دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۷۸۹

عطار
در ده می عشق یک دم ای ساقی تا عقل کند گزاف در باقی
زین عقل گزاف گوی پر دعوی بگذر که گذشت عمر ای ساقی
دردی در ده که توبه بشکستم تا کی ز نفاق و زرق و خناقی
ما ننگ وجود پارسایانیم از روی و ریا نهفته زراقی
ای ساقی جان بیار جام می کامروز تو دست گیر عشاقی
تا باز رهیم یک زمان از خود فانی گردیم و جاودان باقی
رفتیم به بوی تو همه آفاق تو خود نه ز فوق و نه ز آفاقی
کس می نرسد به آستان تو زیرا که تو در خودی خود طاقی
بس جان که بسوختند مشتاقان بر آتش عشق تو ز مشتاقی
بنمای به خلق رخ که خود گفتی با ما که تخلقوا به اخلاقی
عطار برو که در ره معنی امروز محققی به اطلاقی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل از دیوان عطار نیشابوری، بیانگر شور و اشتیاق عارفانه برای رهایی از بندِ عقلِ جزئی و رسیدن به ساحتِ شهود و فنا در حضرت دوست است. شاعر با تکیه بر مفاهیم عرفانی، از «شرابِ معرفت» برای شکستن سدِ تزویر و ریا بهره می‌گیرد تا به یگانگی با معشوق ازلی دست یابد.

در این مسیر، عطار با نکوهشِ عقلِ پرمدعا و دعوت به بیخودی، سالک را به سویِ حقیقتِ بی‌نام و نشانِ الهی رهنمون می‌سازد و تأکید می‌کند که رسیدن به درگاه حق، نیازمند گذشتن از «خود» و رها شدن از قیدوبندهای ظاهری و دروغین است.

معنای روان

در ده می عشق یک دم ای ساقی تا عقل کند گزاف در باقی

ای ساقی، جامی از شرابِ عشق به من بنوشان تا عقلِ جزئی‌نگر از پرگویی و ادعاهای واهی درباره آینده و باقی‌مانده عمر دست بردارد.

نکته ادبی: گزاف به معنای بیهودگی و سخنِ بی‌مایه است که در اینجا تقابل بین عقل و عشق را نشان می‌دهد.

زین عقل گزاف گوی پر دعوی بگذر که گذشت عمر ای ساقی

از این عقلِ پرادعا و مغرور که چیزی جز گزافه‌گویی نمی‌داند، فاصله بگیر؛ زیرا عمر در حال گذر است و با این عقلِ محدود به مقصد نخواهی رسید.

نکته ادبی: عقلِ گزاف‌گوی، صفتی است که عطار برای نشان دادن نقص عقل در درک حقایق متعالی به کار می‌برد.

دردی در ده که توبه بشکستم تا کی ز نفاق و زرق و خناقی

شرابی (دردی) به من بده تا توبه‌ام را بشکنم؛ چرا که از ریاکاری، تظاهر و نقاب‌های دروغین خسته شده‌ام.

نکته ادبی: زرق و خناق استعاره از تزویر و دورویی است که مانعِ سلوک واقعی می‌شود.

ما ننگ وجود پارسایانیم از روی و ریا نهفته زراقی

ما باعث ننگ و بدنامی پارسایان واقعی هستیم، چرا که با ظاهری آراسته، ریاکاری خود را در باطن پنهان کرده‌ایم.

نکته ادبی: زراقی به معنای تزویر و فریب‌کاری است که در اینجا در مقابلِ پارسایی قرار گرفته است.

ای ساقی جان بیار جام می کامروز تو دست گیر عشاقی

ای ساقیِ عالمِ جان، جام معرفت را بیاور که امروز تنها تو دستگیر و یاورِ حقیقیِ عاشقان هستی.

نکته ادبی: ساقی در عرفان، نمادِ فیض‌رسانِ الهی یا پیرِ کامل است که جام عشق را به سالک می‌دهد.

تا باز رهیم یک زمان از خود فانی گردیم و جاودان باقی

تا بتوانیم برای لحظه‌ای از قیدِ «من» و خودخواهی رها شویم و در تو فانی گردیم تا به بقای جاودان دست یابیم.

نکته ادبی: فنا و بقا از اصطلاحات کلیدی عرفان است؛ فنای از خود و بقای در حق.

رفتیم به بوی تو همه آفاق تو خود نه ز فوق و نه ز آفاقی

ما در جستجوی تو تمام جهان و آفاق را گشتیم، اما در نهایت دریافتیم که تو فراتر از هر مکان و جهتی هستی و در هیچ‌کجا محدود نمی‌شوی.

نکته ادبی: اشاره به آیه «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ» که در اینجا نگاه عارفانه به بی‌مکانیِ خداوند دارد.

کس می نرسد به آستان تو زیرا که تو در خودی خود طاقی

هیچ‌کس نمی‌تواند به حریمِ درگاه تو راه یابد، چرا که تو در ذاتِ خویش یگانه و بی‌همتا هستی.

نکته ادبی: تاق بودن به معنای یگانه بودن و فرد بودن است که صفتِ ذاتیِ حق تعالی است.

بس جان که بسوختند مشتاقان بر آتش عشق تو ز مشتاقی

عاشقانِ بسیاری از شدتِ اشتیاق و دوریِ تو، جانشان بر آتشِ عشقِ تو سوخت و خاکستر شد.

نکته ادبی: آتش عشق نمادِ سختی‌های سلوک و سوختنِ خودخواهی در راه رسیدن به حق است.

بنمای به خلق رخ که خود گفتی با ما که تخلقوا به اخلاقی

ای خداوند، رخسارِ خود را بر خلق آشکار کن، چرا که خودت به ما آموختی که متخلق به اخلاقِ الهی شویم.

نکته ادبی: اشاره به حدیث نبوی «تخلقوا بأخلاق الله» که به معنای آراستن خود به صفات خدایی است.

عطار برو که در ره معنی امروز محققی به اطلاقی

ای عطار، از این مقام نیز بگذر و پیش برو، چرا که امروز در راهِ رسیدن به حقیقت، به مقامِ شهود و یقین دست یافته‌ای.

نکته ادبی: محققی به اطلاقی یعنی کسی که به تحقیقِ بی‌قید و شرط و حقیقتِ مطلق دست یافته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره می عشق

عشق به شرابی تشبیه شده که مستی و بی‌خودیِ عارفانه را به دنبال دارد.

تضاد (طباق) فانی گردیم و جاودان باقی

تضادِ میان فنای از خود و بقای در حق که هسته مرکزی عرفان است.

تلمیح تخلقوا به اخلاقی

اشاره به حدیث شریف «تخلقوا بأخلاق الله» به معنای متخلق شدن به اخلاق الهی.

نمادپردازی ساقی

نمادِ فیض‌رسانِ الهی یا پیرِ طریق که جامِ معرفت را به کامِ سالک می‌ریزد.