منطق‌الطیر - درتعصب گوید

عطار

حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن

عطار
چونک آن بدبخت آخر از قضا ناگهان آن زخم زد بر مرتضا
مرتضی را شربتی کردند راست مرتضا گفتا که خون ریزم کجاست
شربت او را ده نخست آنگه مرا زانک او خواهد بدن هم ره مرا
شربتش بردند او گفت اینت قهر حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر
مرتضا گفتا به حق کردگار گر بخوردی شربتم این نابکار
من همی ننهادمی بی او به هم پیش حق در جنت المأوی قدم
مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت مرتضی بی او نمی شد در بهشت
بر عدو چون شفقتش چندین بود با چو صدیقیش هرگز کین بود
آنک چندینی غم دشمن خورد با عتیقش دشمنی چون ظن برد
با میان نارد جهان بی کنار چون علی صدیق را یک دوست دار
چند گویی مرتضی مظلوم بود وز خلافت راندن محروم بود
چون علی شیرحق است و تاج سر ظلم نتوان کرد بر شیر ای پسر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با ترسیم صحنه‌ای از لحظات پایانی زندگی حضرت علی (ع)، عظمت روحی و شفقت بی‌کران آن بزرگوار را حتی نسبت به قاتل خود به تصویر می‌کشد تا از این طریق، استدلالی کلامی و تاریخی برای ردِ هرگونه کینه میان ایشان و خلیفه اول ارائه دهد.

فضای حاکم بر این سروده‌ها، فضایی آکنده از عرفان، مروت و گذشت است که در آن، خشم و انتقام جایی ندارد. شاعر با استفاده از این رویداد، کوشیده است تا نگاهی وحدت‌گرا و مبتنی بر دوستی میان اصحاب پیامبر ارائه کرده و شایعات مبنی بر وجود دشمنی و مظلومیت سیاسی را با تکیه بر منش والای اخلاقی آن حضرت به چالش بکشد.

معنای روان

چونک آن بدبخت آخر از قضا ناگهان آن زخم زد بر مرتضا

زمانی که آن تیره‌بخت (ابن‌ملجم) از سرِ تقدیر ناگوار، ضربتِ مرگبار را بر پیکر مرتضی (ع) فرود آورد.

نکته ادبی: واژه قضا در اینجا به معنای تقدیر و سرنوشت محتوم است که در فرهنگ عرفانی جایگاه ویژه‌ای دارد.

مرتضی را شربتی کردند راست مرتضا گفتا که خون ریزم کجاست

اطرافیان برای مرتضی (ع) دارویی آماده کردند؛ اما آن حضرت در همان حال، جویای حال قاتل خویش شد.

نکته ادبی: شربت در اینجا به معنای داروی شفابخش یا نوشیدنیِ تسکین‌دهنده است.

شربت او را ده نخست آنگه مرا زانک او خواهد بدن هم ره مرا

امام فرمود: نخست این دارو را به او بدهید و سپس به من برسانید، زیرا او قرار است هم‌سفر و همراه من در جهانِ باقی باشد.

نکته ادبی: هم‌ره در اینجا استعاره از همراهی در جهانِ پس از مرگ است.

شربتش بردند او گفت اینت قهر حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر

شربت را نزد ضارب بردند؛ او از سرِ بدگمانی گفت: این چه ستمی است؟ آیا حیدر (علی) می‌خواهد مرا با زهر از پای درآورد؟

نکته ادبی: اینت قهر، عبارت کوتاه شده‌ای است که تعجب و شکایت همراه با ترس را نشان می‌دهد.

مرتضا گفتا به حق کردگار گر بخوردی شربتم این نابکار

مرتضی (ع) به پروردگار سوگند یاد کرد که اگر این نابکار از شربتِ شفابخش من می‌نوشید...

نکته ادبی: نابکار به معنای فردی که کار نیکو نمی‌کند یا تباه‌کار است.

من همی ننهادمی بی او به هم پیش حق در جنت المأوی قدم

من هرگز بدون او قدم به بهشتِ جاویدان (جنت‌المأوی) نمی‌گذاشتم.

نکته ادبی: جنت‌المأوی یکی از نام‌های بهشت در متون دینی است.

مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت مرتضی بی او نمی شد در بهشت

هنگامی که آن مردِ زشت‌کردار، مرتضی (ع) را به شهادت رساند، باز هم آن حضرت حاضر نبود بی‌حضور او به بهشت وارد شود.

نکته ادبی: تکرارِ این مفهوم بر عظمتِ بخشندگیِ امام دلالت دارد.

بر عدو چون شفقتش چندین بود با چو صدیقیش هرگز کین بود

اگر شفقت و مهربانی امام تا این حد نسبت به دشمنش جاری بود، چگونه ممکن است نسبت به شخصیتی همچون صدیق (ابوبکر) کینه داشته باشد؟

نکته ادبی: صدیق لقب خلیفه اول است که شاعر در اینجا به عنوان استدلال کلامی از آن استفاده کرده است.

آنک چندینی غم دشمن خورد با عتیقش دشمنی چون ظن برد

کسی که تا این حد برای دشمن خود دلسوزی می‌کند، چگونه می‌توان گمان برد که با عتیق (ابوبکر) دشمنی داشته است؟

نکته ادبی: عتیق از القاب مشهور خلیفه اول است.

با میان نارد جهان بی کنار چون علی صدیق را یک دوست دار

ای انسان! تفرقه را کنار بگذار و علی و صدیق را چون دو دوستِ یکرنگ و همراه ببین.

نکته ادبی: میان آوردن به معنای ایجاد اختلاف و جدایی است.

چند گویی مرتضی مظلوم بود وز خلافت راندن محروم بود

چرا پیوسته تکرار می‌کنی که مرتضی (ع) مظلوم واقع شد و از حقِ خلافت محروم گشت؟

نکته ادبی: اشاره به بحث‌های کلامی تاریخی درباره جانشینی پیامبر.

چون علی شیرحق است و تاج سر ظلم نتوان کرد بر شیر ای پسر

از آنجا که علی (ع) شیرِ خدا و سرورِ همه است، ای پسر، ظلم بر شیرِ بیشه حقیقت روا نیست و او فراتر از این تعابیر بشری است.

نکته ادبی: شیر حق لقب حضرت علی (ع) و استعاره‌ای از قدرت و شجاعت الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شیر حق

تشبیه حضرت علی (ع) به شیر، نماد شجاعت و قدرت خدادادی و شکست‌ناپذیری ایشان.

تضاد و پارادوکس مهر به دشمن

شاعر با کنار هم قرار دادنِ رفتار رحیمانه امام با قاتلش و دشمنیِ فرضی با صدیق، تضادی عمیق برای اثبات ادعای خود ایجاد کرده است.

استفهام انکاری چند گویی مرتضی مظلوم بود

پرسش‌هایی که هدفشان نه دریافت پاسخ، بلکه ردِ ادعای مخاطب است.