دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۸۴۴

عطار
از غمت روز و شب به تنهایی مونس عاشقان سودایی
عاشقان را ز بیخ و بن برکند آتش عشقت از توانایی
عشق با نام و ننگ ناید راست ندهد عشق دست رعنایی
عشق را سر برهنه باید کرد بر سر چارسوی رسوایی
بس که خفتند عاشقان در خون تا تو از رخ نقاب بگشایی
تا ز ما ذره ای همی ماند تو ز غیرت جمال ننمایی
در حجابیم ما ز هستی خویش ما نهانیم و تو هویدایی
هستی ما به پیش هستی تو ذره ای هستی است هر جایی
هستی ما و هستی تو دویی است راست ناید دویی و یکتایی
نیست عطار را درین تک و پوی هیچ راهی بجز شکیبایی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات روایتگر شوریدگی سالکی است که در راه رسیدن به حقیقت و لقای معشوق ازلی، تمامی تعلقات دنیوی و اعتبارات اجتماعی را زیر پا می‌گذارد. در نگاه شاعر، عشق حقیقی نه با ناز و خودنمایی، بلکه با سرگشتگی، تحمل رنج و قربانی کردنِ خودِ حقیقی ممکن است و این مسیرِ پرخطر، جز با صبر و شکیبایی پیموده نمی‌شود.

جان‌مایه سخن، مفهوم عمیق «فنا» است؛ بدین معنا که تا زمانی که ذره‌ای از خودخواهی و انیت در وجود عاشق باقی باشد، این هویتِ ظاهری، حجابِ دیدنِ جمالِ مطلق است. شاعر با تبیینِ تقابل میان هستیِ ناچیزِ انسان و هستیِ بی‌کرانِ معشوق، یگانگیِ عالم را گوشزد می‌کند و تنها راهِ رهایی از این دوگانگی را گذشتن از خود می‌داند.

معنای روان

از غمت روز و شب به تنهایی مونس عاشقان سودایی

از دردِ دوریِ تو، روز و شبم در تنهایی می‌گذرد؛ این تنهایی، همدمِ همیشگیِ عاشقانِ شیدا و آشفته‌حال است.

نکته ادبی: سودایی در متون عرفانی به معنای عاشقِ مجنون‌وار و کسی است که سودای عشق در سر دارد.

عاشقان را ز بیخ و بن برکند آتش عشقت از توانایی

آتشِ عشقِ تو، توان و قدرتِ عاشقان را از ریشه نابود می‌کند و آنان را از پای درمی‌آورد.

نکته ادبی: بیخ و بن استعاره از ریشه و اساسِ هستیِ عاشق است که در برابرِ عشق تاب نمی‌آورد.

عشق با نام و ننگ ناید راست ندهد عشق دست رعنایی

عشق با نام، ننگ و اعتباراتِ دنیوی جمع نمی‌شود؛ عشقِ واقعی در کنارِ ادا و اطوارِ خودپسندانه و فریبندگیِ ظاهری قرار نمی‌گیرد.

نکته ادبی: رعنایی در اینجا به معنای خودپسندی و فریبندگی است که مانعِ تسلیمِ عاشق در برابر معشوق می‌شود.

عشق را سر برهنه باید کرد بر سر چارسوی رسوایی

در راهِ عشق باید بی‌پروایی پیشه کرد و بدون هراس از قضاوت دیگران، در مرکزِ دیدِ مردم و میدانِ رسوایی ایستاد.

نکته ادبی: سر برهنه بودن کنایه از بی‌پروا بودن و علنی کردنِ عشق است که باعثِ بدنامی در نگاهِ مردم می‌شود.

بس که خفتند عاشقان در خون تا تو از رخ نقاب بگشایی

عاشقانِ بسیاری جانِ خود را فدا کردند و در خونِ خویش غلتیدند، تنها به این امید که تو نقاب از چهره برگیری و رخ بنمایی.

نکته ادبی: خفتن در خون کنایه از شهادت و گذشتن از جان در راهِ معشوق است.

تا ز ما ذره ای همی ماند تو ز غیرت جمال ننمایی

تا وقتی که حتی ذره‌ای از خودخواهیِ ما باقی مانده باشد، تو از روی غیرت، جمالِ خود را به ما نشان نمی‌دهی.

نکته ادبی: غیرت در عرفان، برنتافتنِ وجودِ غیر در حضورِ معشوق است تا کثرت به وحدت بدل شود.

در حجابیم ما ز هستی خویش ما نهانیم و تو هویدایی

ما به خاطرِ وجودِ خودمان از تو دور افتاده‌ایم؛ ما در پسِ پرده‌یِ هستیِ خویش پنهانیم و تو آشکارترینِ حقایقی.

نکته ادبی: حجاب در ادبیات عرفانی به معنای مانعی است که از هستیِ شخصی و منیت انسان ناشی می‌شود.

هستی ما به پیش هستی تو ذره ای هستی است هر جایی

در برابرِ هستیِ بی‌کرانِ تو، هستیِ ما در هر جای عالم که باشد، همچون ذره‌ای ناچیز و بی‌مقدار است.

نکته ادبی: ذره استعاره از کوچکی و نیستیِ وجودِ بشر در برابر عظمتِ هستیِ مطلقِ خداوند است.

هستی ما و هستی تو دویی است راست ناید دویی و یکتایی

میانِ هستیِ ما و هستیِ تو دوگانگی وجود دارد، حال آنکه در حریمِ یگانگی، جایی برای «ما» و «تو» نیست.

نکته ادبی: دویی به معنای دوگانگی و کثرت‌گرایی است که با اصلِ یگانگی یا توحید در تضاد است.

نیست عطار را درین تک و پوی هیچ راهی بجز شکیبایی

در این مسیرِ پر پیچ و خم و تکاپوی جان‌فرسا، برای عطار راهی جز صبر و شکیبایی باقی نمانده است.

نکته ادبی: تک و پوی به معنای دویدن، تلاشِ بسیار و جستجوی مداوم برای رسیدن به هدف است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش عشقت

عشق به آتش تشبیه شده که سوزانندگی و ویران‌گریِ آن صفاتِ اصلی‌اش است.

کنایه خفتن در خون

کنایه از جان‌باختن و گذشتن از جان در راهِ رسیدن به معشوق.

متناقض‌نما (پارادوکس) ما نهانیم و تو هویدایی

عاشق به دلیلِ داشتنِ حجابِ خود، معشوقِ آشکار را نمی‌بیند.

نماد حجاب

اشاره به منیّت و خودخواهی که مانعِ رسیدن به حقیقت می‌شود.

تشبیه ذره

هستیِ انسان به ذره‌ای در مقابلِ خورشیدِ هستیِ حق تشبیه شده است.