمانند.

نکته ادبی: صدر کبار به معنای سرورِ بزرگان است که در اینجا به پیامبر اشاره دارد.

پیش یار غار، صدیق جهان هم برای جان او در باخت جان

آن همراهِ غار (ابوبکر) نیز که صادق و راستگو بود، برای حفظِ جانِ پیامبر، از جانِ خود گذشت.

نکته ادبی: صدیق لقب ابوبکر است که به معنای بسیار راستگو می‌باشد.

هر دو جان بازان راه او شدند جان فشانان در پناه او شدند

هر دوی آن بزرگواران، جان‌نثارانِ راهِ حق شدند و با پناه گرفتن در وجودِ پیامبر، به حقیقتِ کمال رسیدند.

نکته ادبی: جان‌باز و جان‌فشان از ترکیب‌های پرکاربرد در ادبیات عرفانی برای توصیف ایثار در راه محبوب است.

تو تعصب کن که ایشان مردوار هر دو جان کردند بر جانان نثار

تو به جای تعصبِ بیجا، این نکته را دریاب که آن بزرگان چگونه مردانه جانِ خود را در راهِ جانان (خداوند و پیامبر) نثار کردند.

نکته ادبی: تعصب در اینجا به معنای دلبستگیِ کورکورانه و جدال بر سرِ نام هاست.

گر تو هستی مرد این یا مرد آن کو ترا یا درد این یا درد آن

اگر ادعا می‌کنی که پیرو این یا آن هستی، پس کو آن دردِ عشق و فداکاری که آنان در راهِ حق داشتند؟

نکته ادبی: درد در ادبیات عرفانی به معنای عشق و سوزِ درونی برای رسیدن به معشوق حقیقی است.

همچو ایشان جان فشانی پیشه گیر یا خموش و ترک این اندیشه گیر

یا مانندِ آنان پیشه‌ی خود را ایثار و جان‌فشانی قرار ده، یا سکوت کن و این اندیشه‌های تفرقه‌انگیز را رها کن.

نکته ادبی: خموش امر به سکوت در برابرِ مباحثاتِ بیهوده است.

تو علی دانی و بوبکر ای پسر وز خدای عقل و جانی بی خبر

ای پسر، تو فقط نام‌های علی و ابوبکر را می‌شناسی و از حقیقتِ عقلِ الهی و جانِ آگاه بی‌خبری.

نکته ادبی: این بیت هشداری است به آنان که دین را در نام و عنوان خلاصه کرده‌اند.

تو رها کن سر به مهر این واقعه مرد حق شو روز و شب چون رابعه

این رازهای مهر و موم شده و این داستان‌های پر از اختلاف را کنار بگذار و مانند رابعه، شب و روز به دنبالِ رسیدن به حق باش.

نکته ادبی: رابعه بصری از عارفان بزرگ زن در تاریخ اسلام است که نمادِ عشقِ خالص به خداست.

او نه یک زن بود او صد مرد بود از قدم تا فرق عین درد بود

او (رابعه) تنها یک زن نبود، بلکه از نظرِ مقامِ معنوی برابر با صد مرد بود و سراپایِ وجودش غرق در درد و شوقِ الهی بود.

نکته ادبی: این تعبیر برای بیان برتریِ معنوی بر جنسیت به کار رفته است.

بود دایم غرق نور حق شده از فضولی رسته، مستغرق شده

او همواره غرق در نورِ حق بود و از حرف‌های بیهوده و حاشیه‌ای رهایی یافته و کاملاً در خداوند محو شده بود.

نکته ادبی: مستغرق شدن به معنای غوطه‌وری کامل در اقیانوسِ الوهیت و بی‌خبری از عالمِ کثرت است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح مصطفا، غار، مرتضا، حیدر، یار غار، صدیق، رابعه

اشاره به وقایع تاریخیِ صدر اسلام (لیلة‌المبیت و هجرت پیامبر) و همچنین اشاره به شخصیت رابعه بصری.

استعاره غرقه تحقیق

تشبیه غرق شدن در آب به غوطه‌ور شدن در دانش و شناختِ حقیقت.

کنایه جان بازان

کنایه از ایثارگر و کسی که از جان خود برای هدفی متعالی گذشته است.

مبالغه او نه یک زن بود او صد مرد بود

اغراق برای نشان دادن بزرگی و مقامِ والای روحی رابعه.

تضاد علی و صدیق

تقابلِ نام ها در ظاهر برای رسیدن به وحدت در معنا و مفهومِ ایثار.