دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۷۷۲

عطار
جانا دهنی چو پسته داری در پسته گهر دو رسته داری
صد شور به پسته در فتاده است زان قند که مغز پسته داری
قندیم فرست و مرهمی ساز زین بیش مرا چه خسته داری
در هر سر موی زلف شستت صد فتنهٔ نانشسته داری
گفتی به درست عهد کردم صد عهد چنین شکسته داری
در تاز و جهان بگیر کز حسن صد ابلق تنگ بسته داری
یک گل ندهی ز رخ به عطار وانگاه هزار دسته داری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، گله‌مندانه و عاشقانه، توصیف‌گرِ تقابلِ میانِ زیباییِ خیره‌کننده و بی‌رحمیِ معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویرِ طبیعت‌گرایانه و پیوند دادنِ آن‌ها به ویژگی‌های جسمانیِ یار، فضایی آکنده از حسرت و تمنا خلق می‌کند.

در لایه‌های عمیق‌تر، این متن بازتاب‌دهنده‌ی استیصالِ عاشقی است که در عینِ ستایشِ جمالِ بی‌بدیلِ معشوق، از بی‌وفایی و عهدشکنی‌های مکررِ او شکوه می‌کند و خواستارِ مرهمی برای رنجِ خویش است.

معنای روان

جانا دهنی چو پسته داری در پسته گهر دو رسته داری

ای محبوب، دهانی کوچک و لطیف مانند پسته داری و در درون این دهان، دو ردیف دندان مانند مرواریدهای گران‌بها چیده‌ای.

نکته ادبی: تشبیه «دهان به پسته» و استعاره «دندان به گوهر» از مضامین رایج در توصیف زیبایی در شعر کلاسیک است.

صد شور به پسته در فتاده است زان قند که مغز پسته داری

شیرینیِ لب‌های تو چنان است که شور و غوغایی در عالم به پا کرده است؛ گویی از آن قند و شیرینی که در نهادِ جانِ توست، فتنه‌ای عالم‌گیر برخاسته است.

نکته ادبی: در اینجا «مغز پسته» به شیرینیِ کلام و لبخند معشوق اشاره دارد که عاملِ اصلیِ بی‌قراریِ عاشق است.

قندیم فرست و مرهمی ساز زین بیش مرا چه خسته داری

حال که دهانت سرچشمه‌ی شیرینی است، کمی از آن برای من بفرست و دردی را که دارم درمان کن؛ چرا این‌قدر مرا مجروح و دل‌شکسته رها کرده‌ای؟

نکته ادبی: استفاده از «قند» به عنوان استعاره از بوسه یا کلامِ شیرینِ معشوق که مرهمِ دردِ عاشق است.

در هر سر موی زلف شستت صد فتنهٔ نانشسته داری

در پیچ‌وتابِ هر تارِ موی تو، صدها آشوب و فتنه نهفته است که منتظرِ فرصت برای گرفتار کردنِ عاشقان هستند.

نکته ادبی: «فتنه‌ی ناشسته» استعاره از بلاها و آشوب‌هایی است که هنوز برانگیخته نشده‌اند اما پتانسیلِ آن در زلف معشوق وجود دارد.

گفتی به درست عهد کردم صد عهد چنین شکسته داری

به زبان گفتی که پیمانِ دوستی را به‌درستی رعایت می‌کنی، اما در عمل صدها بار همین عهد را شکستی و به قولت وفادار نبودی.

نکته ادبی: تضاد میان «درست» (صادقانه) و «شکسته» (نقضِ عهد) برای تاکید بر بی‌وفایی معشوق به کار رفته است.

در تاز و جهان بگیر کز حسن صد ابلق تنگ بسته داری

با این زیباییِ خیره‌کننده‌ای که داری، به میدان بیا و جهان را به تسخیر خود درآور، چرا که تو لشکری از جمال (مانند اسب‌های جنگی) آماده و در اختیار داری.

نکته ادبی: «ابلق» به معنای اسب دورنگ است که در اینجا کنایه از سپاهِ زیباییِ معشوق برای فتحِ دل‌هاست.

یک گل ندهی ز رخ به عطار وانگاه هزار دسته داری

تو که هزاران گلِ زیبا (نشانه جمال) در چهره‌ات داری، دریغ می‌کنی که حتی یکی از آن‌ها را نثارِ من، عطار، کنی.

نکته ادبی: تخلص شاعر در بیت پایانی آمده است و در اینجا با گل‌فروشیِ معشوق (استعاره از کثرتِ زیبایی) تقابل یافته است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه دهانی چو پسته

تشبیه دهان کوچک معشوق به پسته برای نشان دادن ظرافت و کوچکی آن.

استعاره گهر

دندان‌های معشوق به مروارید تشبیه شده‌اند که دلالت بر درخشش و سفیدی و ارزشمندی آن‌ها دارد.

کنایه صد ابلق تنگ بسته

کنایه از آماده بودنِ سپاهِ زیباییِ معشوق برای تسخیرِ دل‌های عاشقان.