دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۸۳۱

عطار
چو لبت به پسته اندر صفت گهر نبینی چو رخت به پرده اندر تتق قمر نبینی
ز فراق چون منی را چه کشی به درد و خواری گه اگر بسی بجویی چو منی دگر نبینی
چه نکوییت فزاید که بد آید از تو بر من چه بود اگر به هر دم به دم از بتر نبینی
مکن ای صنم که گر من نفسی ز دل برآرم ز تف دلم به عالم پس از آن اثر نبینی
ز غم تو جان عطار اگر از جهان برآید تو ز بخت و دولت خود پس از آن نظر نبینی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات نمایانگر شکوه عاشقانه و گله‌مندی دلسوخته‌ای است که در برابر زیبایی بی‌بدیل محبوب، از رنج و بی‌وفایی او لب به اعتراض می‌گشاید. فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از ستایش جمال معشوق و بیان درد و دریغ از بی‌مهری اوست.

شاعر در این سروده، با زبانی استوار و در عین حال عتاب‌آلود، ضمن برشمردن ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد خود در عاشقی، به محبوب هشدار می‌دهد که تداوم این ستم و بی‌توجهی، نه تنها برای عاشق، بلکه برای خود معشوق نیز پیامدهای ناگوار و از دست رفتنِ بخت و اقبال را در پی خواهد داشت.

معنای روان

چو لبت به پسته اندر صفت گهر نبینی چو رخت به پرده اندر تتق قمر نبینی

زمانی که زیبایی لب‌هایت را با شیرینی پسته یا درخشش گوهر می‌سنجی، نظیری برای آن نمی‌یابی؛ همچنین وقتی چهره‌ات را در پرده و نقاب می‌بینی، درمی‌یابی که ماه نیز در برابر آن، فروغی ندارد.

نکته ادبی: واژه «تتق» به معنای پرده یا نقاب است و تشبیه چهره به ماه که در پشت پرده قرار گرفته، از مضامین رایج در ادبیات کهن است.

ز فراق چون منی را چه کشی به درد و خواری گه اگر بسی بجویی چو منی دگر نبینی

چرا مرا به جرم دوری از تو، دچار رنج و خواری می‌کنی؟ اگر در تمام جهان به جستجو بپردازی، هرگز عاشق دلداده‌ای مانند من نخواهی یافت.

نکته ادبی: «چون منی» در اینجا به معنای «مانند من» است و شاعر با تکیه بر این تعبیر، بر یگانگی و اخلاص خود در عشق تأکید می‌ورزد.

چه نکوییت فزاید که بد آید از تو بر من چه بود اگر به هر دم به دم از بتر نبینی

این همه زیبایی و نکویی تو چه سودی برای من دارد وقتی جز بدی و آزار از تو چیزی به من نمی‌رسد؟ چه می‌شد اگر به جای ستم، اندکی با من مهربان‌تر رفتار می‌کردی؟

نکته ادبی: عبارت «دم به دم از بتر نبینی» کنایه از این است که چرا همیشه با من بدتر از قبل رفتار می‌کنی؛ شاعر در اینجا از تضاد میان حسن معشوق و رفتارِ جفاکارانه‌اش گله دارد.

مکن ای صنم که گر من نفسی ز دل برآرم ز تف دلم به عالم پس از آن اثر نبینی

ای محبوب زیبا که چون بت مورد پرستشی، با من چنین مکن؛ زیرا اگر آهی از سر درد از دلم برآید، گرمای سوزان این آه چنان آتشی در عالم برمی‌انگیزد که دیگر اثری از تو و جهان باقی نخواهد ماند.

نکته ادبی: «صنم» استعاره از معشوق زیباست و «تف دل» به معنای سوز و گداز درونی عاشق است که در ادبیات عرفانی و غنایی نشان‌دهنده قدرتِ آهِ عاشق است.

ز غم تو جان عطار اگر از جهان برآید تو ز بخت و دولت خود پس از آن نظر نبینی

اگر عطار به دلیل غم دوری تو از این جهان رخت بربندد و بمیرد، بدان که پس از آن، دیگر روی خوشبختی و سعادت را در زندگی خود نخواهی دید.

نکته ادبی: شاعر در بیت پایانی تخلص خود را آورده و با نگاهی عاقبت‌نگرانه، معشوق را به پیامدِ از دست دادنِ عاشقِ صادق هشدار می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه لب به پسته و گهر / رخ به قمر

تشبیه لب به پسته و گوهر و چهره به ماه، برای نشان دادن زیبایی بی‌همتای معشوق.

استعاره صنم

استفاده از واژه صنم (بت) برای اشاره به محبوب که نشان‌دهنده زیبایی و بی‌اعتنایی اوست.

مبالغه ز تف دلم به عالم پس از آن اثر نبینی

اغراق در تأثیر آه عاشق که می‌تواند جهان را ویران کند.