دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۷۳۶

عطار
ای شکر با لب تو شیرین نه پیش زلف تو مشک مشکین نه
ماهرویان ره جفا سپرند با همه کس ولیک چندین نه
گفته ای ترک تو بخواهم کرد هرچه خواهی بکن ولی این نه
چون ز عطار بگذری کس را در صفاتت زبان شیرین نه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب یک رباعی، تصویری عاشقانه و در عین حال شکوه‌آمیز از رابطه عاشق و معشوق ارائه می‌دهد. شاعر با استفاده از اغراق‌های لطیف، زیبایی معشوق را برترین زیبایی‌ها دانسته و او را سرآمد زیبارویان می‌داند، اما در عین حال از تندخویی و جفای او گلایه دارد.

درونمایه اصلی شعر، ابراز وابستگی شدید عاشق به معشوق است؛ به‌طوری‌که عاشق حاضر است تمام رنج‌ها و جفاهای احتمالی را تاب بیاورد، مگر رنجِ هجران و دوری. در نهایت، شاعر با گریز به نام خود، بیان می‌دارد که هیچ‌کس جز او نمی‌تواند با چنین زبان شیرینی، ستایشگرِ صفاتِ بی‌مانندِ معشوق باشد.

معنای روان

ای شکر با لب تو شیرین نه پیش زلف تو مشک مشکین نه

ای معشوق، شیرینیِ شکر در برابر شیرینیِ لب‌های تو هیچ است و مشکِ خوشبو در برابر عطرِ زلفِ تو، بویی ندارد.

نکته ادبی: حرف «نه» در پایان مصراع‌ها در اینجا به معنای «نیست» یا «به‌اندازه نیست» در مقام قیاس به کار رفته است.

ماهرویان ره جفا سپرند با همه کس ولیک چندین نه

آدم‌های زیبا معمولاً اهلِ بی‌وفایی و جفا هستند، اما نه تا این حد که با همگان چنین رفتاری داشته باشند (تو در جفا کردن نسبت به من بی‌مانندی).

نکته ادبی: «ره سپردن» کنایه از عادت کردن یا در مسیرِ کاری قرار گرفتن است.

گفته ای ترک تو بخواهم کرد هرچه خواهی بکن ولی این نه

گفتی که قصد داری مرا ترک کنی؛ هر کارِ دیگری که می‌خواهی بکن و هر بلایی می‌خواهی بر سرم بیاور، اما این کار (ترک کردن) را انجام نده.

نکته ادبی: این بیت اوج عجز و التماس عاشق را نشان می‌دهد و تأکید بر عدم تحملِ هجران دارد.

چون ز عطار بگذری کس را در صفاتت زبان شیرین نه

اگر تمام دنیا را بگردی و از «عطار» بگذری، هیچ‌کس را نمی‌یابی که زبانی چنین شیرین و توانا برای توصیف ویژگی‌هایِ زیبایِ تو داشته باشد.

نکته ادبی: استفاده از تخلص «عطار» در پایان شعر، برای تثبیتِ جایگاهِ عاشق و هنرمند به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه شکر با لب تو شیرین نه

شاعر برای نشان دادن برتری زیبایی لب معشوق، حتی شکر را که مظهر شیرینی است، در برابر آن بی‌ارزش می‌شمارد.

تخلص چون ز عطار بگذری

اشاره شاعر به نام خودش در پایان اثر برای اثباتِ برتریِ خود در توصیف معشوق.

تضاد هرچه خواهی بکن ولی این نه

تضاد میانِ پذیرشِ جفاهایِ گوناگون و نپذیرفتنِ تنها یک جفا که همان «ترک کردن» است.